تبليغاتX
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> > ابا صالح المهدی ادرکنی

جايگاه‌ شرابخواردر روايت‌:

1-اعمال‌ خوب‌ شرابخوار تا چهل‌ شبانه‌ روز قبول‌ نمي‌ شود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 19:32  توسط رمضان رفيعي  | 

13- ثواب طواف

عن النبى صلى الله عليه و اله و سلم انه قال: من طاف بهذا البيت اسبوعا و احسن صلاة ركعتيه غفر له.

پيامبر اكرم -صلى الله عليه و آله- فرمود: هركس هفت‏بار به دور اين خانه طواف كند و دو ركعت نماز طواف را بخوبى انجام دهد. گناهش آمرزيده شود.

بحارالانوار/ ج 96/ 49

14- حج و تجديد ميثاق

قال ابو جعفر عليه السلام: و الحجر كالميثاق و استلامه كالبيعة و كان اذا استلمه قال: اللهم امانتى اديتها و ميثاقى تعاهدته ليشهدلى عندك بالبلاغ.

امام باقر -عليه السلام- فرمود: حجرالاسود مثل يك پيمان است و دست كشيدن بر آن چون بيعت [با خدا] است وقتى حضرت دست‏بر حجرالاسود مى‏كشيد مى‏فرمود: خدايا! امانتم را ادا كردم. ميثاق خود را تجديد كردم، تو گواه باش كه من وظيفه‏ام را بپايان رساند.

بحار الانوار/ ج‏96/ 48

15- اهميت‏حج

عن ابى عبد الله -عليه السلام- قال: لا يزال الدين قائما ما قامت الكعبة.

اما صادق -عليه السلام- فرمود: تا كعبه برپاست دين برپاست.

بحار الانوار/ ج 96/ 57

16- فلسفه نام كعبه

عن ابى جعفر -عليه السلام- قال: قلت له: لم سمى البيت العتيق؟ قال: لانه حر عتيق من الناس و لم يملكه، احد.

از امام باقر -عليه السلام- سؤال شد، چرا كعبه را بيت العتيق ناميده‏اند؟

فرمود: زيرا اين خانه آزاد است و رها شده و در ملكيت هيچ كس درنيامده است.

بحارالانوار/ ج 96/ 59

17- مثلث مقدس

عن ابى عبد الله -عليه السلام- قال: ان الله عزوجل حرمات ثلاث ليس مثلهن شى‏ء كتابه و هو حكمه و نوره و بيته الذى جعله قبلة للناس لايقبل من احد توجها الى غيره و عترة نبيكم.

امام صادق -عليه السلام- فرمود: خداى عزوجل سه ناموس محترم و مقدس دارد كه هيچ چيز به حرمت آن نرسد. كتابش كه فرمان او و نور اوست و خانه‏اش كه آنرا قبله مردم قرار داده و توجه به جايى غير آن از هيچ‏كس پذيرفته نيست و عترت پيامبر شما.

بحار الانوار/ ج‏96/ 60

18- نذر كعبه

عن على -عليه السلام- قال: لو كان لى واديان يسيلان ذهبا و فضة ما اهديت الى الكعبة شيئا لانه يصير الى الحجبة دون المساكين.

امام على -عليه السلام- فرمود: اگر دو رودخانه مواج از طلا و نقره داشته باشم هيچ چيز به كعبه اهدا نخواهم كرد، زيرا به پرده‏داران «ناشايست‏» مى‏رسد نه به مساكين و مستمندان.

بحارالانوار/ ج 96/ 67

19- امنيت‏حرم

عن عبد الله بن سنان، عن ابى عبد الله -عليه السلام- قال قلت: ا رايت قوله «و من دخله كان امنا» (3) البيت عنى او الحرم؟ قال: من دخل الحرم من الناس مستجيرا به فهو امن و من دخل البيت من المؤمنين مستجيرا به فهو امن من سخط الله و من دخل الحرم من الوحش و السباع و الطير فهو امن من ان يهاج او يؤذى حتى يخرج من الحرم.

عبد الله بن سنان گويد به امام صادق -عليه السلام- گفتم: بفرماييد منظور از آيه «و من دخله كان امنا» چيست؟ كعبه مورد نظر است‏يا حرم؟ فرمود: هر كس از مردم به حرم پناه آورد در امان است. هركس از مؤمنين بر حرم پناه آورد از خشم خدا در امان است و هر حيوان وحشى و درنده و پرنده‏اى كه داخل حرم شود. در امان است از ارعاب و اذيت تا از آن بيرون رود.

بحار الانوار/ ج 96/ 74

20- چهار شهر برگزيده

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ان الله اختار من البلدان اربعة فقال عز و جل: و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين. و التين المدينة و الزيتون بيت المقدس و طور سينين الكوفة و هذا البلدا الامين مكة.

رسول خدا -صلى الله عليه و آله- فرمود: خداوند از شهرهاى چهار شهر برگزيده است و فرموده: والتين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين. منظور از تين مدينه و منظور از زيتون بيت المقدس است و مقصود از طور سينين كوفه و مقصود از اين شهر امن، مكه معظمه است.

بحار الانوار/ ج 96/ 77

21- حج از مال حرام

قال ابو جعفر عليه السلام: لا يقبل الله عز و جل حجا و لاعمرة من مال حرام

امام باقر -عليه السلام- فرمود: خداوند عز و جل، حج و عمره از مال حرام را قبول نمى‏كند.

بحار الانوار/ ج 96/ 120


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 19:30  توسط رمضان رفيعي  | 

اهميت‏حج

قال على عليه السلام:

الله الله فى بيت ربكم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترك لم تناظروا.

على(ع) فرمود:

خدا را! درباره خانه پروردگارتان در نظر داشته باشيد تا هستيد، آن را خالى نگذاريد. زيرا اگر حج متروك شود نظر رحمت‏خدا از شما قطع خواهد شد.

بحار الانوار/ ج 96/ 16

2- حج و توجه بسوى خدا

عن ابى جعفر الباقر عليه السلام فى قول الله تبارك و تعالى:

«ففروا الى الله انى لكم منه نذير مبين‏» (2) قال: حجوا الى الله.

امام باقر(ع) درباره آيه شريفه «ففروا الى الله انى لكم منه نذير مبين‏» فرموده است: منظور از فرار بسوى خدا آن است كه آهنگ حج كنيد.

معانى الاخبار/ ص 222

3- لبيك و قربانى

عن على عليه السلام قال:

نزل جبرئيل عى النبى صلى الله عليه و آله و سلم فقال: يا محمد مر اصحابك بالحج و الثلج، فالحج رفع الاصوات بالتلبية و الثلج نحر البدن.

امام على عليه السلام فرمود:

جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و گفت: اى محمد يارانت را به عج و ثج فرمان ده. عج‏يعنى فرياد و لبيك برآوردن و ثج‏يعنى قربانى كردن شتران.

معانى الاخبار/ ص 224.

4- حج اكبر و اصغر

عن معاوية بن عمار، قال:

سئلت ابا عبدالله عليه السلام عن يوم الحج الاكبر فقال: هو يوم النحر و الاصغر العمرة.

معاوية بن عمار گويد:

از امام صادق عليه السلام پرسيدم روز حج اكبر چه روزى است؟ حضرت فرمود: روز حج اكبر روز عيد قربان است و حج اصغر عمره است.

معانى الاخبار/ ص 295

5- آثار حج

عن الرضا عليه السلام قال:

ما رايت‏شيئا اسرع غنا و لا انفى للفقر من ادمان الحج

از امام رضا عليه السلام نقل شده كه فرمود:

هيچ چيزى را بيشتر از حج مداوم، در بى‏نيازى و فقر زدائى مؤثر نديدم.

بحار الانوار، ج 74، ص 318

6- مرگ در راه حج

عن ابى عبدالله عليه السلام قال:

من مات فى طريق مكة ذاهبا اوجائيا امن من الفزغ الاكبر يوم القيامة.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هركس در راه رفت و برگشت مكه بميرد از اندوه بزرگ روز قيامت ايمن خواهد بود.

ملاذ الاخيار/ ج 7/ 223

7- حرمت مهمانان خدا

عن ابى عبد الله عليه السلام قال: الحاج و المعتمر وفد الله ان سالوه اعطاهم و ان دعؤه اجابهم و ان شفعوا شفعهم و ان سكتوا ابتداهم و يعوضون بالدرهم الف الف درهم

امام صادق عليه السلام فرمود: حاجى و عمره‏گزار مهمان خدايند. اگر چيزى بخواهند به ايشان دهد. اگر او را بخوانند، پاسخ مى‏گويد. اگر شفاعت كنند. شفاعت ايشان را مى‏پذيرد، اگر سكوت كنند، با آنان آغاز سخن مى‏كند و در برابر هر درهمى كه خرج كرده‏اند، يك ميليون درهم به آنان مى‏پردازد.

ملاذ الاخبار/ ج 7/ 226

8- آمادگى براى احرام

عن حماد بن عيسى قال: سئلت ابا عبد الله عليه السلام عن التهيؤء للاحرام، فقال: تقليم الاظفار و اخذ الشارب و حلق العانة.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 19:27  توسط رمضان رفيعي  | 

بزرگترين‌ عامل‌ اين‌ بي‌ بند وباري‌ در مسائل‌ جنسي‌،اشتغال‌ زنان‌ به‌كارهاي‌ تجاري‌ و اداري‌ و كارهاي‌ مختلف‌ ديگر است‌ كه‌ بهترين‌ وسيله‌ وفرصت‌ براي‌ اختلاط‌ مردان‌ و زنان‌ است‌. وباعث‌ شده‌ كه‌ قوة‌ دفاعي‌ زن‌در مقابل‌ تجاوز مرد، كم‌ و نابود شده‌ و روابط‌ شهواني‌ بين‌ زن‌ و مرد از هرقيد اخلاقي‌ آزاد گردد. در اين‌ حال‌ لذت‌ زندگي‌ در نزد دوشيزگان‌ اين‌است‌ كه‌ مرد جام‌ لذت‌ و تمتع‌ را به‌ وي‌ تقديم‌ كند و لذا بدنبال‌ اين‌ لذتهابه‌ رقاص‌ خانه‌ها، كلوپهاي‌ شبانه‌، هتلها و قهوه‌خانه‌ها سر مي‌زند تابتواند مرد بيگانه‌اي‌ را كه‌ صاحب‌ ماشين‌ و ثروت‌ است‌، شكار كند! به‌اين‌ ترتيب‌ او خود را با رضا و رغبت‌ فراوان‌ در محيط‌ و اوضاعي‌مي‌اندازد كه‌ تمايلات‌ جنسي‌ را مشتعل‌تر مي‌كند و نه‌ تنها از عواقب‌ آن‌ترسي‌ ندارد بلكه‌ آن‌ را با شادي‌ و آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند».

اين‌ است‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ كه‌ ديگر آثاري‌ از فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ وعفت‌ و حيا و شرم‌ و حجاب‌ در زنان‌ (مگر در افراد كمي‌) ديده‌ نمي‌شودو همه‌ در اين‌ مسابقة‌ خطرناك‌ برهنگي‌ و بي‌حيائي‌ شركت‌ كرده‌اند وعاقبت‌ به‌ عواقب‌ خطرناك‌ و نابود كنندة‌ آن‌ دچار مي‌شوند.

 

ايدز!

     «نيوت‌ گنگريچ‌ ،رئيس‌ اسبق‌ مجلس‌ نمايندگان‌ امريكا:

     ايالات‌ متحده‌ بايد جهان‌ را رهبري‌ كند...اما با كشوري‌ كه‌ در آن‌دوازده‌ ساله‌ها باردار مي‌شوند،پانزده‌ ساله‌ها همديگر رامي‌كُشند،هفده‌ ساله‌ها به‌ ايدز مبتلا مي‌شوند و هجده‌ ساله‌هاديپلم‌ مي‌گيرند بدون‌ اينكه‌ بتوانند بخوانند و بنويسند،هيچ‌كس‌ را نمي‌شود رهبري‌ كرد!»

 

      «هرساله‌ 350هزار دختر نوجوان‌  امريكايي‌ در سنين‌ بين‌ پانزده‌ تانوزده‌ سال‌ دوره‌ دبيرستان‌ به‌ سبب‌ ارتباط‌هاي‌ نامشروع‌ فرزندان‌ غيرقانوني‌ به‌ دنيا مي‌آورند و اين‌ آمار در دهه‌هاي‌ اخير سال‌ به‌ سال‌ در حال‌افزايش‌ است‌.»

      جان‌ نكد،نويسنده‌ وتحليل‌ گر غربي‌:

     «انتشار ايدز در ايالات‌ متحده‌ و اروپا و ساير نقاط‌ جهان‌ خطر جدي‌در روابط‌ اين‌ جوامع‌ بوجود آورده‌ است‌.هزاران‌ نفر و از جمله‌شخصيت‌هاي‌ معروفي‌ نظير«روك‌ هادسون‌»هنرپيشه‌ آمريكايي‌ به‌ اين‌بيماري‌ دچار شده‌اند.اكنون‌ شانزده‌ ميليون‌ نفر در سنين‌ مختلف‌ دركشورهاي‌ اروپايي‌ و آمريكا حامل‌ ويروس‌ ايدز هستند...هراس‌ ازمواجهه‌ با اين‌ هيولاي‌ خزنده‌ به‌ استوديوهاي‌ هاليوود نيز كشانده‌ شده‌است‌.آن‌ جا كه‌ پس‌ از ابتلاي‌ برخي‌ هنرمندان‌ نامي‌،تمامي‌ هنرپيشه‌هاي‌زن‌ ومرد ملزم‌ به‌ ارائه‌ گواهي‌ نامة‌ عدم‌ ابتلا به‌ ويروس‌ ايدز هستند!»

      «در فاصله‌ سال‌ 1985 تاكنون‌ ايدز قربانيان‌ زيادي‌ از هاليوود گرفته‌است‌.

     جون‌ كالينز،بازيگر سينما گفته‌ است‌ كه‌:ايدز مكافات‌ گناهان‌ هاليووداست‌.

     مرگ‌ هادسن‌ در اكتبر 1985 همچون‌ زلزله‌ موجي‌ از وحشت‌ وحيرت‌ در قشرهاي‌ لوكس‌ هاليوود برانگيخت‌.ادآلستر رئيس‌ اتحاديه‌بازيگران‌ سينما،كه‌ شصت‌ هزار بازيگر را زير پوشش‌ خود دارد،پيشنهادكرد كه‌ در گام‌ اول‌ صحنه‌هاي‌ بوسه‌ از كليه‌ فيلم‌ نامه‌ها حذف‌ شود!...

در سال‌ 1991 فقط‌ آمار رسمي‌ حاكي‌ از 67مرگ‌ در هاليوود بر اثر ابتلاي‌به‌ ايدز بوده‌ است‌.»

