تبليغاتX
ابا صالح المهدی ادرکنی

ابا صالح المهدی ادرکنی

اطلاع رسانی مذهبی.....

7 تفكر كه براي سلامتی مضرند

7 تفكر كه براي سلامتی مضرند


ويژگي‌هاي شخصيتي ما بسيار بيشتر از تعيين چرخه‌هاي اجتماعي در زندگي ما تاثير گذار هـسـتـنـد.

 

 برخي از افراد نيز به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي خاص خود ممكن است بيشتر عمر كنند. در اين تحقيق، پژوهشگران 7 نوع تفكر را عنوان كرده‌اند كه سلامت فرد را به خطر مي‌اندازند و بر جسم انسان تاثيرات نامطلوبي بر جاي مي‌گذارند كه عبارتند از:

1- استـرس: تحقـيـقات نشان مي‌دهد استرس و نگراني در طولاني مدت مي‌تواند كُشنده باشد؛ به‌ويژه استرس‌هاي محل كار كه احتـمال ابتلا به بيماري‌هاي قلبي، آنفلوانزا، سندرم متابوليك و افزايش فشار خون را تشديد مي‌كند.

2- غصه و تقدير: اندوهگين بودن، نه تنها از نـظـر اجـتـمـاعي مضر است بلكه تاثيرجسمي نامطلوبي نيز دارد. مطالعات نشان مي‌دهد افراد مبتلا به بيماري‌هاي عروقي اگر اندوهگين و غـصـه دار بـاشـنـد زودتـر مـي‌مـيرند. محققان مي‌گويند نوع شخصيت روي سيستم ايمني بدن و همچنين سيستم واكنش به استرس در انسان تاثير مي‌گذارد.

3- اضطراب: بر اساس يافته‌هاي علمي، ميزان ابتلا به زوال عقل و آلزايمر در افرادي كه كمتر مضطرب مي‌شوند،‌ پايين‌تر است. تحقيقات نشان داده است خطر ابتلا به زوال عقل در سالمنداني كه آرام هستند،50 درصد كاهش مي‌يابد.

4- فقدان خـويشتنداري: آيا وقت ملاقاتتان دير شده و يا نمي‌توانيد كارهايتان را منظم كنيد و به اين خاطر كنترل خود را از دست داده‌ايد؟ پس بدانيد كه اين عدم خويشتنداري مي‌تواند به سلامت شما آسيب برساند. محققان مي‌گويند انـسـان‌هـاي خـوددار نسبت به ديگران عمر طولاني تري دارند.

5- دلواپسي: افراد به شدت عصبي كه دائـمـا نـگـران و مـضطرب و مستعد ابتلا به افسردگي هستند به طور متوسط زودتر مي‌ميرند. به‌علاوه، اين افراد اغلب بيشتر سيگار مي‌كشند به اميد اين كـه سيگار اضطراب آنها را كاهش دهد اما متاسفانه با اين كار عمر خود را كوتاه مي‌كنند.

6 - بي‌هدفي در زندگي: اگر احساس مي‌كنيد در زندگي خود هدفي نداريد بايد بدانيد كه زمان سكونتتان بر روي كره زمين يا به عبارتي عـمـرتـان كوتاه خواهد شد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كساني كه اهداف بالايي در زندگي دارند به زوال عقل مبتلا نمي‌شوند و ديرترهم مي‌ميرند.

7 - بدبيني: بدبيني و بدگماني نسبت به ديگران يك ويژگي شخصيتي است كه به گفته دانشمندان به خصومت و دشمني بازمي‌گردد و خــطـر ابـتلا به بيماري‌هاي قلبي را افزايش مـــي‌دهـــد. ايـــن افــراد اغـلــب در رفـتــار مـردم انگيزش‌هاي خصمانه پيدا مي‌كنند.

قالَ الاِْمامُ الرِّضا(عليه السلام):
1 سه ويژگى برجسته مؤمنلا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَكِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِيِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِيِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.

+ نوشته شده در  88/10/17ساعت 9  توسط رمضان رفيعي  | 

احکام تخلّی

        احکام تخلّی (زنجانی)
مسئلۀ 321واجب است انسان مکلّف هنگام تخلّی و مواقع دیگر عورت خود را از کسانی که مکلّف هستند، اگرچه با او محرم باشند بپوشاند، همچنین لازم است آن‎را از دیوانه و بچّه‏ای که خوب و بد را می‏فهمد، هر چند محرم باشد، بپوشاند و همچنین حرام است انسان به عورت دیگری نگاه کند ولو اینکه دیوانه یا بچه‏ای که خوب و بد را تمیز می‏دهد باشد، ولی زن و شوهر لازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند.
مسئلۀ 322در حال تخلّی نباید طرف جلوی بدن که شکم و سینه و عورت باشد، رو به قبله قرار گیرد و نیز این حالت پشت به قبله هم جایز نیست.
مسئلۀ 323: هنگام تخلّی اگر جلو یا پشت بدن انسان رو به قبله باشد و عورت را از قبله برگرداند کفایت نمی‏کند و چنانچه جلوی بدن او رو یا پشت به قبله نباشد احتیاط واجب آنست که عورت را رو یا پشت به قبله نکند.
مسئلۀ 324هنگام شست‏وشوی محل ادرار و مدفوع رو یا پشت به قبله بودن اشکال ندارد، ولی در موقع استبراء اگر ادرار از مخرج بیرون آید بنا بر احتیاط واجب رو یا پشت به قبله ننشیند.
مسئلۀ 325: اگر برای تخلّی مجبور باشد رو یا پشت به قبله بنشیند، مثلاً برای آن که نامحرم او را نبیند در صورتی که تأخیر آن ضرر و مشقّت داشته باشد اشکال ندارد و چنانچه هر دو حالت ممکن است احتیاط واجب آنست که پشت به قبله بنشیند.
مسئلۀ 326: احتیاط واجب آنست که کودکان را هنگام دستشویی رو یا پشت به قبله ننشانند، ولی اگر خود کودک بنشیند جلوگیری از او واجب نیست.
مسئلۀ 327: در چند جا تخلّی حرام است:
1- در کوچه‏های بن‌بست که صاحبان آنها اجازه نداده باشند.
2- در ملک کسی که اجازۀ تخلّی نداده است.
3- در دستشویی‏هایی که برای افراد مخصوصی وقف شده است.
4- در هر جایی که موجب بی‏احترامی به یکی از مقدّسات دین باشد.
5- بر روی قبور مؤمنان در صورتی که موجب بی‏احترامی گردد.
مسئلۀ 328: در تمام مواردی که کیفیت وقف معلوم نیست و مشخص نیست که برای عموم وقف شده یا برای عده‏ای خاص، در این صورت تخلّی و سایر تصرّفات در چنین جاهایی حرام است. 
                                              إستنجاء و احکام آن
مسئلۀ 329
: مجرا و مخرج ادرار فقط با آب پاک می‏شود و با آب کر یا جاری اگر بعد از ادرار یک مرتبه بشویند کافی است، ولی با آب قلیل باید پس از برطرف شدن نجاست دو مرتبه شسته شود، گر چه سه مرتبه بهتر است.
مسئلۀ 330: کیفیت شستن مخرج ادرار به همان ترتیبی است که در مسئلۀ قبل گذشت و در این جهت بین زن و مرد و حتی افرادی که دو جنسی هستند فرقی نیست و نیز بین مخرج عادی و طبیعی و غیرعادی فرقی وجود ندارد.
مسئلۀ 331: در سه مورد مخرج مدفوع انسان فقط با آب پاک می‏شود:
1- نجس دیگری مانند خون همراه مدفوع بیرون آید.
2- نجاست دیگری از بیرون به مدفوع اضافه شود و به آن برسد.
3- اطراف مخرج بیش از حد معمول آلوده به نجاست شده باشد.
در غیر این سه مورد می‏توان مخرج مدفوع را با دستمال پارچه‏ای یا کاغذی و یا با سنگ یا کلوخ و مانند اینها پاک کرد و بنا بر احتیاط واجب از سه مرتبه کمتر نباشد، گرچه با یک مرتبه و دو مرتبه هم پاک شود، ولی اگر با سه مرتبه نجاست برطرف نشود باید به اندازه‏ای تکرار شود تا محل به‌طور کامل از نجاست پاک شود.
مسئلۀ 332: احتیاط واجب آنست که پارچه یا سنگ یا هر چیز دیگری که برای استنجاء مورد استفاده قرار می‏گیرد سه تکه جدا جدا باشد، مگر در مواردی که پارچه یا سنگ به اندازه‏ای بزرگ باشد که بتوان از گوشه‏ها و زوایای مختلف آن برای هر مرتبه استفاده کرد.