سقط‌ جنين‌

     «سالانه‌ بيش‌ از جهارصدهزار مورد سقط‌ جنين‌ در زنان‌ زير بيست‌سال‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ اكثراً در دختران‌ ازدواج‌ نكرده‌  امريكايي‌ است‌و70% اين‌ دختران‌ حملات‌ جنسي‌ افراد وگروههاي‌ مستهجن‌ و هرزه‌ راتجربه‌ مي‌كنند!»

      «بر اساس‌ آمار ارائه‌ شده‌ در ايالات‌ متحده‌  امريكا يك‌ ميليون‌نوجوان‌ در دوران‌ بلوغ‌ از منزل‌ فرار مي‌كنند كه‌ 3/2فرار افراد مؤنث‌ناشي‌ از آزارهاي‌ جنسي‌ در محيط‌ خانواده‌ مي‌باشد.»

      «در شهر نيويورك‌ فردي‌ كه‌ يك‌ كلينيك‌ روان‌شناسي‌ خصوصي‌تأسيس‌ كرده‌ بود ودر آن‌ يكصد كودك‌ را تحت‌ نظارت‌ و مراقبت‌ داشت‌پس‌ از آنكه‌ متهم‌ شد كه‌ تمامي‌ يكصد كودك‌ را مورد تجاوز قرار داده‌است‌ به‌ اسرائيل‌ گريخت‌ كه‌ متأسفانه‌ يك‌ سوم‌ اين‌ كودكان‌ آلوده‌ به‌ ايدزشدند...!»

خودكشي‌!

     «بر اساس‌ گزارش‌هاي‌ منتشره‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا در هر شش‌ساعت‌ يك‌ نفر زير نوزده‌ سال‌ به‌ وسيلة‌ سلاح‌ گرم‌ دست‌ به‌ خودكشي‌مي‌زند.در سال‌ 1990،1447نفر بين‌ سنين‌ ده‌ الي‌ نوزده‌ سال‌ به‌ وسيله‌سلاح‌ گرم‌ خودكشي‌ كرده‌اند.»

     «بر اساس‌ آمار موجود،خودكشي‌ دومين‌ علت‌ مرگ‌ ومير در بين‌جوانان‌ 15-24 ساله‌ در ايالات‌ متحده‌ مي‌باشد.»

      دكتر ردفيلد جيميسون‌ استاد روان‌ پزشكي‌ دانشگاه‌«جانزهاپكينز»در همين‌ باره‌ گفت‌:سالانه‌ حدود سي‌ هزار آمركايي‌ خودكشي‌ و750 هزارنفر ديگر هم‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌ميرند. از هرپنج‌ نوجوان‌ آمركايي‌ طي‌ يك‌ سال‌ گذشته‌ يك‌ نفر خودكشي‌ كرده‌ يا جداًقصد آن‌ را داشته‌ است‌.»

     «آمار تكان‌ دهندة‌ موجود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ در اين‌ كشور بين‌سال‌هاي‌ 1970 تا 1980 ميزان‌ خودكشي‌ در ميان‌ گروه‌ سني‌

15- 20ساله‌ 50% افزايش‌ يافته‌ است‌.»

افسردگي‌

مجله‌ اكونوميست‌  در شماره‌ اول‌ ژانويه‌ 1999 خود،با چاپ‌ گزارشي‌در باره‌ پديدة‌ افسردگي‌  و علل‌ و آثار آن‌ در ايالات‌ متحده‌ آمريكا نوشت‌:

     به‌ عقيدة‌ روان‌ شناسان‌ ،افسردگي‌ بيماريي‌ ناشي‌ از مدرنيسم‌ وفشارهاي‌ جانبي‌ آن‌ است‌ و جوانان‌ به‌ ويژه‌ در آمريكا كه‌ سرعت‌ نوآوري‌در آن‌ جا بيش‌ از ساير نقاط‌ جهان‌ است‌ در سنين‌ پايين‌تر در دام‌ اين‌بيماري‌ گرفتار مي‌آيند.

     در سال‌ 202 افسردگي‌ پس‌ از بيماري‌هاي‌ قلبي‌ ،گسترده‌ترين‌بيماري‌ دامن‌ گير بشر خواهد بود.به‌ نوشته‌ اين‌ مجله‌:

     دكتر ارنست‌ برنت‌ و همكارانش‌ از انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌آمريكا برآورد كرده‌اندكه‌ هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ بيماري‌ افسردگي‌ درآمريكا سالانه‌ بالغ‌ بر 44ميليارد دلار يعني‌ تقريبا برابر هزينه‌هاي‌بيماري‌هاي‌ عروقي‌ است‌ و اين‌ بدان‌ معنا است‌ كه‌ هر آمريكايي‌  سالانه‌6هزاردلار بابت‌ بيماري‌ افسردگي‌ پرداخت‌ مي‌كند.

     اين‌ مجله‌ مي‌افزايد:

     هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ به‌ 12 ميلياردو400ميليون‌ دلار بالغ‌ مي‌شود و خودكشي‌ مبتلايان‌ به‌ افسردگي‌7ميليارد و500ميليون‌ دلار به‌ اين‌ رقم‌ مي‌افزايد كه‌ خسارت‌ ناشي‌ ازدست‌ رفتن‌ نيروي‌ انساني‌ در آن‌ به‌ حساب‌ نيامده‌ است‌.

     اكونوميست‌ مي‌نويسد:

     در اين‌ ميان‌،بازار داروهاي‌ ضد افسردگي‌ بسيار گرم‌ است‌.طبق‌برآورد انستيتو تكنولوژي‌ ماساچوست‌ ارزش‌ بازار جهاني‌ اين‌ داروهابالغ‌ بر 7ميليارد دلار است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پنج‌ سال‌ آينده‌ 50%رشدداشته‌ باشد!

     مشهورترين‌ داروي‌ درمان‌ بيماري‌ افسردگي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ ويژه‌ درآمريكا رواج‌ دارد «پروژاك‌»است‌ كه‌ شركت‌ سازندة‌ آن‌ «الي‌ ليلي‌»سالانه‌2ميليارد و600ميليون‌ دلار به‌ جيب‌ سهامداران‌ خود سرازير مي‌كند.»

 

     در مجله‌ دانستني‌ها ،5/7/62 آمده‌ است‌ كه‌:

     آمريكايي‌ها هرشب‌ بالغ‌ بر سي‌ ميليون‌ قرص‌ خواب‌ آور مصرف‌مي‌كنند،كه‌ اگر طي‌ يك‌ سال‌ اين‌ تعداد قرص‌ را روي‌ هم‌ انباشته‌ كنيم‌حدود 600000كيلوگرم‌ وزن‌ خواهد داشت‌.

     واين‌ 600تن‌ قرص‌ براي‌ به‌ خواب‌ بردن‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌ به‌ مدت‌هشت‌ شبانه‌ روز كافي‌ مي‌باشد.!

 

     «الوين‌ تافلر،نويسنده‌ ونظريه‌ ردازِ معروف‌ امريكايي‌:

در سراسر كشورهاي‌ مرفه‌ فرياد عجز و لابه‌هاي‌ آشنا به‌ گوش‌مي‌رسد.ميزان‌ خودكشي‌ نواجوانان‌ رو به‌ افزايش‌ است‌.الكليسم‌ بيدادمي‌كند.افسردگي‌ رواني‌ همه‌ گير شده‌ است‌،بربريت‌ و جنايت‌ مُد روزگرديده‌ است‌!

     در ايالات‌ متحده‌ اتاق‌هاي‌ اورژانس‌ بيمارستان‌ها مملوّ از معتادان‌ به‌ماري‌ جُوانا و ديوانه‌هاي‌ سرعت‌ و دسته‌هاي‌ اراذل‌ واوباش‌ و معتادان‌به‌ كوكائين‌ و هرويين‌ و بالاخره‌ افرادي‌ كه‌ گرفتار بحران‌ شديد عصبي‌شده‌اند.

     مددكاري‌ اجتماعي‌ و بهداشت‌ رواني‌ در همه‌ جا به‌ سرعت‌ رو به‌گسترش‌ گذاشته‌ است‌،در واشنگتن‌ يك‌ كميسيون‌ بهداشت‌ رواني‌وابسته‌ به‌ دفتر رياست‌ جمهوري‌ اعلام‌ مي‌دارد كه‌ به‌ طور كامل‌شهروندان‌ ايالات‌ متحده‌ از نوعي‌ فشار عصبي‌ رنج‌ مي‌برند.وروان‌شناسي‌ از مؤسسه‌ ملي‌ بهداشت‌ رواني‌ ادعا مي‌كند كه‌ تقريبا هيچ‌خانواده‌اي‌ بدون‌ نوعي‌ ناهنجاري‌ رواني‌ وجود ندارد و اعلام‌ مي‌كندروان‌ پريشي‌ ،جامعة‌ آمريكا را كه‌ آشفته‌ و پريشان‌ و متفرق‌ ونگران‌ آينده‌است‌،فرا گرفته‌ است‌!»

     تافلر مي‌افزايد:زندگي‌ روزمره‌ واقعاً به‌ طرز افتضاح‌آميزي‌ كيفيت‌خود را از دست‌ داده‌ است‌ و اعصاب‌ همه‌ خورد وداغان‌ است‌،دست‌به‌ يقه‌ شدن‌ وتيراندازي‌ در مترو يا صفهاي‌ بنزين‌ نشانگر اين‌ واقعيت‌است‌ كه‌ كنترل‌ اعصاب‌ از دست‌ افراد خارج‌ شده‌ است‌،ميليون‌ها نفر ازمردم‌ به‌ آخرين‌ حد از ظرفيتشان‌ رسيده‌اند.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:46  توسط رمضان رفيعي  | 

زنان‌ در فرهنگ‌ غرب‌

در زمان‌ حاضر وقتي‌ به‌ جوامع‌ غربي‌ نگاه‌ مي‌كنيم‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌چقدر فرق‌ و اختلاف‌ بين‌ فرهنگ‌ اسلام‌ و فرهنگ‌ غرب‌ وجود دارد.

درغرب‌ در اكثر مواردتنها ارزش‌ يك‌ زن‌به‌ اين‌ است‌ كه‌ وسيلة‌ شهوت‌راني‌ مردان‌ باشد.اگر زن‌زيبا باشد ودر كوچه‌ وخيابان‌ وهرمكان‌ وجايي‌باعث‌ لذت‌ گردد،ارزشمند است‌ وبهاي‌ مادي‌ زيادي‌ دارد.او مي‌تواندخودرا يك‌ شخصيت‌ باارزش‌ بداند وببيند كه‌ چگونه‌ نگاهها وچشمهابسوي‌ او جلب‌ شده‌ وهمه‌ براي‌ بدست‌ آوردن‌ او سرو دست‌ مي‌شكنند. امّا با درك‌ عميق‌ ،اين‌ زن‌ متوجه‌ مي‌شود كه‌ مردم‌ هيچگاه‌ اورا بخاطرانسان‌ بودن‌ ويا داشتن‌ فضائل‌ اخلاقي‌ ويا علم‌ ودانش‌، ارزشمند نمي‌دانند.بلكه‌ تازمانيكه‌ باعث‌ لذت‌ ديگران‌ است‌،ارزشمند مي‌باشد.

«نظرات‌ اساسي‌ واصولي‌ كه‌ بنيان‌ اجتماعي‌ تمدن‌ جديد اروپائي‌ راتشكيل‌ مي‌دهند،تحت‌ سه‌ عنوان‌ مطالعه‌ مي‌كنيم‌:

1ـ مساوات‌ بين‌ زن‌ ومرد

2ـ آزادي‌ زنان‌ در امور زندگي‌

3ـ اختلاط‌ وآميزش‌ مطلق‌ بين‌ زن‌ ومرد

نتيجه‌ پايه‌ گذاري‌ اجتماع‌ غرب‌ برطبق‌ اين‌ نظريات‌ سه‌ گانه‌ اين‌ شد كه‌ :1ـ آنان‌ از معني‌ مساوات‌ چنين‌ فهميدند كه‌ بايد زن‌ ومرد در حقوق‌بشري‌ و ارزش‌ اخلاقي‌، مساوي‌ باشند و زن‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ همان‌اعمالي‌ را انجام‌ دهد كه‌ مرد انجام‌ مي‌دهد و همانطور كه‌ در سابق‌،مردان‌ از قيود اخلاقي‌، آزاد بودند، زنان‌ نيز از همان‌ بي‌بند و باري‌برخوردار باشند!

اين‌ برداشت‌ غلط‌ از مساوات‌ بود كه‌ زن‌ را از اداي‌ وظيفه‌ فطري‌ وطبيعيش‌ كه‌ بقا و ادامه‌ نسل‌ بشر است‌ نه‌ تنها غافل‌ بلكه‌ منحرف‌ساخت‌ و تمام‌ ابعاد وجودي‌ او را،اعمال‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و اجتماعي‌بخود مشغول‌ ساخت‌ و شخصيت‌ فطري‌ او را از بين‌ برد. موضوع‌انتخابات‌، وظايف‌ رسمي‌، رقابت‌ با مردان‌ در امور تجارت‌ و صنايع‌آزاد، شركت‌ در مسابقات‌ ورزشي‌، تئاتر، مجالس‌ رقص‌ و لهو و لعب‌ وديگر اسباب‌ تفريح‌ كه‌ دستاوردهاي‌ اين‌ تمدن‌ ظاهر فريب‌ مي‌باشند وحيا مانع‌ ذكر آنان‌ مي‌گردد، بر احساسات‌، عواطف‌ و ادراكات‌ او غلبه‌كرد و او را از وظيفه‌ اصلي‌ و طبيعيش‌ بازداشت‌ و او را از انجام‌ برنامه‌زندگيش‌ كه‌ قبول‌ تكاليف‌ زندگي‌ زناشوئي‌ و تربيت‌ اطفال‌، سر و سامان‌دادن‌ و خدمت‌ به‌ خانواده‌ بود، بطور كلي‌ باز داشت‌ و حتي‌ فراتر از آن‌،اين‌ وظايف‌ را كه‌ وظايف‌ اصلي‌ و فطريش‌ بودند در نظرش‌ بد و دگرگون‌جلوه‌ داد. نتيجه‌ اين‌ وضع‌ چنين‌ شد كه‌ نظام‌ خانواده‌ كه‌ اساس‌ و پايه‌تمدن‌ شمرده‌ مي‌شد، در تمدن‌ غرب‌ از بين‌ رفت‌ و آن‌ نظام‌ كه‌ مايه‌قدرت‌ علمي‌، نشاط‌ و آرامش‌ روحي‌ انسان‌ بود، چنان‌ از بين‌ رفت‌ كه‌ نام‌و اثري‌ از آن‌ باقي‌ نماند.