مسئلۀ 333استنجاء با چیزهای محترم و مقدّس و نیز با استخوان و فضلۀ حیوانات گرچه حرام است، ولی ظاهر آنست که محل نجس را پاک می‏کند.
مسئلۀ 334: سنگ و کلوخ و پارچه و مانند اینها هنگامی محل نجاست را پاک می‏کند که هم پاک باشد و هم خشک، ولی اگر اندکی رطوبت داشته باشد که به محل سرایت نکند، اشکال ندارد.
مسئلۀ 335: در تمام حالات بهتر است که مخرج مدفوع را با آب بشویند، که در این صورت به اندازه‏ای شستشو دهند که یقین کنند چیزی از ذرات مدفوع در آن نمانده است، ولی باقی ماندن رنگ یا بوی آن اشکال ندارد و اگر در مرتبه اول طوری شسته شود که ذره‏ای از مدفوع در آن نماند، دوباره شستن لازم نیست.
مسئلۀ 336: اگر انسان شک کند که مخرج ادرار و یا مدفوع را شسته یا نه، باید بشوید؛ ولی اگر پس از بجا آوردن نماز شک کند که پیش از نماز مخرج را شسته بوده یا نه، در صورتی که با توجه نماز را شروع کرده بود، نمازش صحیح است، منتها برای نمازهای بعدی تطهیر کند، ولی اگر نماز را با توجه لازم و کافی شروع نکرده باشد باید تطهیر کند و احتیاطاً نمازهای خوانده شده را نیز اعاده کند. 


                                                  احکام استبراء
مسئلۀ 337
: «استبراء» عملی است که مردان پس از ادرار انجام می‏دهند تا اطمینان پیدا کنند که مجرای ادرار کاملاً از بول خالی شده و چیزی در آن باقی نمانده باشد؛ بنا بر قول مشهور فقیهان این عمل، عملی مستحب است امّا اگر بعد از استبراء و تطهیر مخرج ادرار، رطوبت مشکوکی از انسان خارج شود، نجس نیست و وضو و غسل هم باطل نمی‏شود، ولی اگر استبراء نکرده باشد باید محل را بشوید و وضو و غسل را اعاده کند.
مسئلۀ 338: استبراء شیوه‏های گوناگونی دارد، بهترین روش اینست که پس از قطع ادرار اگر مخرج مدفوع نجس شده باشد ابتدا مخرج مدفوع را بشوید و سپس سه دفعه با انگشت میانۀ دست چپ از مخرج مدفوع تا بیخ آلت تناسلی بکشد و بعد انگشت شست را روی آلت و انگشت پهلو را در زیر آن بگذارد و سه مرتبه تا سر آلت بکشد و پس آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهد و بعد با آب بشوید.
مسئلۀ 339: استبراء با آن کیفیتی که در مسئلۀ قبل گذشت، لازم نیست توسط خود انسان انجام شود بلکه اگر مثلاً توسط همسر انجام شود، کفایت می‏کند.
مسئلۀ 340گاهی پس از ادرار، آبی از انسان خارج می‏شود که به آن «وَدْی» می‏گویند، گاهی پس از ملاعبه، آب چسبنده‏ای از انسان خارج می‏شود که به آن «مَذْی» گویند و گاهی نیز پس از مَنی، آبی از انسان خارج می‏شود که به آن «وَذْی» گفته می‏شود و هر یک از این آبها چنانچه ادرار یا منی به آن نرسیده باشد پاک است؛ حال اگر کسی پس از ادرار، استبراء کرده باشد و پس از آن آبی از او بیرون آید و شک کند که آیا ادرار است یا یکی از این سه آب، پاک است و اگر وضو یا غسل داشته باشد باطل نمی‏شود.
مسئلۀ 341: کسی که بعد از بول، استبراء نکرده است و مدّتی از آن گذشته و یقین پیدا کرده که در مجرا بولی نمانده است و پس از آن رطوبتی از وی بیرون آید و مشکوک شود که بول است یا نه، آن رطوبت محکوم به طهارت است و اگر وضو داشته، باطل نمی‏شود.
مسئلۀ 342: اگر کسی ادرار کند و پیش از استبراء رطوبتی خارج شود که مردّد بین ادرار و منی باشد، حکم ادرار را دارد و تنها وضو گرفتن کافی است؛ ولی اگر پس از استبراء چنین رطوبتی از او خارج شود، در صورتی که وضو گرفته باشد و پس از وضو رطوبت مذکور بیرون آید، احتیاط واجب آنست که هم وضو بگیرد و هم غسل کند و اگر این رطوبت قبل از وضو بیرون بیاید، تنها گرفتن وضو کافی است و نیاز به غسل ندارد.
مسئلۀ 343: استبرای از ادرار برای زن لازم نیست و اگر از زن رطوبتی خارج شود و شک کند، محکوم به طهارت است و اگر وضو یا غسل داشته باشد باطل نمی‏شود.
مسئلۀ 344: به جز استبرای از ادرار استبرای دیگری هم وجود دارد که به آنستبرای از منی می‏گویند و آن ادرار کردن پس از خارج شدن منی است، این عمل موجب پاک‏سازی مجرای ادرار از منی می‏شود و اگر کسی پیش از این عمل غسل کند و پس از غسل رطوبتی مشکوک در خود بیابد، باید دوباره غسل کند.

  
                                      مستحبّات و مکروهات تخلّی
مسئلۀ 345: مستحب است که فرد در هنگام تخلّی در جایی بنشیند که کسی او را نبیند و موقع وارد شدن به آنجا با پای چپ و هنگام خارج شدن با پای راست خارج شود و مستحب است در هنگام تخلّی سر را بپوشاند و سنگینی بدن را روی پای چپ بیندازد.
مسئلۀ 346: مستحب است هنگامی که برای تخلّی می‏نشیند و عورت را ظاهر می‏سازد «بِسْمِ اللَّهِ» بگوید و آدابی که در مسائل گذشته بیان شد را عمل کند و موقع وارد شدن به محل تخلّی دعاهایی که از ائمّه دین(ع) منقول است را بخواند، مثلاً هنگام ورود به توالت این دعا را بخواند: «أَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنَ الرِّجْسِ النَّجِسِ الْخَبِیثِ الْمُخْبِثِ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ»؛  و یا این دعا را بخواند «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ الْحَافِظِ الْمُؤَدِّی»  و بهتر است هر دو را بخواند.
مسئلۀ 347مستحب است استنجای از مدفوع را جلوتر از استنجای از ادرار انجام دهد و نیز مستحب است در مواردی که با سنگ و یا پارچه و مانند آنستنجاء صورت می‏گیرد از عدد فرد استفاده کند مثلاً اگر محلّ نجاست، با چهار مرتبه پاک می‏شود، مستحب است آن‎را به پنج مرتبه افزایش دهد، لازم به یادآوری است که بعضی از مستحبّات و مکروهات گفته شده در مسائل فوق دلیل محکمی ندارند، ولی عمل به آنها به قصد رجا و امید ثواب خوب است.
مسئلۀ 348: مستحب است انسان قبل از شروع نماز، پیش از خوابیدن، جماع با همسر و پس از بیرون آمدن منی ادرار کند.
مسئلۀ 349: در هنگام تخلّی نشستن رو به خورشید یا ماه، جریان باد، در جادّه و خیابان، کوچه و درب منزل، زیر درختان میوه، درب مساجد و ایستاده ادرار کردن و در حمام و امثال اینها مکروه است. همچنین ادرار در زمین سخت، سوراخ جانداران، در آب راکد، مخصوصاً شبها، به طرف بالا و در حین ادرار، خوردن، توقّف زیاد، تطهیر با دست راست و حرف زدن جز ذکر خدا و در غیر حال ضرورت، مکروه است. تخلّی بر قبور مؤمنین اگر هتک نباشد، ناپسند و مکروه و اگر موجب هتک و بی‎احترامی به قبور مؤمنین و مؤمنات شود، حرام است.
مسئلۀ 350: حبس و نگهداری ادرار و مدفوع در صورتی که ضرر نداشته باشد، مکروه و اگر موجب ضرر و زیان برای انسان شود، حرام است.