ازدواج‌ كه‌ يگانه‌ راه‌ صحيح‌ و سالم‌ تعاون‌ و همكاري‌ زن‌ و مرد درخدمت‌ به‌ اجتماع‌ و تمدن‌ محسوب‌ مي‌شد، از تار عنكبوت‌ هم‌سست‌تر و ضعيف‌تر گرديد و از طرف‌ ديگر مسألة‌ تنظيم‌ خانواده‌ وجلوگيري‌ از بارداري‌ هم‌ با كشتن‌ فرزندان‌ و سقط‌ جنين‌ شروع‌ شد. تفكرغلط‌ مساوات‌ بين‌ زن‌ و مرد، مساوات‌ اخلاق‌ فاسد و انحرافي‌ را نيز بين‌آنان‌ ايجاد كرد و زنان‌ به‌ چنان‌ اعمال‌ فاسد و پليدي‌ دست‌ زدند كه‌مردان‌ قبلاً از ارتكاب‌ آنها خودداري‌ مي‌نمودند، ولي‌ زنان‌ ودختران‌ِتمدن‌ جديد غرب‌ از انجام‌ آن‌ حيا و شرم‌ نداشتند.

2ـ آزادي‌ و استقلال‌ زنان‌ در امور زندگي‌ و مسائل‌ اقتصادي‌، باعث‌ بي‌نيازي‌ آنان‌ از مردان‌ گرديد. قاعده‌ و رسم‌ قديم‌ اين‌ طور بود كه‌ مرد دربيرون‌ خانه‌ كار مي‌كرد و زن‌ مشغول‌ تدبير امور منزل‌ مي‌گرديد، ولي‌ اين‌نظريه‌ در عصر جديد تغيير كرد و زن‌ و مرد هر دو بكار پرداختند و هتلهاو شركتها، جاي‌ خانه‌ را گرفتند! بنابر اين‌ ديگر رابطه‌ و نيازي‌ بجز ارضاي‌غريزه‌ حيواني‌ شهوت‌ بين‌ زن‌ و شوهر باقي‌ نمانده‌ بود تا باعث‌ شود آنان‌زندگي‌ خانوادگي‌ و زناشوئي‌ داشته‌ باشند و كاملاً ظاهر و آشكار است‌كه‌ فقط‌ ارضاي‌ شهوات‌ حيواني‌، زن‌ ومرد را مجبور نمي‌سازد كه‌ در يك‌خانه‌ زندگي‌ نمايند و زندگي‌ زناشوئي‌ مستمر و هميشگي‌ دارا باشند،زيرا زني‌ كه‌ خودش‌ كار مي‌كند و همه‌ كارهاي‌ خودش‌ را انجام‌ مي‌دهد،در زندگي‌ روزمره‌اش‌ به‌ سرپرست‌ و قيم‌ نياز ندارد و هيچ‌ وقت‌ حاضرنمي‌شود كه‌ فقط‌ بخاطر ارضاء شهوت‌ از مردي‌ فرمان‌ ببرد و با او درزندگي‌ همراه‌ باشد. او بخود مي‌گويد براي‌ چه‌ با چنين‌ مردي‌ زندگي‌كند؟ و چرا خود را بي‌خود و بي‌ فايده‌ به‌ تحمّل‌ قيدهاي‌ اخلاقي‌ و بارسنگين‌ قانون‌ مجبور سازد؟ و چرا مسئوليت‌ خانواده‌ و منزل‌ بدوش‌ اوباشد؟

وقتي‌ مساوات‌ اخلاقي‌، تمام‌ مشكلات‌ و موانع‌ را برداشته‌ است‌ و راه‌فسق‌ و فجور را هموار ساخته‌ است‌، چرا راه‌ كوتاه‌ لذت‌ و سرور و آزادي‌را رها كند و راه‌ كهنه‌ و قديمي‌ را كه‌ مملوّ از مسئوليتها، مشقات‌ وقرباني‌هاست‌ بپيمايد؟ در ضمن‌، تفكر معصيت‌ و گناه‌ نيز با از بين‌ رفتن‌دين‌، در اذهان‌ رنگ‌ باخته‌ است‌ و از طرف‌ اجتماع‌ هيچ‌ خطري‌ احساس‌نمي‌شود زيرا بجاي‌ اينكه‌ اجتماع‌، فاجر و فاسق‌ را توبيخ‌ كند از اوبخاطر اين‌ كارش‌ با آغوش‌ باز استقبال‌ مي‌كند!!

آخرين‌ چيزي‌ كه‌ اين‌ نوع‌ زنان‌ از آن‌ در هراسند، فرزندي‌ است‌ كه‌ از اين‌طريق‌ بوجود مي‌آيد. ولي‌ وسايل‌ و ابزاري‌ كه‌ ابداع‌ شده‌ است‌، اين‌هراس‌ را از بين‌ برده‌ است‌. ابتداء از وسائل‌ ضدّ بارداري‌ استفاده‌ مي‌شودو اگر مؤثر واقع‌ نشد، سقط‌ جنين‌ انجام‌ مي‌گردد و اگر اين‌ هم‌ ممكن‌ نشددر نهايت‌، كشتن‌ آن‌ نوزاد در تاريكي‌ شب‌ و يا انداختن‌ او به‌ آن‌ طرف‌ديوار! آخرين‌ راه‌ خواهد بود و اگر عاطفه‌ مادري‌ ـ چه‌ عاطفه‌ زشت‌وپليدي‌ ـ او را از اين‌ كار باز داشت‌، براي‌ آن‌ زن‌ هيچ‌ اشكالي‌ ندارد كه‌مادر يك‌ فرزند غير قانوني‌ باشد. زيرا جامعه‌ به‌ علت‌ ارضاي‌ شهواني‌خود، اين‌ احترام‌ را براي‌ آن‌ مادر باكره‌ و فرزند غير قانونيش‌ قائل‌ هستندو محيط‌ هم‌ چنان‌ در دلها اثر كرده‌ كه‌ اگر كسي‌ اين‌ خانم‌ را سرزنش‌ نمود،او را عقب‌ مانده‌ و اُمّل‌ و ضدّ تمدن‌ مي‌دانند.

اين‌ وضع‌ باعث‌ شد كه‌ بنيان‌ اجتماعي‌ غرب‌ از اساس‌ متزلزل‌ شود و درهر مملكت‌ غربي‌، صدها هزار زن‌ و دختر بي‌ شوهر، بدون‌ حيا و شرم‌ به‌فحشاء دست‌ بزنند. در اين‌ كشورها مفاسدي‌ چون‌ سقط‌ جنين‌، كشتن‌فرزندان‌، كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ ، گسترش‌ فحشاء، برهنگي‌ و شيوع‌امراض‌ خطرناك‌ و انواع‌ و اقسام‌ مشكلات‌ اجتماعي‌ بروز نموده‌ است‌.

3ـ فراواني‌ اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌ بين‌ زن‌ و مرد، سبب‌ شدتا آرايش‌، نمايش‌ زينتها و بي‌بند و باري‌ در زنان‌ زياد شود. زيرا جاذبة‌جنسي‌ بين‌ زن‌ و مرد داراي‌ قدرت‌ و كشش‌ غير قابل‌ انكاري‌ است‌. واختلاط‌ بين‌ اين‌ دو و دستيابي‌ آسان‌ به‌ جنس‌ مخالف‌ بدون‌ پذيرش‌مسئوليتها و مشكلات‌، اين‌ قدرت‌ را شدت‌ بخشيده‌ است‌.

طبق‌ تفكر اخلاقي‌ حاكم‌ بر اجتماع‌ غرب‌، تجمل‌ و آرايش‌ زن‌ نه‌ تنهاعيب‌ و گناه‌ نيست‌ بلكه‌ خوب‌ و پسنديده‌ بشمار مي‌آيد! لذا آرايش‌ دراين‌ كشورها در حدّ معيني‌ نماند و تمام‌ حدود و مرزها را زير پا گذاشت‌ وبه‌ آخرين‌ حدّ لجام‌ گسيختگي‌ و بي‌بند و باري‌ رسيد، تا اينكه‌ حالت‌ ووضع‌ موجودِ تمدن‌ غرب‌ بوجود آمد! هم‌ اكنون‌ در غريزه‌ تجمل‌ وآرايش‌ آنچنان‌ افراط‌ شده‌ است‌ كه‌ ديگر زنان‌ به‌ لباسهاي‌ چسبان‌ وجذاب‌ و وسايل‌ زينت‌ و آرايش‌، زيور آلات‌، عطر و پودر و استعمال‌رنگهاي‌ مختلف‌ قناعت‌ نكرده‌ و پا را فراتر از آن‌ گذاشته‌ و مي‌خواهند كه‌جسمشان‌ را كاملاً برهنه‌ و بدون‌ هيچ‌ پوشش‌ و لباس‌ به‌ ديگران‌ نشان‌دهند و اين‌ وضع‌ زنان‌ در غرب‌ است‌.

مردان‌ در مقابل‌ اين‌ برهنگي‌ و آرايش‌ و تجمل‌ زنان‌، شوق‌ و علاقة‌تازه‌اي‌ در خود احساس‌ مي‌كنند و شهوت‌ و غريزه‌ حيواني‌ آنان‌ با ديدن‌اين‌ مناظر تحريك‌ آميز، جديدتر و قوي‌تر مي‌باشند. آنان‌ مانند شخص‌مسمومي‌ مي‌باشند كه‌ هر لحظه‌ عطش‌ و تشنگي‌شان‌ رو به‌ افزايش‌است‌ و هر اندازه‌ آب‌ مي‌خورند بيشتر تشنه‌ مي‌شوند! بنابر اين‌ آنان‌هميشه‌ در فكر اسباب‌ و لوازم‌ جديدي‌ هستند كه‌ آتش‌ شهوت‌ وتمايلات‌ حيواني‌ را خاموش‌ سازند ولي‌ هيچوقت‌ به‌ آرامش‌ و آسودگي‌دست‌ نمي‌ يابند.

اين‌ همه‌ عكسها و فيلمهاي‌ لخت‌ و برهنه‌،ادبيات‌ بي‌ عفت‌، داستانهاي‌فتنه‌ انگيز عشقي‌، رقاص‌ خانه‌ها، نمايش‌هاي‌ سرشار از احساسات‌ وفيلمهاي‌ بي‌بند و بار، نمونه‌اي‌ بارز از سعي‌ و كوشش‌ آنها براي‌ خاموش‌ساختن‌ آتش‌ شهوت‌ است‌ ولي‌ در حقيقت‌ اين‌ ابزار و محيط‌ و زندگي‌اجتماعي‌، آتش‌ اين‌ غريزه‌ را شعله‌ورتر و تيزتر مي‌كند. اين‌ مرض‌ كشنده‌(غلبه‌ شهوات‌) در بنيان‌ اجتماع‌ غرب‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ و با سرعت‌ هرچه‌ بيشتر، حيات‌ و زندگي‌ اجتماعي‌ آنها را به‌ هلاكت‌ و نابودي‌ تهديدمي‌كند.

تاريخ‌ گواهي‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ مرض‌ در هر جامعه‌اي‌ كه‌ سرايت‌ كرده‌ و دربينشان‌ انتشار يافته‌، آن‌ جامعه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، زيرا اين‌ مرض‌تمام‌ قواي‌ عقلي‌ و جسمي‌ را از بين‌ برده‌ و مانع‌ پيشرفت‌ و ترقي‌ انسان‌مي‌گردد. او به‌ آرامش‌ روحي‌ و فكري‌ كه‌ تنها راه‌ دستيابي‌ به‌ اعمال‌ نيك‌است‌، دست‌ نمي‌يابد و تا وقتي‌ كه‌ محيط‌ را شهوت‌ و غرايز حيواني‌احاطه‌ كرده‌ باشد و در هر طرف‌ وسائل‌ تحريك‌ و فريفتگي‌ باشد و در اثرعكسهاي‌ برهنه‌، موسيقي‌هاي‌ مهيج‌، فيلمهاي‌ فاسد، رقصهاي‌ فريبنده‌،مناظر جذاب‌ و آرايشهاي‌ دلفريب‌، اختلاط‌ و آميزش‌ بدون‌ قيد و شرط‌بين‌ دو جنس‌ مخالف‌ موجود باشد، خود آنان‌ و نسلهاي‌ آينده‌نمي‌توانند به‌ فضايي‌ آرام‌، متعادل‌ و سالم‌ كه‌ براي‌ تربيت‌ قواي‌ عقلي‌ وفكري‌ ضروريست‌، دست‌ يابند. آن‌ نوجوانان‌ هنوز به‌ كمال‌ بلوغ‌نرسيده‌اند كه‌ غول‌ شهوت‌ و ديو سياه‌ غريزه‌ جنسي‌ بر آنها غلبه‌ كرده‌ وآنان‌ را مانند برده‌ و غلام‌، تحت‌ تأثير خود قرار مي‌دهد و آنان‌ ناخودآگاه‌به‌ پاي‌ غول‌ مي‌افتند و هرگز قدرت‌ رهايي‌ از چنگال‌ او را نمي‌يابند.»

«در امريكا، كودكان‌ زودتر از معمول‌، بالغ‌ مي‌شوند و از سنين‌ خردسالي‌،احساس‌ و هيجان‌ جنسي‌ در ايشان‌ زنده‌ مي‌شود.

هيچ‌ جاي‌ تعجب‌ نيست‌ كه‌ در بين‌ طبقات‌ مختلف‌ حتي‌ طبقات‌ پولدارو  باسواد، دختراني‌ پيدا مي‌شوند كه‌ درسالهاي‌ هفت‌ و هشت‌ سالگي‌ باكودكان‌ هم‌ سن‌ و سال‌ خود رابطة‌ جنسي‌ برقرار كرده‌ و احتمالاً به‌فحشاء مبتلا مي‌گردند.

به‌ عنوان‌ مثال‌ دختر هفت‌ ساله‌اي‌ از يك‌ خانواده‌ آبرومند! با برادر وگروهي‌ از دوستان‌ برادرش‌، مرتكب‌ فحشاء شده‌ بودند. پنج‌ نفر ديگرشامل‌ دو دختر و سه‌ پسر، گروه‌ فحشاء را تشكيل‌ داده‌ و كودكان‌ ديگر رابه‌ اين‌ كار وادار مي‌كردند در حالي‌ كه‌ بزرگترين‌ آنها ده‌ ساله‌ بود. دخترديگري‌ كه‌ نُه‌ سال‌ داشت‌، خود را بسيار خوشبخت‌ مي‌دانست‌ زيرا دراين‌ سن‌ و سال‌، معشوقة‌ چندين‌ نفر شده‌ بود!

يكي‌ از مجلات‌ آمريكائي‌ نوشته‌ است‌:

سه‌ عامل‌ شيطاني‌ وجود دارد كه‌ دنياي‌ امروز ما را فرا گرفته‌ و درافروختن‌ آتش‌ براي‌ ساكنين‌ زمين‌ مؤثرند.

عامل‌ اول‌ ادبيات‌ بي‌ آبرو و دور از عفت‌ است‌ كه‌ بعد از جنگ‌ جهاني‌ باتمام‌ وقاحت‌ و بي‌عفتي‌ و بي‌آبرويي‌ بشكل‌ عجيب‌ و غريبي‌ ترويج‌ شدو دنيارا فرا گرفت‌!