+ نوشته شده در  88/10/17ساعت 9  توسط رمضان رفيعي  | 

40 سفارش مهم از امام رضا(عليه السلام)

40 سفارش مهم از امام رضا(عليه السلام)

 

     

از ميان كلمات گهربار حضرت رضا(عليه السلام) چهل حديث است باشد كه اين سخنان سازنده براى حقيقت جويان، سرآغاز گرايشى عميق به سوى تمام دستورها و رهنمودهاى آن حضرت باشد.


على بن شعيب، يكى از شاگردان با استعداد و لايق آن حضرت، مىگويد: روزى به ديدار امام رضا(عليه السلام) رفتم، از من پرسيد: يا على! چه كسى از نظر زندگى بهترين مردم است؟ جواب دادم: اى سرور و آقاى من! شما به اين مطلب از من داناتريد.
بعد از آن فرمود: «يا على، مَنْ حَسَّنَ مَعاشَ غَيْرِهِ فى مَعاشِهِ.»; كسى كه امور زندگى ديگران را از طريق امورِ زندگى خويش نيكو مىگرداند. و سپس ادامه داد: مىدانى چه كسى از نظر زندگى از همه مردم بدتر است؟ جواب دادم: شما داناتريد. فرمود: كسى كه ديگران از زندگى او بهره اى ندارند.
از ميان كلمات گهربار حضرت رضا(عليه السلام) چهل حديث است باشد كه اين سخنان سازنده براى حقيقت جويان، سرآغاز گرايشى عميق به سوى تمام دستورها و رهنمودهاى آن حضرت باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/10/17ساعت 9  توسط رمضان رفيعي  | 

راههاى تشخيص جهت قبله

راههاى تشخيص جهت قبله

1- علم (يقين): كه اگر كسى علم به قبله بودن يك جهت پيدا كرد، بايستى حكم به قبله بودن آن طرف نمايد.

2- شهادت دو نفر شاهد عادل: به شرطى كه شهادت آنان از روى حس و مشاهده باشد كه در اين صورت ولو شهادت آنان يقين هم نياورد،جايگزين يقين مى‏شود.

3- به گفته كسى كه از روى قواعد علمى قبله را تشخيص مى‏دهد و گفته او اطمينان‏آور هم باشد.

4- ظن و گمان: كه اگر هيچ‏كدام از سه مرحله قبلى وجود نداشت نوبت‏به مرحله چهارم مى‏رسد كه عمل كردن به ظن و گمان باشد و آن‏هم‏از هر راهى به دست آيد، چه از راه محراب مسجد يا قبرهاى مسلمانان باشد و چه از گفته صاحب خانه و چه از راه خورشيد و ستاره و قطب‏نما باشد;البته بايد توجه داشت كه در صورتى مى‏تواند به گمان عمل كند كه نتواند گمان قوى‏ترى پيدا كند والا بايستى گمان قوى‏تر را تحصيل نمايد; مثلا اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پيدا كند، ولى بتواند از راه ديگر گمان قوى‏تر به دست آورد،نبايد به حرف او عمل نمايد.