عامل‌ دوم‌ فيلمهاي‌ سينمائي‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها غريزة‌ شهواني‌ حيواني‌ راتحريك‌ مي‌كند بلكه‌ در اين‌ خصوص‌ ،دروس‌ علمي‌ و عملي‌ را برايشان‌تلقين‌ مي‌نمايد.

عامل‌ سوم‌ پايين‌ آمدن‌ سطح‌ اخلاق‌ زنان‌ است‌ كه‌ در لباس‌، برهنگي‌،اعتياد و اختلاط‌ بدون‌ قيد و شرطشان‌ با مردان‌ بصورت‌ آشكاري‌ بچشم‌مي‌خورد. اين‌ مفاسد سه‌ گانه‌ بمرور زمان‌ رو به‌ ازدياد است‌ و آخرين‌نتيجة‌ آن‌ زوال‌ تمدن‌ و از بين‌ رفتن‌ مسيحيت‌ است‌ كه‌ اگر ما امروز ازطغيان‌ آنها جلوگيري‌ نكنيم‌، بطور حتم‌ تاريخ‌ روميها و كساني‌ كه‌ به‌پيروي‌ از شهوت‌ و غريزه‌ جنسي‌ رهسپار عدم‌ گرديدند براي‌ ما هم‌ تكرارمي‌شود زيرا آنها هم‌ مانند ما در شراب‌، زن‌، رقص‌ و موسيقي‌ و لهو ولعب‌ غرق‌ شده‌ بودند.

در اين‌ جامعه‌ ديگر زن‌ِ با عفت‌ داراي‌ احترام‌ نيست‌! اصلاً عفت‌ وتهذيب‌ و حجاب‌ و از روابط‌ نامشروع‌ دوري‌ نمودن‌ و قانع‌ بودن‌ به‌همسر خود، نشانة‌ بي‌ تمدني‌!وبي‌ فرهنگي‌ وعدم‌ پيشرفت‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد!

در غرب‌، ادبياتي‌ داراي‌ مرتبه‌ و منزلت‌ است‌ كه‌ بتواند با جاذبه‌ هاي‌جنسي‌ بكارگرفته‌ شده‌ در فيلمهاي‌ سينمائي‌، تئاترها و موسيقي‌ها وداستانهاي‌ فاسد، زن‌ را عريان‌تر و برهنه‌تر معرفي‌ بكند و بدين‌ وسيله‌مشتريهاي‌ بيشتري‌ جذب‌ كرده‌ و مثلاً نوشته‌ شود كه‌ فلان‌ فيلم‌ اينقدرفروش‌ داشت‌ و يا فلان‌ كتاب‌ با اين‌ تيراژ فروش‌ رفت‌.

نتيجة‌ تسلط‌ شهوات‌ بر همة‌ امور ملتهاي‌ غربي‌ و حضور بي‌ قيد و شرط‌زن‌ برهنه‌ و عريان‌ در همه‌ جا، پيدا شدن‌ آثار مخربي‌ است‌ كه‌ نصيب‌ اين‌ملتها شده‌ است‌.

فساد نظام‌ خانوادگي‌، افزايش‌ آمار طلاق‌ (يكي‌ از دانشمندان‌ فرانسه‌ كه‌چندبار هم‌ به‌ وزارت‌ رسيده‌ بود، زنش‌ را پنج‌ ساعت‌ بعد از ازدواج‌،طلاق‌ داد!)، تعداد كم‌ ازدواج‌ (در فرانسه‌ از هر هزار نفر، هفت‌ يا هشت‌نفر ازدواج‌ مي‌كنند) كثرت‌ فرزندان‌ نامشروع‌ (در انگلستان‌ از هر سه‌كودك‌ يكنفر نامشروع‌ است‌)، كشتن‌ فرزندان‌ نامشروع‌ با فراغت‌ بال‌ (درفرانسه‌، دادگاه‌ زني‌ را كه‌ طفلش‌ را خفه‌ كرده‌ بود و چون‌ طفل‌ هنوز نفس‌مي‌كشيد سر او را بديوار كوبيده‌ بود و كشته‌ بود، مجرم‌ ندانست‌!همچنين‌ رقاصه‌اي‌ كه‌ مي‌خواست‌ زبان‌ كودكش‌ را از حلقش‌ درآورد! لذاسر طفلش‌ را زخمي‌ كرده‌ و شاهرگش‌ را قطع‌ نموده‌ و او را كشته‌ بود،مجرم‌ شناخته‌ نشد!).

افزايش‌ بيماران‌ رواني‌ (در امريكا از هر سه‌ نفر يك‌ نفر مشكل‌ رواني‌دارد)، كثرت‌ تجاوزات‌ و جنايات‌ و از بين‌ رفتن‌ اخلاق‌ سالم‌ در جامعه‌ وبي‌اعتمادي‌ به‌ هم‌ و مردن‌ فضيلتهاي‌ اخلاقي‌ در بين‌ اقشار مختلف‌مردم‌، از بين‌ رفتن‌ عاطفه‌ و محبت‌، شورش‌ و طغيان‌ مردم‌، احساس‌پوچي‌ دربين‌ اكثر جوانان‌ و...همه‌ از معضلات‌ جوامع‌ غربي‌مي‌باشند.»

مؤلف‌ كتب‌ تاريخ‌ فحشاء، آقاي‌ «جورج‌ رائيلي‌ اسكات‌» انگليسي‌مي‌نويسد:

مرتكب‌ شدن‌ به‌ فسق‌ و فجور و ولگردي‌ در خيابانها و عدم‌ عفت‌ براي‌دوشيزة‌ امروزي‌ از جمله‌ وسايل‌ زندگي‌ تجملي‌ بشمار مي‌رود. استعمال‌مواد مخدر، و شرابهاي‌ ترش‌ مزه‌، رنگ‌ كردن‌ ناخن‌ و لبها به‌ رنگ‌ سرخ‌،مهارت‌ داشتن‌ در مورد مسائل‌ جنسي‌ و تدابير ضدّ بارداري‌ و سخن‌ ازفحشاء نيز از جمله‌ ضروريات‌ امروزي‌ شدن‌ و پيشرفت‌ زندگي‌ تجملي‌محسوب‌ مي‌شود. تا الان‌ هم‌ تعداد زناني‌ كه‌ پيش‌ از ازدواج‌، روابط‌جنسي‌ دارند رو به‌ ازدياد و افزايش‌ است‌ و آن‌ را هيچ‌ عيب‌ و گناهي‌نمي‌دانند و وجود دختران‌ باكره‌ در هنگام‌ عقد ازدواج‌ در كليسا بسيارنادر و كمياب‌ است‌

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:45  توسط رمضان رفيعي  | 

آثار محرمات‌ در آخرت‌

     «امام‌ صادق‌(ع‌):سه‌ دسته‌ هستند كه‌ خدا در قيامت‌ با آنان‌ حرف‌نمي‌زند وآنان‌ را پاك‌ نمي‌كند وبراي‌ آنان‌ عذابي‌ دردناك‌ است‌ ازجمله‌آنها زني‌ است‌ كه‌ در بستر شويش‌ زنا مي‌كند»

      «رسول‌ خدا(ص‌):كسيكه‌ با زن‌ شوهردار زنا كند،در قيامت‌ از عورت‌هردو،چركي‌ به‌ مسير پانصدسال‌ خارج‌ مي‌شود كه‌ تمام‌ اهل‌ جهنم‌ ازبوي‌ بد آن‌ اذيت‌ مي‌شوند وعذابشان‌ از همه‌ بشتر است‌.»

      روايت‌ شده‌:كسيكه‌ بازني‌ يهودي‌ يا نصراني‌ يا مجوس‌ يا مسلماني‌

يا از مذهب‌ ديگري‌،زنا كندخداوند در قبرش‌،سيصد هزاردر از جهنم‌ و

آتش‌ بر او باز مي‌ كند!

      عمر دستور داد كه‌ غلاميكه‌ ارباب‌ خودرا كشته‌ بود،رابكشند.

علي‌(ع‌)خبر دار شد.غلام‌ را خواست‌ وبه‌ او فرمود:چرا اورا كشتي‌؟گفت‌:بزور بامن‌ لواط‌ كرد!علي‌(ع‌)از اولياءمقتول‌ پرسيد:اورا دفن‌كرديد؟

گفتند:آري‌!الان‌ اورا دفن‌ كرديم‌.امام‌ فرمود:برويد وسه‌ روز ديگر نزدمن‌

بياييد!وبه‌ عمر فرمود:غلام‌ را زنداني‌ كن‌!

بعد از سه‌ روز،علي‌(ع‌)باتفاق‌ عمر بر سر قبر مقتول‌ رفتندوقبر

اورا شكافتند.ناگاه‌ كفنش‌ را بدون‌ جسد يافتند!علي‌(ع‌)تكبير گفت‌ وفرمود:واللّه‌ دروغ‌ نگفته‌ ام‌!بخدا سوگند!از رسول‌ خدا(ص‌)شنيدم‌ كه‌

فرمود:هر شخصي‌ از امّت‌ من‌ لواط‌ كند وبدون‌ توبه‌ بميرد،اوراسه‌ روزبعد از دفن‌ مهلت‌ مي‌ دهند وسپس‌ زمين‌ اورا فرو مي‌ بردتا به‌ قوم‌ لوط‌

رساند وبا آنان‌ محشور شود!

      آورده‌ اند كه‌:حضرت‌ عيسي‌(ع‌)از گورستاني‌ عبور مي‌ كرد.قبري‌ ديدكه‌ آتش‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌ آمد.عصا بر آن‌ قبر زده‌،بشكافت‌!شخصي‌ رادر

ميان‌ آتش‌ ديد.فرمود:چه‌ كرده‌ اي‌ كه‌ دچار عذاب‌ شده‌ اي‌؟گفت‌:مردي‌

بودم‌ كه‌ بدنبال‌ زنهاي‌ مردم‌ مي‌ رفتم‌ وكارهاي‌ ناشايست‌ مي‌ كردم‌ و

زنا مي‌ نمودم‌!چون‌ از دنيا رفتم‌،صدايي‌ شنيدم‌ كه‌ مي‌ گفت‌:اورابسوزانيد!از آن‌ روز مرا مي‌ سوزانند!عيسي‌(ع‌)نگاهش‌ به‌ ماري‌ سياه‌ و

عظيم‌ افتاد!پرسيد:اي‌ مار!با اين‌ مسكين‌ چه‌ مي‌ كني‌؟گفت‌:از آن‌ زمان‌

كه‌ وي‌ را دفن‌ كرده‌ اند،يك‌ لحظه‌ از او غافل‌ نبوده‌ ام‌ وبا زهري‌ كه‌ اگر

يك‌ قطره‌ از آنرا در رود نيل‌ بريزند،همة‌ آبهاي‌ آن‌ زهر قاتل‌ مي‌ گردد،

بر او مشغول‌ هستم‌!

      «رسولخدا(ص‌):كسيكه‌ بازني‌ نامحرم‌،ازدبرنزديكي‌ نمايد يابامردي‌يانوجواني‌ لواط‌ كند،روزقيامت‌،بدبوتر از مردار،محشور مي‌شود،واهل‌محشر از بوي‌ او ناراحتند واز اومعذرتي‌ قبول‌ نمي‌گردد،سپس‌ به‌ جهنم‌ مي‌ رود وهمة‌ اعمالش‌ باطل‌ مي‌ شود.درجهنم‌ اورادر تابوتي‌ كه‌ ميخ‌ هاي‌ آن‌ از آهن‌ است‌،گذاشته‌ مي‌ شود وبرتابوت‌ فرومي‌ كنند،تا ميخها در بدنش‌ فرو مي‌ رودواگر عرق‌ اورا برچهارصدامّت‌قرار دهند،همه‌ مي‌ ميرند واو از كساني‌ است‌ كه‌ عذابش‌ از همه‌بيشتر است‌!

كسيكه‌ با زن‌ نامحرمي‌ دست‌ بدهد، با غُل‌ وزنجير محشور شده‌ وبه‌جهنم‌ برده‌ مي‌ شود!

كسيكه‌ با زن‌ نامحرمي‌ ،شوخي‌ كند،با هر كلمه‌ اي‌ كه‌ بااوسخن‌

بگويد،هزار سال‌ زنداني‌ مي‌ شود و زن‌ اگر راضي‌ باشد ومرد را وادار به‌

بوسيدن‌ يا مباشرت‌ حرام‌ يا شوخي‌ با او كند،ومرد به‌ اين‌ سبب‌،دچار

فحشاء شود،همين‌ عذاب‌ براي‌ زن‌ هم‌ مي‌ باشد!

كسيكه‌ چشمش‌ راخيره‌ بر زن‌ نامحرم‌ نمايد،در قيامت‌ در حاليكه‌

ميخهاي‌ آتشين‌ بر چشمش‌ فروشده‌،محشور مي‌ شودو تاپايان‌حساب‌،به‌ همين‌ حالت‌ است‌ تابه‌ دوزخ‌ برده‌ شود!»

     «امام‌ صادق‌(ع‌):در روزقيامت‌،زناني‌ را كه‌ باهم‌ مساحقه‌ كرده‌اند،

در حاليكه‌ لباسهايي‌ از آتش‌ در بَر ومقنعه‌ اي‌ از آتش‌ بر سر وعمودي‌ ازآتش‌ درفرج‌ آنهاست‌،آورده‌ ووارد دوزخ‌ مي‌ كنند!»

      «علي‌(ع‌):هركه‌ لواط‌ كند،روزقيامت‌،جُنُب‌ محشور شده‌ وآبهاي‌ دنيااورا پاك‌ نكند وخدا بر او غضب‌ ولعنت‌ كند وجهنم‌ رابراي‌ اوآماده‌كند!»

      «رسول‌ خدا(ص‌):رز قيامت‌،خدا با سه‌ دسته‌ سخن‌ نمي‌ گويدو

به‌ آنان‌ نظر-لطف‌-نمي‌ كند واعمال‌ آنان‌ را تزكيه‌ نمي‌ نمايدوبراي‌ آنان‌

عذابي‌ دردناك‌ است‌:پيرزناكار،پادشاه‌ ستمكار،آدم‌ خودرأي‌ ومتكبر!»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):روزقيامت‌،زن‌ زيبائي‌ را كه‌ با زيبائي‌ خود فتنه‌ مي‌كرده‌ است‌ ،مي‌ آورندوبه‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌ چرافتنه‌ كردي‌؟جواب‌مي‌ دهد كه‌:خدايا!تومرا زيبا آفريدي‌ !به‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌:حضرت‌

مريم‌(س‌)از تو زيباتربود ولي‌ او فتنه‌ نكرد!سپس‌ مرد زيبائي‌ را كه‌ بازيبائي‌ خودفتنه‌ مي‌ نموده‌ است‌ ،رامي‌ آورند وبه‌ او خطاب‌ مي‌ شود كه‌

چرا فتنه‌ كردي‌؟جواب‌ مي‌ دهد كه‌:تومرا زيبا آفريدي‌!به‌ او خطاب‌ مي‌شود كه‌:حضرت‌ يوسف‌ از تو زيباتر بود.ولي‌ به‌ فتنه‌ نيافتاد.بعد شخصي‌

را كه‌ بخاطر بلاها وسختيها به‌ فتنه‌ افتاده‌ بود را مي‌ آورند.به‌ او خطاب‌مي‌ شود كه‌:چرا تحمل‌ سختيها ننمودي‌ وبه‌ فتنه‌ افتادي‌؟جواب‌ مي‌دهد كه‌:تو سختيها وبلاها را بر من‌ نازل‌ كردي‌ ومن‌ به‌ فتنه‌ افتادم‌!به‌ او

خطاب‌ مي‌ شود كه‌:بلاهاي‌ حضرت‌ ايوب‌(ع‌)از تو بيشتر بود ولي‌ او به‌فتنه‌ نيافتاد.»

      «امام‌ صادق‌(ع‌):عذاب‌ كسيكه‌ نطفه‌ اش‌ را در رحِم‌ِ زن‌ نامحرم‌ بريزداز همه‌ بيشتر است‌.»

      «رسول‌ خدا(ص‌):كسيكه‌ با نوجواني‌ لواط‌ كند،روز قيامت‌ جُنُب‌محشور مي‌ شود وهمه‌ آبهاي‌ دنيا هم‌ نمي‌ تواند اورا پاك‌ كند!»

      «روز قيامت‌ زناكار را وارد جهنم‌ مي‌ كنند وقطره‌ اي‌ از عورتش‌ مي‌چكد كه‌ از بوي‌ آن‌ تمام‌ اهل‌ جهنم‌ دچار ناراحتي‌ مي‌ شوند!جهنميان‌ به‌نگهبانان‌ جهنم‌ مي‌ گويند:اين‌ بوي‌ بد مال‌ كيست‌ كه‌ مارا اذيت‌ كرده‌است‌؟به‌ آنها گفته‌ مي‌ شود:اين‌ بوي‌ زناكاران‌ است‌.»

 بازديد ازجهنم‌در سفر معراج‌!

     «رسول‌ خدا(ص‌):در معراج‌ از جهنم‌ ديدار كردم‌ وديدم‌ كه‌عده‌ اي‌در مقابلشان‌ گوشت‌ خوب‌ وگوشت‌ مردار است‌.ولي‌ آنان‌ از مردار مي‌خوردند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها حرام‌ خوار بوده‌ اند!عده‌ اي‌ را ديدم‌ كه‌لبهاي‌ آنان‌ مانند شتر بود ومأمورين‌ از پهلوي‌ آنان‌ مقراض‌ كرده‌ ودردهانشان‌ مي‌ گذاشتند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها عيب‌ جو بوده‌ اند.عده‌ اي‌ راديدم‌ كه‌ سرشان‌ را مي‌ كوبيدند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها نماز عشاءنمي‌خواندند!گروهي‌ را ديدم‌ كه‌ مأمورين‌،آتش‌ بدهانشان‌ گذاشته‌ وازمخرجشان‌ در مي‌ آمد!جبرئيل‌ گفت‌:اينها مال‌ يتيم‌ خور بوده‌ اند.عده‌اي‌ را ديدم‌ كه‌ شكمشان‌ آنقدر بزرگ‌ بود كه‌ نمي‌ توانستند برخيزند!جبرئيل‌ گفت‌:اينها رباخوار بوده‌ اند.گروهي‌ از زنها را ديدم‌ كه‌ به‌پستانشان‌ آويزان‌ كرده‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اينهازناكار بوده‌ اند.عده‌ اي‌را ديدم‌ كه‌ با نخ‌ وسوزن‌ آتشين‌،بدنهايشان‌ را مي‌ دوختند!جبرئيل‌گفت‌:اينهانيز زناكار بوده‌ اند...زني‌ را ديدم‌ كه‌ بموي‌ سرش‌ آويزان‌ كرده‌بودند!ومغز سرش‌ را مي‌ جويد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ موي‌ خود را ازنامحرم‌ نمي‌ پوشانده‌ است‌!...زني‌ را به‌ پاهايش‌ آويخته‌ بودند!جبرئيل‌گفت‌:اين‌ زن‌ بدون‌ اجازه‌شوهر ازخانه‌ بيرون‌ مي‌ رفته‌ است‌.زني‌ را ديدم‌كه‌ گوشت‌ بدن‌ خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ بدن‌ خودرا براي‌ديگران‌ آرايش‌ مي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ پاهايش‌ را بدستهايش‌بسته‌ بودند ومار وعقرب‌ بر او مسلط‌ بودند!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌غسلهاي‌ خود را نمي‌ كرده‌ است‌!زني‌ را ديدم‌ كه‌ گوشت‌ بدنش‌ رامقراض‌ مي‌ كردند!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ زن‌ خود را به‌ مردان‌ عرضه‌ مي‌ كرده‌است‌!شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ صورت‌ وبدنش‌ را مي‌ سوزانيدند وروده‌ هاي‌خود را مي‌ خورد!جبرئيل‌ گفت‌:اين‌ شخص‌ واسطه‌ زنا بوده‌ است‌!شخصي‌ را ديدم‌ كه‌ سرش‌ مثل‌ خوك‌ وبدنش‌ مثل‌ الاغ‌ بود ! جبرئيل‌گفت‌:اين‌ شخص‌ سخن‌ چيني‌ مي‌ كرده‌ است‌.شخصي‌ را ديدم‌ كه‌صورتش‌ مثل‌ سگ‌ بود وآتش‌ بر او وارد مي‌ كردند!جبرئيل‌ گفت‌:اوخواننده‌ وحسود بوده‌ است‌!»

اي‌ زنان‌ ودختران‌ مِصرِمابردگان‌ غرب‌ شوم‌ عصرما

هان‌ مپنداريدعالم‌ سرسري‌ است‌بعد اين‌ عالم‌،جهان‌ ديگري‌ است‌

كه‌ در آن‌ بي‌ عفتان‌ رسواترندمبتلا برخشم‌ وقهر داورند.ولدالزنا

     فرزندان‌ حرام‌ بايد عقوبت‌ پدران‌ ومادران‌ زناكار خود را بكشندوصفات‌ زشتي‌ را كه‌ اگر از راه‌ حلال‌ متولد مي‌شدند،در آنها نبود،حال‌ درآنها پيدا مي‌شود.

     «امام‌ صادق‌(ع‌):علامت‌ حرام‌ زاده‌ چندچيز است‌:دشمني‌ با اهل‌بيت‌(ع‌)،ميل‌ به‌ زنا،سبك‌ شمردن‌ دين‌،بد محضري‌ براي‌ مردم‌»

مخنث‌

«امام‌ باقر(ع‌):سه‌ دسته‌ نمازشان‌ قبول‌ نمي‌شود از جمله‌ ديوث‌ كه‌ زنش‌زناكار است‌.»

«پيامبر«ص‌»:سه‌ دسته‌ نمازشان‌ قبول‌ نمي‌شود از جمله‌ ديوث‌است‌.پرسيدند:ديوث‌ كيست‌؟فرمود:آنكه‌ زنش‌ زنا مي‌كند وشوهرمي‌داندوباخبر است‌.»

      رسول‌ خدا(ص‌):بوي‌ بهشت‌ از مسير پانصدسال‌ بمشام‌ مي‌رسد!ولي‌ عاق‌ والدين‌ وديّوث‌ بوي‌ آنرا حس‌ نمي‌ كنند!سؤال‌ شد:اي‌رسول‌ خدا!شخص‌ ديّوث‌ كيست‌؟فرمود:كسيكه‌ مي‌ بيند زنش‌ زنا مي‌كند ولي‌ بي‌ تفاوت‌ است‌!

      «امام‌ صادق‌(ع‌):شيطاني‌ ست‌ كه‌ هرگاه‌ شخصي‌ در منزلش‌چهل‌ روز ساز وآواز باشدومردان‌ در آنجا رفت‌ وآمد كنند،نزدصاحبخانه‌ رفته‌ وهر عضوي‌ از اعضاي‌ خود را به‌ مثل‌ آن‌ عضوصاحبخانه‌ گذاشته‌ ودر او مي‌دمد!بعد از اين‌، اين‌ مرد آنقدر بي‌غيرت‌ مي‌شود كه‌ مي‌بيند ديگران‌ با زنش‌ عمل‌ نامشروع‌مي‌كنند ولي‌ عكس‌ العملي‌ نشان‌ نمي‌دهد!»

 

 

منابع‌

1-قرآن‌ كريم‌

2-بحارالانوار«علامه‌محمدباقرمجلسي‌»

3-نهج‌ البلاغه‌

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:36  توسط رمضان رفيعي  | 

گوش‌ دادن‌ به‌ غنا وصداهاي‌ حرام‌

 

گوش‌ دادن‌ يكي‌ از راه‌ هاي‌ تغذيه‌ روح‌ است‌.غذاي‌ روح‌ اگر سالم‌ باشدخود روح‌ هم‌ سالم‌ مي‌ماند0 واگر مسموم‌ باشد،روح‌ را هم‌ مسموم‌ مس‌نمايد.

طبق‌ نظر اسلام‌ ودانشمندان‌ مسلمان‌ وغير مسلمان‌ غنا وموسيقي‌هاي‌مطرب‌ براي‌ روح‌ آدمي‌ مضّر مي‌باشند.واولين‌ كسيكه‌ غنارا استفاده‌نمود،ابليس‌ بوده‌ است‌.

اگرچه‌ عده‌اي‌ مي‌خواهند در دفاع‌ از موسيقي‌ منافعي‌ براي‌ آن‌ پيدا كنندولي‌ با بررسي‌ زندگي‌ انسانهاي‌ برگزيده‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از موسيقي‌در زندگي‌ آنها اثري‌ نيست‌ وهرگز عمر گرانبهاي‌ خودرا صرف‌ شنيدن‌اصواتي‌ كه‌ گاهي‌ انسان‌ را از خود وخدايش‌ غافل‌ مي‌كند وبه‌ افكارشهواني‌ مي‌كشاند،نمي‌نمايند.

كدام‌ شخصيت‌ بزرگ‌ انساني‌ را سراغ‌ داريد كه‌ در عمر خود از موسيقي‌استفاده‌ كرده‌ باشد؟درحاليكه‌ اگر در موسيقي‌ منافع‌ وفوائدي‌ بودوضررهائي‌ نداشت‌،آنها هم‌ از آن‌ بهره‌ مي‌بردند.

لهو ولذت‌ دومارضحاكندهردوخونخوار وبي‌ گناه‌ آزار

عقل‌ ودين‌ لشگر فريدونندكه‌ برآرند از دومار،دمار«خاقاني‌»

موسيقي‌ حرام‌ از زبان‌ بزرگان‌

1-«پيامبر اسلام‌(ص‌):غنا پلّه‌ كان‌ زنا است‌.»

2-«امام‌ صادق‌(ع‌):خبيث‌ترين‌ مخلوق‌ خدا،غنااست‌.وبدترين‌ مخلوق‌خدا غنا است‌ كه‌ باعث‌ فقر ونفاق‌ مي‌شود.»

3-«امام‌ صادق‌(ع‌):خانه‌اي‌ كه‌ در آن‌غنا باشد،از فاجعه‌ ايمن‌ نمي‌باشدودعا در اين‌ خانه‌ مستجاب‌ نمي‌شود وملائكه‌ به‌ اين‌ خانه‌ واردنمي‌گردند.»

4-«پيامبر(ص‌):كسيكه‌ لهورا گوش‌ دهد،خدا در گوشش‌ تخم‌ باطل‌مي‌كارد»

5-«پيامبر(ص‌):روز قيامت‌،مغنّي‌ بصورت‌ كور وكر ولال‌ از قبر محشورمي‌شود»

6-«پيامبر(ص‌):من‌ شمارا نهي‌ مي‌كنم‌ اززقن‌(رقص‌)ومزمار(ني‌) وكوبات‌(سازوآواز)وكبرات‌(طبلهاي‌ كوچك‌ وبزرگ‌)»

7-«شخصي‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌)گفت‌:همسايه‌اي‌ دارم‌ كه‌ اهل‌ غنااست‌.وقتي‌ من‌ براي‌ قضاء حاجت‌ به‌ دستشوئي‌ مي‌روم‌،براي‌ شنيدن‌ ازصداهاي‌ غناي‌ همسايه‌،بيشتر مي‌مانم‌!آيا اين‌ اشكال‌ دارد؟

امام‌ فرمود:نبايد بيشتر بماني‌ كه‌ خدا فرموده‌ است‌:همانا گوش‌ وچشم‌ودل‌ مورد سؤال‌ واقع‌ مي‌شوند.«اسراء36»

او گفت‌:گويا تاكنون‌ اين‌ آيه‌ را نشنيده‌ بودم‌ وانشاءالله توبه‌ مي‌كنم‌!

امام‌ فرمود:حال‌ بلند شو ونماز بخوان‌ كه‌ گناهت‌ بزرگ‌ است‌ واگر درچنين‌ حالي‌ اجلت‌ رسيده‌ بود،خيلي‌ برايت‌ بد بود»

8-«امام‌ باقر(ع‌):غنا از آن‌ كارهائي‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ انجام‌ دهندة‌ آن‌وعدة‌ آتش‌ داده‌ است‌»

9-«امام‌ خميني‌:از جمله‌ چيزهائي‌ كه‌ مغز جوانهارا تخدير مي‌كند،موسيقي‌ است‌...انسان‌ را از جديت‌ بيرون‌ مي‌برد.يك‌ جواني‌ كه‌ عادت‌كرده‌ روزي‌ چند ساعت‌ را با موسيقي‌ سروكار داشته‌ باشد،از مسائل‌جدي‌ به‌ كلي‌ غافل‌ مي‌شود.» صحيفه‌ نورج‌8ص‌197تا 201 -ج‌9ص‌155

پرهيز كن‌ از لهو ازآنكه‌ هرگزسرمايه‌ نكرده‌ است‌ هيچ‌ لاهي‌«ناصرخسرو»

ضررهاي‌ موسيقي‌ حرام‌ وغنا

«از كتاب‌ پرسشها وپاسخهاي‌ روز ص‌130»               

1-ضعف‌ اعصاب‌ واختلال‌  حواس‌ وبي‌ ارادگي‌

«دكتر ولف‌ آدلر،پروفسور دانشگاه‌ كلمبيا مي‌گويد:بهترين‌ ودلكش‌ترين‌نو اهاي‌ موسيقي‌،شوم‌ترين‌ آثار را روي‌ سلسلة‌ اعصاب‌ انسان‌ باقي‌مي‌گذارد.»