عروة‏الوثقى، القبله،مساله 1 و 2 و تحريرالوسيله، ج‏1، ص‏141،مساله 2 و توضيح المسائل، مساله 783.

كسى كه نمى‏داند قبله كدام طرف است

1- كسى كه تمام اطراف در نظر او مساوى است و وقت نماز هم وسعت دارد و فقط يك نماز هم بايد بخواند، مانند نماز صبح، در اينجا وظيفه‏اش روشن است و بايد چهار نماز به چهار طرف بخواند.

2- در صورتى كه وقت نماز وسعت دارد و تمام اطراف در نظر او مساوى است و بايد دو نماز بخواند; مانند ظهر و عصر يا مغرب و عشا، در اينجا اين دو نماز را به دو صورت مى‏تواند بخواند:

الف) ابتدا نماز اول را به چهار طرف مى‏خواند و بعد نماز دوم را شروع مى‏نمايد و در هنگام خواندن نماز دوم لازم نيست كه آن را از همان طرفى كه نماز اول را شروع كرده است، شروع نمايد.

ب) نماز اول را به هر طرف خواند به دنبال آن، نماز دوم را به همان طرف مى‏خواند و خواندن نماز دوم به طرف ديگر جايز نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه روش اول انتخاب شود.

3- كه در اين صورت به هر چند طرف كه وقت اجازه مى‏دهد، نمازش را مى‏خواند.

4- بايد نماز اول را به چهار طرف خوانده و كسرى را به نماز دوم بدهد، يعنى به هر چند طرف كه وقت دارد،نماز دوم را بخواند.

5- در اين صورت آخرين نمازى كه مى‏خواند، به نيت عصر و نمازهاى قبلش را به نيت ما فى‏الذمه بخواند.

6- چهار ركعت آخر را به نيت عشا و بقيه وقت قبلى را به نيت نماز مغرب به هر چند طرف كه مى‏تواند،بخواند.

7- اگر مى‏داند كه قبله در چند طرف است، بايد فقط به همان اطرافى كه يقين به قبله بودن يكى از آنها دارد، نماز بخواند.

8- حضرت امام صورت گمان را هم به صورت يقين داشتن ملحق فرموده‏اند. يعنى به هر چند طرف كه گمان به قبله بودن آنها دارد، فقط به همان اطراف نماز بخواند ولكن بنا بر احتياط مستحب صورت گمان به صورت تحير و شك ملحق گردد.

عروة‏الوثقى، فى القبلة، مساله 11، 13، 14، 16.

+ نوشته شده در  88/10/16ساعت 14  توسط رمضان رفيعي  | 

قبله

مواردى كه رو به قبله بودن واجب است

اول: نمازهاى واجب و قضاى نمازهاى روزانه و نماز احتياط و قضاى اجزاى فراموش شده و همچنين نمازهاى مستحبى،اگر بخواهد آنها را در حال استقرار بدن بخواند و اما در دو مورد رعايت قبله لازم نيست:

1- در سجده سهو (البته احتياط مستحب آن است كه رو به قبله باشد).

2- در نمازهاى مستحبى در صورتى كه بخواهد در حال راه رفتن يا هنگام حركت وسيله نقليه، نماز بخواند.