«دكتر آاكسيس‌:اصولاً شنيدن‌ موسيقي‌ وكنسرت‌،در اعصاب‌ اثرتخديري‌ ايجاد مي‌كند.اين‌ اثر گاهي‌ آنچنان‌ شديد است‌ كه‌ شنونده‌ رامانند افراد بهت‌ زده‌ مي‌سازد ولذت‌ فوق‌ العاده‌اي‌ كه‌ افراد از آن‌ مي‌برنداز همين‌ اثر تخديري‌ است‌ وروشن‌ است‌ كه‌ اينگونه‌ تخديرها زيانهاي‌فراواني‌ دارد واگر شدت‌ يابد گاهي‌ ممكن‌ است‌ عقل‌ وانديشه‌ را اسيرجذبه‌ آهنگهاي‌ تند موسيقي‌ كند وديگر نتواند خوب‌ وبد را از هم‌تشخيص‌ دهد وبي‌ پروا دست‌ به‌ حركات‌  واعمال‌ ناشايست‌ بزند ودرآن‌ حال‌ نتواند به‌ عواقب‌ وخيم‌ آن‌ بيانديشد.»

گاهي‌ موسيقي‌ باعث‌ جنايت‌ مي‌شود.

«يك‌ مجله‌ در سوئيس‌،مقاله‌اي‌ تحت‌ عنوان‌«جنون‌ موسيقي‌» نوشته‌ بودكه‌ در آن‌ موسيقي‌ را از جهات‌ مختلف‌ محكوم‌ ومورد انتقاد قرار داده‌بود.

علت‌ نوشتن‌ اين‌ مقاله‌ اين‌ بود كه‌ كه‌ جمعيتي‌ در حدود صدوپنجاه‌ هزارنفر در يكي‌ از ميدانهاي‌ پاريس‌ براي‌ شنيدن‌ موسيقي‌ گرد هم‌ آمده‌ بودندوپس‌ از اجراي‌ يك‌ كنسرت‌،چنان‌ به‌ هيجان‌ آمدند كه‌ ويترين‌ هاراشكستند ومغازه‌ هارا ويران‌ نمودند وعده‌اي‌ هم‌ زخمي‌ شدند.»

«همچنين‌ در خبرها آمده‌ بود كه‌ در ايالت‌«لتيل‌ راك‌»جواني‌ كه‌ به‌يادگرفتن‌ پيانو اشتغال‌ داشت‌،چنان‌ تحت‌ تأثير نغمات‌ موسيقي‌ قرارگرفت‌ كه‌ ناگاه‌ از جا برخاسته‌ وبا ضربات‌ متعدد كارد،معلم‌ خودرا از پاي‌درآورد.»

«موسيقي‌ حتي‌ در نوازندگان‌ آن‌ تأثيرات‌ خطرناكي‌ داشته‌ است‌.چنانكه‌عده‌اي‌ از آنان‌ گرفتار امراض‌ روحي‌ شده‌ ويا دچار امراض‌ جسمي‌وحتي‌ سكته‌ شده‌اند. از جمله‌:

بتهون‌ در سي‌ سالگي‌ به‌ كلي‌ كر شد وسرانجام‌ ديوانه‌ گرديد!

باخ‌ موسيقي‌ دان‌ اطريشي‌ به‌ اختلال‌ حواس‌ وكوري‌ مبتلاشد.

موزارت‌ وشوپن‌،دوتن‌ از موسيقيدانان‌ نامي‌ دچار ضعف‌ قوا شدند.

شوبرت‌ وواكتر ومندلس‌ ودوكونيسي‌ به‌ اختلالات‌ عصبي‌ وپريشاني‌فكري‌ وكشمكشهاي‌ روحي‌ مبتلا شدند.شومان‌ ودووراك‌ دچار ضعف‌اعصاب‌  ديوانگي‌ شدند.»

2-ضررهاي‌ اقتصادي‌:

هزينه‌هاي‌ سنگيني‌ كه‌ امروزه‌ خرج‌ موسيقي‌ ومجالس‌ شهوتراني‌مي‌شود،ضربات‌ سختي‌ را به‌ اقتصاد كشورها از جمله‌ كشور مامي‌زند.وبر اثر استقبال‌ وتوجهي‌ كه‌ به‌ هنرپيشگان‌ وموسيقي‌ دانان‌مي‌شود،عده‌اي‌ از جوانان‌ بااستعداد بجاي‌ رفتن‌ بدنبال‌ علم‌ ودانش‌،به‌موسيقي‌ روي‌ مي‌آورند كه‌ اخيراًچند نفر از پزشكان‌ ايراني‌ كار خودرارها كرده‌ وبدنبال‌ موسيقي‌ افتاده‌اند.

3-ضررهاي‌ اخلاقي‌:

موسيقي‌ در محافل‌ مختلف‌ مخصوصاً اگر خواننده‌ زن‌ باشد،مهيج‌شهوت‌ وهوس‌ بوده‌ واحيناناًافتضاحات‌ شرم‌ آوري‌ ببار مي‌آورد.

هنگاميكه‌ انسان‌ تحت‌ نفوذ زير وبم‌ موسيقي‌ قرار گرفت‌،يكنوع‌ سستي‌اعصاب‌ بر او مسلط‌ شده‌ بطوريكه‌ از مفاهيم‌ انساني‌ جز شهوتراني‌،عشقبازي‌،جمال‌ پرستي‌ چيزي‌ ديگر دربرابر ديدگانش‌ مجسم‌نمي‌شود.ودر نتيجه‌ مفاهيم‌ مقدسي‌ چون‌ رحم‌ ومروت‌ حيا وعفت‌وامانت‌ وبرادري‌ مجد وعظمت‌ وكوششس‌ وفعاليت‌ ومبارزه‌ واستقامت‌در راه‌ هدف‌ و..همه‌ بفراموشي‌ سپرده‌ مي‌شوند.

4-دوري‌ از خدا.

مصاديق‌ موسيقي‌ حرام‌

1-آلات‌ موسيقي‌  مطرب‌ باشد يعني‌ انسان‌ را از حال‌ عادي‌ولو كمي‌ خارج‌ نمايد.ويا موسيقي‌ مخصوص‌ مجالس‌ لهوولعب‌ باشد.

2- تكخواني‌ زن‌ ونوع‌ شعر مستهجن‌ باشد.

3-تكخواني‌ زن‌ وشعر داراي‌ مضامين‌ سالم‌ باشدولي‌ بصورت‌ترجيع‌ وگرداندن‌ صدا در گلو باشد كه‌ اين‌ مورد در مجالس‌عروسي‌ در قسمت‌ زنان‌ اشكال‌ ندارد.

4-خواننده‌ مرد واشعار مستهجن‌ بخواند

5-خواننده‌ مرد واشعار خوب‌باشد ولي‌ صدارا در گلوبچرخاند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:35  توسط رمضان رفيعي  | 

گوش‌ دادن‌ به‌ غنا وصداهاي‌ حرام‌

 

گوش‌ دادن‌ يكي‌ از راه‌ هاي‌ تغذيه‌ روح‌ است‌.غذاي‌ روح‌ اگر سالم‌ باشدخود روح‌ هم‌ سالم‌ مي‌ماند0 واگر مسموم‌ باشد،روح‌ را هم‌ مسموم‌ مس‌نمايد.

طبق‌ نظر اسلام‌ ودانشمندان‌ مسلمان‌ وغير مسلمان‌ غنا وموسيقي‌هاي‌مطرب‌ براي‌ روح‌ آدمي‌ مضّر مي‌باشند.واولين‌ كسيكه‌ غنارا استفاده‌نمود،ابليس‌ بوده‌ است‌.

اگرچه‌ عده‌اي‌ مي‌خواهند در دفاع‌ از موسيقي‌ منافعي‌ براي‌ آن‌ پيدا كنندولي‌ با بررسي‌ زندگي‌ انسانهاي‌ برگزيده‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از موسيقي‌در زندگي‌ آنها اثري‌ نيست‌ وهرگز عمر گرانبهاي‌ خودرا صرف‌ شنيدن‌اصواتي‌ كه‌ گاهي‌ انسان‌ را از خود وخدايش‌ غافل‌ مي‌كند وبه‌ افكارشهواني‌ مي‌كشاند،نمي‌نمايند.

كدام‌ شخصيت‌ بزرگ‌ انساني‌ را سراغ‌ داريد كه‌ در عمر خود از موسيقي‌استفاده‌ كرده‌ باشد؟درحاليكه‌ اگر در موسيقي‌ منافع‌ وفوائدي‌ بودوضررهائي‌ نداشت‌،آنها هم‌ از آن‌ بهره‌ مي‌بردند.

لهو ولذت‌ دومارضحاكندهردوخونخوار وبي‌ گناه‌ آزار

عقل‌ ودين‌ لشگر فريدونندكه‌ برآرند از دومار،دمار«خاقاني‌»

موسيقي‌ حرام‌ از زبان‌ بزرگان‌

1-«پيامبر اسلام‌(ص‌):غنا پلّه‌ كان‌ زنا است‌.»

2-«امام‌ صادق‌(ع‌):خبيث‌ترين‌ مخلوق‌ خدا،غنااست‌.وبدترين‌ مخلوق‌خدا غنا است‌ كه‌ باعث‌ فقر ونفاق‌ مي‌شود.»

3-«امام‌ صادق‌(ع‌):خانه‌اي‌ كه‌ در آن‌غنا باشد،از فاجعه‌ ايمن‌ نمي‌باشدودعا در اين‌ خانه‌ مستجاب‌ نمي‌شود وملائكه‌ به‌ اين‌ خانه‌ واردنمي‌گردند.»

4-«پيامبر(ص‌):كسيكه‌ لهورا گوش‌ دهد،خدا در گوشش‌ تخم‌ باطل‌مي‌كارد»

5-«پيامبر(ص‌):روز قيامت‌،مغنّي‌ بصورت‌ كور وكر ولال‌ از قبر محشورمي‌شود»

6-«پيامبر(ص‌):من‌ شمارا نهي‌ مي‌كنم‌ اززقن‌(رقص‌)ومزمار(ني‌) وكوبات‌(سازوآواز)وكبرات‌(طبلهاي‌ كوچك‌ وبزرگ‌)»

7-«شخصي‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌)گفت‌:همسايه‌اي‌ دارم‌ كه‌ اهل‌ غنااست‌.وقتي‌ من‌ براي‌ قضاء حاجت‌ به‌ دستشوئي‌ مي‌روم‌،براي‌ شنيدن‌ ازصداهاي‌ غناي‌ همسايه‌،بيشتر مي‌مانم‌!آيا اين‌ اشكال‌ دارد؟

امام‌ فرمود:نبايد بيشتر بماني‌ كه‌ خدا فرموده‌ است‌:همانا گوش‌ وچشم‌ودل‌ مورد سؤال‌ واقع‌ مي‌شوند.«اسراء36»

او گفت‌:گويا تاكنون‌ اين‌ آيه‌ را نشنيده‌ بودم‌ وانشاءالله توبه‌ مي‌كنم‌!

امام‌ فرمود:حال‌ بلند شو ونماز بخوان‌ كه‌ گناهت‌ بزرگ‌ است‌ واگر درچنين‌ حالي‌ اجلت‌ رسيده‌ بود،خيلي‌ برايت‌ بد بود»

8-«امام‌ باقر(ع‌):غنا از آن‌ كارهائي‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ انجام‌ دهندة‌ آن‌وعدة‌ آتش‌ داده‌ است‌»

9-«امام‌ خميني‌:از جمله‌ چيزهائي‌ كه‌ مغز جوانهارا تخدير مي‌كند،موسيقي‌ است‌...انسان‌ را از جديت‌ بيرون‌ مي‌برد.يك‌ جواني‌ كه‌ عادت‌كرده‌ روزي‌ چند ساعت‌ را با موسيقي‌ سروكار داشته‌ باشد،از مسائل‌جدي‌ به‌ كلي‌ غافل‌ مي‌شود.» صحيفه‌ نورج‌8ص‌197تا 201 -ج‌9ص‌155

پرهيز كن‌ از لهو ازآنكه‌ هرگزسرمايه‌ نكرده‌ است‌ هيچ‌ لاهي‌«ناصرخسرو»

ضررهاي‌ موسيقي‌ حرام‌ وغنا

«از كتاب‌ پرسشها وپاسخهاي‌ روز ص‌130»               

1-ضعف‌ اعصاب‌ واختلال‌  حواس‌ وبي‌ ارادگي‌

«دكتر ولف‌ آدلر،پروفسور دانشگاه‌ كلمبيا مي‌گويد:بهترين‌ ودلكش‌ترين‌نو اهاي‌ موسيقي‌،شوم‌ترين‌ آثار را روي‌ سلسلة‌ اعصاب‌ انسان‌ باقي‌مي‌گذارد.»

«دكتر آاكسيس‌:اصولاً شنيدن‌ موسيقي‌ وكنسرت‌،در اعصاب‌ اثرتخديري‌ ايجاد مي‌كند.اين‌ اثر گاهي‌ آنچنان‌ شديد است‌ كه‌ شنونده‌ رامانند افراد بهت‌ زده‌ مي‌سازد ولذت‌ فوق‌ العاده‌اي‌ كه‌ افراد از آن‌ مي‌برنداز همين‌ اثر تخديري‌ است‌ وروشن‌ است‌ كه‌ اينگونه‌ تخديرها زيانهاي‌فراواني‌ دارد واگر شدت‌ يابد گاهي‌ ممكن‌ است‌ عقل‌ وانديشه‌ را اسيرجذبه‌ آهنگهاي‌ تند موسيقي‌ كند وديگر نتواند خوب‌ وبد را از هم‌تشخيص‌ دهد وبي‌ پروا دست‌ به‌ حركات‌  واعمال‌ ناشايست‌ بزند ودرآن‌ حال‌ نتواند به‌ عواقب‌ وخيم‌ آن‌ بيانديشد.»

گاهي‌ موسيقي‌ باعث‌ جنايت‌ مي‌شود.

«يك‌ مجله‌ در سوئيس‌،مقاله‌اي‌ تحت‌ عنوان‌«جنون‌ موسيقي‌» نوشته‌ بودكه‌ در آن‌ موسيقي‌ را از جهات‌ مختلف‌ محكوم‌ ومورد انتقاد قرار داده‌بود.

علت‌ نوشتن‌ اين‌ مقاله‌ اين‌ بود كه‌ كه‌ جمعيتي‌ در حدود صدوپنجاه‌ هزارنفر در يكي‌ از ميدانهاي‌ پاريس‌ براي‌ شنيدن‌ موسيقي‌ گرد هم‌ آمده‌ بودندوپس‌ از اجراي‌ يك‌ كنسرت‌،چنان‌ به‌ هيجان‌ آمدند كه‌ ويترين‌ هاراشكستند ومغازه‌ هارا ويران‌ نمودند وعده‌اي‌ هم‌ زخمي‌ شدند.»

«همچنين‌ در خبرها آمده‌ بود كه‌ در ايالت‌«لتيل‌ راك‌»جواني‌ كه‌ به‌يادگرفتن‌ پيانو اشتغال‌ داشت‌،چنان‌ تحت‌ تأثير نغمات‌ موسيقي‌ قرارگرفت‌ كه‌ ناگاه‌ از جا برخاسته‌ وبا ضربات‌ متعدد كارد،معلم‌ خودرا از پاي‌درآورد.»

«موسيقي‌ حتي‌ در نوازندگان‌ آن‌ تأثيرات‌ خطرناكي‌ داشته‌ است‌.چنانكه‌عده‌اي‌ از آنان‌ گرفتار امراض‌ روحي‌ شده‌ ويا دچار امراض‌ جسمي‌وحتي‌ سكته‌ شده‌اند. از جمله‌:

بتهون‌ در سي‌ سالگي‌ به‌ كلي‌ كر شد وسرانجام‌ ديوانه‌ گرديد!

باخ‌ موسيقي‌ دان‌ اطريشي‌ به‌ اختلال‌ حواس‌ وكوري‌ مبتلاشد.

موزارت‌ وشوپن‌،دوتن‌ از موسيقيدانان‌ نامي‌ دچار ضعف‌ قوا شدند.

شوبرت‌ وواكتر ومندلس‌ ودوكونيسي‌ به‌ اختلالات‌ عصبي‌ وپريشاني‌فكري‌ وكشمكشهاي‌ روحي‌ مبتلا شدند.شومان‌ ودووراك‌ دچار ضعف‌اعصاب‌  ديوانگي‌ شدند.»

2-ضررهاي‌ اقتصادي‌:

هزينه‌هاي‌ سنگيني‌ كه‌ امروزه‌ خرج‌ موسيقي‌ ومجالس‌ شهوتراني‌مي‌شود،ضربات‌ سختي‌ را به‌ اقتصاد كشورها از جمله‌ كشور مامي‌زند.وبر اثر استقبال‌ وتوجهي‌ كه‌ به‌ هنرپيشگان‌ وموسيقي‌ دانان‌مي‌شود،عده‌اي‌ از جوانان‌ بااستعداد بجاي‌ رفتن‌ بدنبال‌ علم‌ ودانش‌،به‌موسيقي‌ روي‌ مي‌آورند كه‌ اخيراًچند نفر از پزشكان‌ ايراني‌ كار خودرارها كرده‌ وبدنبال‌ موسيقي‌ افتاده‌اند.

3-ضررهاي‌ اخلاقي‌:

موسيقي‌ در محافل‌ مختلف‌ مخصوصاً اگر خواننده‌ زن‌ باشد،مهيج‌شهوت‌ وهوس‌ بوده‌ واحيناناًافتضاحات‌ شرم‌ آوري‌ ببار مي‌آورد.

هنگاميكه‌ انسان‌ تحت‌ نفوذ زير وبم‌ موسيقي‌ قرار گرفت‌،يكنوع‌ سستي‌اعصاب‌ بر او مسلط‌ شده‌ بطوريكه‌ از مفاهيم‌ انساني‌ جز شهوتراني‌،عشقبازي‌،جمال‌ پرستي‌ چيزي‌ ديگر دربرابر ديدگانش‌ مجسم‌نمي‌شود.ودر نتيجه‌ مفاهيم‌ مقدسي‌ چون‌ رحم‌ ومروت‌ حيا وعفت‌وامانت‌ وبرادري‌ مجد وعظمت‌ وكوششس‌ وفعاليت‌ ومبارزه‌ واستقامت‌در راه‌ هدف‌ و..همه‌ بفراموشي‌ سپرده‌ مي‌شوند.

4-دوري‌ از خدا.

مصاديق‌ موسيقي‌ حرام‌

1-آلات‌ موسيقي‌  مطرب‌ باشد يعني‌ انسان‌ را از حال‌ عادي‌ولو كمي‌ خارج‌ نمايد.ويا موسيقي‌ مخصوص‌ مجالس‌ لهوولعب‌ باشد.

2- تكخواني‌ زن‌ ونوع‌ شعر مستهجن‌ باشد.

3-تكخواني‌ زن‌ وشعر داراي‌ مضامين‌ سالم‌ باشدولي‌ بصورت‌ترجيع‌ وگرداندن‌ صدا در گلو باشد كه‌ اين‌ مورد در مجالس‌عروسي‌ در قسمت‌ زنان‌ اشكال‌ ندارد.

4-خواننده‌ مرد واشعار مستهجن‌ بخواند

5-خواننده‌ مرد واشعار خوب‌باشد ولي‌ صدارا در گلوبچرخاند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:35  توسط رمضان رفيعي  | 

گوش‌ دادن‌ به‌ غنا وصداهاي‌ حرام‌

 

گوش‌ دادن‌ يكي‌ از راه‌ هاي‌ تغذيه‌ روح‌ است‌.غذاي‌ روح‌ اگر سالم‌ باشدخود روح‌ هم‌ سالم‌ مي‌ماند0 واگر مسموم‌ باشد،روح‌ را هم‌ مسموم‌ مس‌نمايد.

طبق‌ نظر اسلام‌ ودانشمندان‌ مسلمان‌ وغير مسلمان‌ غنا وموسيقي‌هاي‌مطرب‌ براي‌ روح‌ آدمي‌ مضّر مي‌باشند.واولين‌ كسيكه‌ غنارا استفاده‌نمود،ابليس‌ بوده‌ است‌.

اگرچه‌ عده‌اي‌ مي‌خواهند در دفاع‌ از موسيقي‌ منافعي‌ براي‌ آن‌ پيدا كنندولي‌ با بررسي‌ زندگي‌ انسانهاي‌ برگزيده‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌ از موسيقي‌در زندگي‌ آنها اثري‌ نيست‌ وهرگز عمر گرانبهاي‌ خودرا صرف‌ شنيدن‌اصواتي‌ كه‌ گاهي‌ انسان‌ را از خود وخدايش‌ غافل‌ مي‌كند وبه‌ افكارشهواني‌ مي‌كشاند،نمي‌نمايند.

كدام‌ شخصيت‌ بزرگ‌ انساني‌ را سراغ‌ داريد كه‌ در عمر خود از موسيقي‌استفاده‌ كرده‌ باشد؟درحاليكه‌ اگر در موسيقي‌ منافع‌ وفوائدي‌ بودوضررهائي‌ نداشت‌،آنها هم‌ از آن‌ بهره‌ مي‌بردند.

لهو ولذت‌ دومارضحاكندهردوخونخوار وبي‌ گناه‌ آزار

عقل‌ ودين‌ لشگر فريدونندكه‌ برآرند از دومار،دمار«خاقاني‌»

موسيقي‌ حرام‌ از زبان‌ بزرگان‌

1-«پيامبر اسلام‌(ص‌):غنا پلّه‌ كان‌ زنا است‌.»

2-«امام‌ صادق‌(ع‌):خبيث‌ترين‌ مخلوق‌ خدا،غنااست‌.وبدترين‌ مخلوق‌خدا غنا است‌ كه‌ باعث‌ فقر ونفاق‌ مي‌شود.»

3-«امام‌ صادق‌(ع‌):خانه‌اي‌ كه‌ در آن‌غنا باشد،از فاجعه‌ ايمن‌ نمي‌باشدودعا در اين‌ خانه‌ مستجاب‌ نمي‌شود وملائكه‌ به‌ اين‌ خانه‌ واردنمي‌گردند.»

4-«پيامبر(ص‌):كسيكه‌ لهورا گوش‌ دهد،خدا در گوشش‌ تخم‌ باطل‌مي‌كارد»

5-«پيامبر(ص‌):روز قيامت‌،مغنّي‌ بصورت‌ كور وكر ولال‌ از قبر محشورمي‌شود»

6-«پيامبر(ص‌):من‌ شمارا نهي‌ مي‌كنم‌ اززقن‌(رقص‌)ومزمار(ني‌) وكوبات‌(سازوآواز)وكبرات‌(طبلهاي‌ كوچك‌ وبزرگ‌)»

7-«شخصي‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌)گفت‌:همسايه‌اي‌ دارم‌ كه‌ اهل‌ غنااست‌.وقتي‌ من‌ براي‌ قضاء حاجت‌ به‌ دستشوئي‌ مي‌روم‌،براي‌ شنيدن‌ ازصداهاي‌ غناي‌ همسايه‌،بيشتر مي‌مانم‌!آيا اين‌ اشكال‌ دارد؟

امام‌ فرمود:نبايد بيشتر بماني‌ كه‌ خدا فرموده‌ است‌:همانا گوش‌ وچشم‌ودل‌ مورد سؤال‌ واقع‌ مي‌شوند.«اسراء36»

او گفت‌:گويا تاكنون‌ اين‌ آيه‌ را نشنيده‌ بودم‌ وانشاءالله توبه‌ مي‌كنم‌!

امام‌ فرمود:حال‌ بلند شو ونماز بخوان‌ كه‌ گناهت‌ بزرگ‌ است‌ واگر درچنين‌ حالي‌ اجلت‌ رسيده‌ بود،خيلي‌ برايت‌ بد بود»

8-«امام‌ باقر(ع‌):غنا از آن‌ كارهائي‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ انجام‌ دهندة‌ آن‌وعدة‌ آتش‌ داده‌ است‌»

9-«امام‌ خميني‌:از جمله‌ چيزهائي‌ كه‌ مغز جوانهارا تخدير مي‌كند،موسيقي‌ است‌...انسان‌ را از جديت‌ بيرون‌ مي‌برد.يك‌ جواني‌ كه‌ عادت‌كرده‌ روزي‌ چند ساعت‌ را با موسيقي‌ سروكار داشته‌ باشد،از مسائل‌جدي‌ به‌ كلي‌ غافل‌ مي‌شود.» صحيفه‌ نورج‌8ص‌197تا 201 -ج‌9ص‌155

پرهيز كن‌ از لهو ازآنكه‌ هرگزسرمايه‌ نكرده‌ است‌ هيچ‌ لاهي‌«ناصرخسرو»

ضررهاي‌ موسيقي‌ حرام‌ وغنا

«از كتاب‌ پرسشها وپاسخهاي‌ روز ص‌130»               

1-ضعف‌ اعصاب‌ واختلال‌  حواس‌ وبي‌ ارادگي‌

«دكتر ولف‌ آدلر،پروفسور دانشگاه‌ كلمبيا مي‌گويد:بهترين‌ ودلكش‌ترين‌نو اهاي‌ موسيقي‌،شوم‌ترين‌ آثار را روي‌ سلسلة‌ اعصاب‌ انسان‌ باقي‌مي‌گذارد.»

«دكتر آاكسيس‌:اصولاً شنيدن‌ موسيقي‌ وكنسرت‌،در اعصاب‌ اثرتخديري‌ ايجاد مي‌كند.اين‌ اثر گاهي‌ آنچنان‌ شديد است‌ كه‌ شنونده‌ رامانند افراد بهت‌ زده‌ مي‌سازد ولذت‌ فوق‌ العاده‌اي‌ كه‌ افراد از آن‌ مي‌برنداز همين‌ اثر تخديري‌ است‌ وروشن‌ است‌ كه‌ اينگونه‌ تخديرها زيانهاي‌فراواني‌ دارد واگر شدت‌ يابد گاهي‌ ممكن‌ است‌ عقل‌ وانديشه‌ را اسيرجذبه‌ آهنگهاي‌ تند موسيقي‌ كند وديگر نتواند خوب‌ وبد را از هم‌تشخيص‌ دهد وبي‌ پروا دست‌ به‌ حركات‌  واعمال‌ ناشايست‌ بزند ودرآن‌ حال‌ نتواند به‌ عواقب‌ وخيم‌ آن‌ بيانديشد.»

گاهي‌ موسيقي‌ باعث‌ جنايت‌ مي‌شود.

«يك‌ مجله‌ در سوئيس‌،مقاله‌اي‌ تحت‌ عنوان‌«جنون‌ موسيقي‌» نوشته‌ بودكه‌ در آن‌ موسيقي‌ را از جهات‌ مختلف‌ محكوم‌ ومورد انتقاد قرار داده‌بود.

علت‌ نوشتن‌ اين‌ مقاله‌ اين‌ بود كه‌ كه‌ جمعيتي‌ در حدود صدوپنجاه‌ هزارنفر در يكي‌ از ميدانهاي‌ پاريس‌ براي‌ شنيدن‌ موسيقي‌ گرد هم‌ آمده‌ بودندوپس‌ از اجراي‌ يك‌ كنسرت‌،چنان‌ به‌ هيجان‌ آمدند كه‌ ويترين‌ هاراشكستند ومغازه‌ هارا ويران‌ نمودند وعده‌اي‌ هم‌ زخمي‌ شدند.»

«همچنين‌ در خبرها آمده‌ بود كه‌ در ايالت‌«لتيل‌ راك‌»جواني‌ كه‌ به‌يادگرفتن‌ پيانو اشتغال‌ داشت‌،چنان‌ تحت‌ تأثير نغمات‌ موسيقي‌ قرارگرفت‌ كه‌ ناگاه‌ از جا برخاسته‌ وبا ضربات‌ متعدد كارد،معلم‌ خودرا از پاي‌درآورد.»

«موسيقي‌ حتي‌ در نوازندگان‌ آن‌ تأثيرات‌ خطرناكي‌ داشته‌ است‌.چنانكه‌عده‌اي‌ از آنان‌ گرفتار امراض‌ روحي‌ شده‌ ويا دچار امراض‌ جسمي‌وحتي‌ سكته‌ شده‌اند. از جمله‌:

بتهون‌ در سي‌ سالگي‌ به‌ كلي‌ كر شد وسرانجام‌ ديوانه‌ گرديد!

باخ‌ موسيقي‌ دان‌ اطريشي‌ به‌ اختلال‌ حواس‌ وكوري‌ مبتلاشد.

موزارت‌ وشوپن‌،دوتن‌ از موسيقيدانان‌ نامي‌ دچار ضعف‌ قوا شدند.

شوبرت‌ وواكتر ومندلس‌ ودوكونيسي‌ به‌ اختلالات‌ عصبي‌ وپريشاني‌فكري‌ وكشمكشهاي‌ روحي‌ مبتلا شدند.شومان‌ ودووراك‌ دچار ضعف‌اعصاب‌  ديوانگي‌ شدند.»

2-ضررهاي‌ اقتصادي‌:

هزينه‌هاي‌ سنگيني‌ كه‌ امروزه‌ خرج‌ موسيقي‌ ومجالس‌ شهوتراني‌مي‌شود،ضربات‌ سختي‌ را به‌ اقتصاد كشورها از جمله‌ كشور مامي‌زند.وبر اثر استقبال‌ وتوجهي‌ كه‌ به‌ هنرپيشگان‌ وموسيقي‌ دانان‌مي‌شود،عده‌اي‌ از جوانان‌ بااستعداد بجاي‌ رفتن‌ بدنبال‌ علم‌ ودانش‌،به‌موسيقي‌ روي‌ مي‌آورند كه‌ اخيراًچند نفر از پزشكان‌ ايراني‌ كار خودرارها كرده‌ وبدنبال‌ موسيقي‌ افتاده‌اند.