كيفيت رو به قبله بودن در نمازها

كسى كه نمازش را ايستاده مى‏خواند، بايستى صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد، و اما بهتر است انگشتان پاها و پشت دستها و سر زانوها هم در هنگام نشستن رو به قبله باشند، بخصوص آخرى و اما كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، بايستى صورت و سينه و شكم و حتى سر زانوهايش رو به قبله باشد و اگر كسى نمى‏تواند نشسته نماز بخواند و وظيفه‏اش خوابيده نماز خواندن است، بايستى به پهلوى راست‏بخوابد،به طورى كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد و اگر اين‏طورنمى‏تواند، بايستى به پهلوى چپ طورى بخوابد كه صورت و جلو بدنش مقابل قبله باشد و اگر اين طور هم نمى‏تواند، بايستى به پشت‏بخواند، به طورى كه صورتش به طرف آسمان و كف پاهايش به طرف قبله باشد.

دوم: در حال احتضار و آن به صورتى است كه اگر بنشيند، صورتش رو به قبله باشد.

سوم: در حال نماز خواندن بر ميت كه بايستى ميت را طورى جلو نمازگزار بگذارند كه سرش به طرف راست و پاهايش طرف چپ نمازگزار قرار داشته باشد كه در شهرهاى ما سرش به طرف مغرب و پاهايش به طرف مشرق قرار مى‏گيرد.

چهارم: در حال دفن ميت كه ميت را به پهلوى راست طورى مى‏خوابانند كه صورت و جلو بدنش رو به قبله باشد.

پنجم: در هنگام سر بريدن و يا نحر كردن حيوانات به صورتى كه جاى ذبح و نحر حيوان و همچنين جلو بدن او رو به قبله باشد و بنابر احتياط مستحب،شخص ذبح كننده هم رو به قبله باشد.

جايى كه رو به قبله بودن حرام است

در حال تخلى (بول و غائط كردن) رو به قبله يا پشت‏به قبله بودن حرام است.

مواردى كه رو به قبله بودن مستحب است

1- در حال دعا; 2- در حال قرائت قرآن; 3- در حال ذكر; 4- در حال تعقيب; 5- در حال سجده شكر; 6- در حال سجده واجب قرآن; 7- مطلقا در حال نشستن.

مواردى كه رو به قبله بودن مكروه است

1- در حال آميزش (جماع);2- در حال پوشيدن شلوار; 3- هر حالى كه با تعظيم قبله منافات داشته باشد، مانند آب دهان انداختن در مقابل قبله و...

+ نوشته شده در  88/10/16ساعت 14  توسط رمضان رفيعي  | 

دعاى نهم

دعاى نهم
در شوق به طلب مغفرت از خداى بزرگ

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ صَيِّرْنَا إِلَى مَحْبُوبِكَ مِنَ التَّوْبَةِ و أَزِلْنَا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْإِصْرَارِ

اَللَّهُمَّ وَ مَتَى وَقَفْنَا بَيْنَ نَقْصَيْنِ فِي دِين أَوْ دُنْيَا فَأَوْقِعِ النَّقْصَ بِأَسْرَعِهِمَا فَنَاءً وَ اجْعَلِ التَّوْبَةَ فِي أَطْوَلِهِمَا بَقَاءً

وَ إِذَا هَمَمْنَا بِهَمَّيْنِ يُرْضِيكَ أَحَدُهُمَا عَنَّا وَ يُسْخِطُكَ الآْخَرُ عَلَيْنَا

فَمِلْ بِنَا إِلَى مَا يُرْضِيكَ عَنَّا وَ أَوْهِنْ قُوَّتَنَا عَمَّا يُسْخِطُكَ عَلَيْنَا

وَ لاَ تُخَلِّ فِي ذَلِكَ بَيْنَ نُفُوسِنَا وَ اخْتِيَارِهَا فَإِنَّهَا مُخْتَارَةٌ لِلْبَاطِلِ إِلاَّ مَا وَفَّقْتَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمْتَ

اَللَّهُمَّ وَ إِنَّكَ مِنَ الضُّعْفِ خَلَقْتَنَا وَ عَلَى الْوَهْنِ بَنَيْتَنَا وَ مِنْ مَاء مَهِين ابْتَدَأْتَنَا فَلاَ حَوْلَ لَنَا إِلاَّ بِقُوَّتِكَ وَ لاَ قُوَّةَ لَنَا إِلاَّ بِعَوْنِكَ