3-ضررهاي‌ اخلاقي‌:

موسيقي‌ در محافل‌ مختلف‌ مخصوصاً اگر خواننده‌ زن‌ باشد،مهيج‌شهوت‌ وهوس‌ بوده‌ واحيناناًافتضاحات‌ شرم‌ آوري‌ ببار مي‌آورد.

هنگاميكه‌ انسان‌ تحت‌ نفوذ زير وبم‌ موسيقي‌ قرار گرفت‌،يكنوع‌ سستي‌اعصاب‌ بر او مسلط‌ شده‌ بطوريكه‌ از مفاهيم‌ انساني‌ جز شهوتراني‌،عشقبازي‌،جمال‌ پرستي‌ چيزي‌ ديگر دربرابر ديدگانش‌ مجسم‌نمي‌شود.ودر نتيجه‌ مفاهيم‌ مقدسي‌ چون‌ رحم‌ ومروت‌ حيا وعفت‌وامانت‌ وبرادري‌ مجد وعظمت‌ وكوششس‌ وفعاليت‌ ومبارزه‌ واستقامت‌در راه‌ هدف‌ و..همه‌ بفراموشي‌ سپرده‌ مي‌شوند.

4-دوري‌ از خدا.

مصاديق‌ موسيقي‌ حرام‌

1-آلات‌ موسيقي‌  مطرب‌ باشد يعني‌ انسان‌ را از حال‌ عادي‌ولو كمي‌ خارج‌ نمايد.ويا موسيقي‌ مخصوص‌ مجالس‌ لهوولعب‌ باشد.

2- تكخواني‌ زن‌ ونوع‌ شعر مستهجن‌ باشد.

3-تكخواني‌ زن‌ وشعر داراي‌ مضامين‌ سالم‌ باشدولي‌ بصورت‌ترجيع‌ وگرداندن‌ صدا در گلو باشد كه‌ اين‌ مورد در مجالس‌عروسي‌ در قسمت‌ زنان‌ اشكال‌ ندارد.

4-خواننده‌ مرد واشعار مستهجن‌ بخواند

5-خواننده‌ مرد واشعار خوب‌باشد ولي‌ صدارا در گلوبچرخاند.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:35  توسط رمضان رفيعي  | 

شرابخواري‌

شراب‌ مايعي‌ است‌ مست‌ كننده‌ كه‌ نه‌ تنها دردين‌ اسلام‌ بلكه‌ در همة‌اديان‌ وبلكه‌ از ديد همة‌ اطباء مضر وضررآور تشخيص‌ داده‌ شده‌ است‌.

بزرگترين‌ ضرر شراب‌ مختل‌ كردن‌ عقل‌ آدمي‌ است‌.عقلي‌ كه‌ شرافت‌انسان‌ وبرتري‌ اوبرساير موجودات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ است‌.

يكي‌ از دانشمندان‌ گفته‌ است‌ كه‌ حتي‌ مصرف‌ كم‌ الكل‌ مي‌تواندضايعات‌ مغزي‌ بسياري‌ را سبب‌ شود.ووقتي‌ انسان‌ از نوشيدن‌مقداركمي‌ الكل‌،احساس‌ لذت‌ وشادماني‌ مي‌كند نمي‌داند كه‌ به‌ نابودي‌سلولهاي‌ مغزي‌ خود كمك‌ كرده‌ است‌.

آثار زيانبار شراب‌ در جوامع‌ مختلف‌ قابل‌ انكار نيست‌.به‌ بعضي‌ ازاين‌ آثار اشاره‌ مي‌ شود:

شراب‌ را مي‌توان‌ ريشة‌ بسياري‌ از مفاسد غرب‌ دانست‌ كه‌ بحمدالله دركشور ما بخاطر رعايت‌ مسائل‌ مذهبي‌،شرابخواري‌ در حد بسيارضعيف‌ واندكي‌ است‌.

امّا در تاريخ‌ مي‌توان‌ به‌ مواردي‌ اشاره‌ كرد كه‌ شرابخواري‌ باعث‌ نابودي‌وجنايات‌وقتل‌ شده‌ است‌.وقتي‌ هارون‌،خليفه‌ عباسي‌،خواهرش‌ عباسه‌را به‌ عقد جعفربرمكي‌ وزير مقتدر خود درآورد اورا از هرگونه‌ تماس‌جنسي‌ منع‌ نمود وجعفرهم‌ اطاعت‌ كرد ولي‌ عباسه‌ نتوانست‌ برهوس‌خود غلبه‌ كند وترتيبي‌ داد تا جعفر با نوشيدن‌ شراب‌ مست‌ شود.آنگاه‌ بااو عمل‌ جنسي‌ انجام‌ داد.وقتي‌ بعد از مدتها خبر به‌ هارون‌ رسيد،دستوركشتن‌ جعفربرمكي‌ وكندن‌ ريشه‌ برامكه‌ در دستگاه‌ خلافت‌ خودرا صادرنمود.وبه‌ اين‌ ترتيب‌ ريشة‌ برمكي‌ها از قدرت‌ وخلافت‌ كنده‌ شد.

ويا وقتي‌ مغولها به‌ ايران‌ حمله‌ كردند،پادشاه‌ ايران‌ جلال‌ الدين‌خوارزمشاه‌ بدليل‌ مستي‌ نتوانست‌ تصميم‌  درستي‌ براي‌ دفاع‌ از كشور

بگيرد لذا كشور ايران‌ به‌ اشغال‌ مغولها درآمد وتمدن‌ اسلامي‌ دچار آفت‌مخربي‌ گرديد.

در زمان‌ اميركبير كه‌ مي‌رفت‌ كشور ما از تاريكي‌ وگمراهي‌ بدرآيد وازعقب‌ ماندگي‌ نجات‌ يابد،بدخواهان‌ حكم‌ قتل‌اميركبير را ازناصرالدين‌شاه‌  درحال‌ مستي‌ گرفتند واجرا نمودند.وباعث‌ شدند كه‌ اميد نجات‌ايران‌ برباد رود.

درتاريخ‌ ذكر شده‌ كه‌ افرادي‌ بوده‌ اند كه‌ براثر مستي‌ با محارم‌ خود مثل‌خواهرخود زنا كرده‌اند.

ابليس‌ شبي‌ رفت‌ به‌ بالين‌ جواني‌آراسته‌ با شكل‌ مهيبي‌ سر و بر را

گفتا كه‌ منم‌ مرگ‌ واگر خواهي‌ زنهاربايد بگزيني‌ تويكي‌ زين‌ سه‌ خطر را

يا آن‌ پدر پيرخودت‌ را بكشي‌ زاريا بشكني‌ از خواهرِخود،سينه‌ وسر را

لرزيد از اين‌ بيم‌ جوان‌ برخود وجادشت‌كزمرگ‌ فتد لرزه‌ به‌ تن‌ ضيغم‌ نر را

ياخود زمي‌ ناب‌ كشي‌ يك‌ دو سه‌ ساغرتا آنكه‌ بپوشم‌ زهلاك‌ تونظر را

گفتا پدر وخواهر من‌ هردوعزيزندهرگز نكنم‌ ترك‌ِ ادب‌ اين‌ دونفررا

لكن‌ چوبه‌ مِي‌دفع‌ِ شر از خويش‌ توان‌ كردمي‌نوشم‌ وباوي‌ بكنم‌ چارة‌ شر را

جامي‌ دو بنوشيد وچوشد خيره‌ ز مستي‌هم‌ خواهر خودرا زد وهم‌ كشت‌ پدر را

اي‌ كاش‌ شود خشك‌ بن‌ تاك‌ وخداوندزين‌ ماية‌ شر حفظ‌ كند نوع‌ِ بشر را«ايرج‌ ميرزا»

دانشمندان‌ تنها آثار زيانبار شرابخواري‌ را گريبانگير شرابخوار نمي‌دانندبلكه‌ به‌ نسلهاي‌ بعدي‌ هم‌ اين‌ آثار سرايت‌ مي‌كند.

دبيركل‌ سازمان‌ بين‌ المللي‌ مبارزه‌ باالكل‌ گفت‌ كه‌ هشتاد درصد ديوانگان‌وچهل‌ درصد بيماران‌ آميزشي‌ در نتيجة‌ اعتياد به‌ الكل‌ بوده‌است‌.ودكتري‌ در آلمان‌ گفته‌ است‌ كه‌ درب‌ ميكده‌ هارا ببنديد تا من‌درب‌ نيمي‌ از بيمارستانها وديوانه‌ خانه‌ هارا ببندم‌.

مي‌چنانت‌ كند به‌ ناداني‌كه‌ بز ماده‌ را پري‌ خواني‌

مست‌ نادم‌ شود به‌ هشياري‌توزمستان‌ طمع‌ چه‌ مي‌داري‌؟

جايگاه‌ شرابخواردر روايت‌:

1-اعمال‌ خوب‌ شرابخوار تا چهل‌ شبانه‌ روز قبول‌ نمي‌ شود.

2-شرابخوار عروس‌ شيطان‌ است‌.

3-شرابخوار وكسيكه‌ سرسفره‌ اي‌ كه‌ درآن‌ شراب‌ است‌ نشسته‌باشد،ملعون‌ است‌.

4-شفاعت‌ پيامبر(ص‌)به‌ شرابخوار نمي‌ رسد.

5-شرابخوار در حال‌ مستي‌ از هيچ‌ عملي‌ ابا نمي‌ كنداو خدا را نمي‌شناسد.هتك‌ حرمت‌ مي‌ كند.قطع‌ رحم‌ مي‌ نمايد.اگر شيطان‌ به‌ اودستوردهد كه‌ دربرابر بُت‌ سجده‌ كند،او سجده‌ مي‌ نمايد.

6-با شرابخوار مجالست‌ نكنيد كه‌ اگر بر آنها لعنتي‌ نازل‌ شود شمارانگيرد.

7-به‌ شرابخوار دختر ندهيد.با او مجالست‌ نكنيد.تأييدش‌ ننمائيد.امانت‌ به‌ او ندهيد.به‌ عيادتش‌ نرويد.درتشييع‌ جنازه‌ اش‌ حاضر نشويد.

8-شرابخواري‌ ،پرده‌ عصمت‌ را پاره‌ مي‌ كند.

9-شرابخواران‌ سگان‌ جهنمند.

10-شرابخوار با چهرة‌ سياه‌ محشور مي‌ شود.

11-خداوند درمان‌ هيچ‌ دردي‌ را در چيزهاي‌ حرام‌ قرار نداده‌است‌(بعضي‌ از شراب‌ براي‌ درمان‌ استفاده‌ مي‌ كنند.)

12-پيامبراسلام‌(ص‌)در رابطه‌ با نوشيدن‌ شراب‌،ده‌ دسته‌ را لعن‌فرمود:كسيكه‌ درخت‌ آن‌ را مي‌نشاند،آنكه‌ درخت‌ را آبياري‌مي‌كند،كسيكه‌ آب‌ آنرا مي‌گيرد وشراب‌ مي‌سازد،كسيكه‌ شراب‌ رامي‌نوشد،ساقي‌ شراب‌ ،آورنده‌ شراب‌،كسيكه‌ شراب‌ بسويش‌ آورده‌مي‌شود،خريدارشراب‌،مصرف‌ كنندة‌ پول‌ شراب‌وكسانيكه‌ درخوردن‌وفشردن‌ انگور شراب‌ وفروختن‌ وخريدن‌ وحمل‌ آن‌ دست‌ دارندوكسيكه‌از پول‌ فروش‌ آن‌ استفاده‌ مي‌ كند،همه‌ در گناه‌ شريكند وهركسيكه‌ شراب‌ به‌ نصراني‌ يا يهودي‌ وصائبي‌ ويا ديگري‌ بنوشاند،همين‌گناه‌ رادارد!

 

13-كسيكه‌ شراب‌ بخورد،خداونداز سَم‌ّ مارهاي‌ سياه‌ وعقربها،مايعي‌به‌او بخوراند كه‌ قبل‌ از نوشيدن‌،گوشت‌ صورتش‌ درظرف‌ بريزد وبعد ازنوشيدن‌،گوشت‌ وپوستش‌ مثل‌ مردار بگندد،بطوريكه‌ اهل‌ محشر ازبوي‌آن‌اذيت‌ مي‌ شوندسپس‌ به‌ جهنم‌برده‌ مي‌ شود!

«وقتي‌ متوكل‌ دستور داد امام‌ هادي‌(ع‌) را به‌ مجلس‌ شراب‌ او بياورندوبه‌ امام‌ ابتدا اصرار برخوردن‌ شراب‌ نمود وچون‌ امتناع‌ امام‌ را ديدتكليف‌ بر شعر گفتن‌ نمود،امام‌ اشعاري‌ را خواندند كه‌ وضع‌ مجلس‌ راعو.ض‌ كرد واشك‌ به‌ چشمان‌ نحس‌ متوكل‌ آمد ودستور داد امام‌ را بااحترام‌ برگردانند.ابيات‌ امام‌ بشرح‌ زير است‌:

باتوا علي‌ قلل‌ الاجبال‌ تحرسهم‌غلب‌ الرجال‌ فلم‌ تنفعهم‌ القلل‌

واستنزلوا بعد عزٍ من‌ معاقلهم‌واسكنوا حُفراً يا بئس‌ ما نُزلوا

ناداهم‌ صارخ‌ٌ من‌ بعد دفنهم‌اين‌ الاساور والتيجان‌ والحُلل‌

اين‌ الوجوه‌ اللتي‌ كانت‌ منعّمة‌من‌ دونها تضرب‌ الاستار والكُلل‌

فافصح‌ القبر عنهم‌ حين‌ سائلهم‌تلك‌ الوجوه‌ عليها الدود تنتقل‌

قدطال‌ مااكلوا دهداً و قدشربواواصبحوا اليوم‌ من‌ بعد الاكل‌ قد اُكلوا

«ستمگران‌ در قله‌ هاي‌ برفراز كوه‌ با نگهباناني‌ نيرومند بسر مي‌بردند.ولي‌ با آمدن‌ مرك‌ اين‌ كوه‌ ها سودي‌ براي‌ آنان‌ نداشت‌.

بعد از عزتي‌ كه‌ داشتند باغ‌ مردنشان‌،به‌ سوراخهايي‌ افتادند چه‌ بدفرودآمدني‌ بود؟

وقتي‌ آنها را داخل‌ قبر گذاشتند،صدائي‌ آمد كه‌ :كجاست‌ آن‌ تخت‌ هاوتاج‌ ها ولباسها؟

كجا هستند آن‌ صورتهايي‌ كه‌ غرق‌ در نعمت‌ بودند.وهميشه‌ زير پرده‌ هاوپشه‌ بندها قرار داشتند؟

ناگاه‌ قبر با زبان‌ فصيح‌ از طرف‌ اين‌ مرده‌ ها جواب‌ داد:كرمها بر اين‌صورتها مي‌ غلطند!

يك‌ عمر طولاني‌ خوردند وآشاميدند.حالا خودشان‌ توسط‌ كرمهاخورده‌ مي‌ شوند.»

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:34  توسط رمضان رفيعي  |