فَأَيِّدْنَا بِتَوْفِيقِكَ وَ سَدِّدْنَا بِتَسْدِيدِكَ وَ أَعْمِ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا عَمَّا خَالَفَ مَحَبَّتَكَ وَ لاَ تَجْعَلْ لِشَيْء مِنْ جَوَارِحِنَا نُفُوذاً فِي مَعْصِيَتِكَ

اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ هَماتِ قُلُوبِنَا وَ حَرَكَاتِ أَعْضَائِنَا وَ لَمَحَاتِ أَعْيُنِنَا وَ لَهَجَاتِ أَلْسِنَتِنَا فِي مُوجِبَاتِ ثَوَابِكَ

حَتَّى لاَ تَفُوتَنَا حنَةٌ نَسْتَحِقُّ بِهَا جَزَاءَكَ وَ لاَ تَبْقَى لَنَا سَيِّئَةٌ نَسْتَوْجِبُ بِهَا عِقَابَكَ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِهِ وَ صَيِّرْنَا إِلَى مَحْبُوبِكَ مِنَ التَّوْبَةِ و أَزِلْنَا عَنْ مَكْرُوهِكَ مِنَ الْإِصْرَارِ

+ نوشته شده در  88/10/02ساعت 2  توسط رمضان رفيعي  | 

عاشورا روز دهم


بامداد امام علیه السلام با اصحاب نماز بگزاشت و برای خطبه برخاست و خدای را سپاس گفت و ستایش کرد و اصحاب خود را گفت: خدای عز و جل خواست شما و من کشته شویم بر شما باد صبر کردن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 3  توسط امیر حسین  | 

امام سجاد عليه السلام

امام سجاد عليه السلام به فرزند گرامي شان، امام باقر عليه السلام فرمودند:

 

« يا بني انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحادثهم و لا ترافقهم في طريق فقلت يا ابه من هم قال اياک و مصاحبة الکذاب فانه بمنزلة السراب يقرب لک البعيد و يباعد لک القريب و اياک و مصاحبة الفاسق فانه بايعک باکلة او اقل من ذلک و اياک و مصاحبة البخيل فانه يخذلک في ماله احوج ما تکون اليه و اياک و مصاحبة الاحمق فانه يريد ان ينفعک فيضرک و اياک و مصاحبة القاطع لرحمه فاني وجدته ملعونا في کتاب الله عز و جل في ثلاثة مواضع ؛

پنج کس را در نظر داشته باش و با آن ها همراه و هم صحبت و رفيق راه مشو. من گفتم: پدر جان آنها چه کسانند؟ فرمود:

بپرهيز از همراهي و رفاقت با دروغگو؛ زيرا او به منزله سرابي است که دور را به تو نزديک و نزديک را از تو دور سازد؛

و بپرهيز از رفاقت با فاسق؛ زيرا او تو را بفروشد به لقمه اي از خوراکي يا کمتر از آن؛

و بپرهيز از رفاقت با بخيل؛ زيرا او تو را محروم مي کند از مالش در وقتي که تو نهايت احتياج را به او داري؛

و بپرهيز از رفاقت با احمق؛ زيرا او مي خواهد به تو سود رساند (ولي به واسطه حماقتش) به تو زيان مي رساند؛

و بپرهيز از رفاقت با کسي که قطع پيوند خويشاوندي کرده است زيرا من يافتم او را که در سه جاي قرآن از رحمت خداوند به دور شمرده شده است.»  (الکافي، جلد 2، صفحه 376)

+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 3  توسط رمضان رفيعي  | 

امر به معروف

مقصود امام حسين(ع) از اين جمله «من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم» چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/26ساعت 13  توسط رمضان رفيعي  | 

روزشمار محرم

روز دوم
1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.2
2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود.3
3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود.4 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند. زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."5


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/09/26ساعت 13  توسط رمضان رفيعي  |