|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:38  توسط رمضان رفيعي
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:35  توسط رمضان رفيعي
|
حقيقت اصلى انسان و صورت اوليّه او
حقيقت انسان و اصل او، به عبارتى ديگر، حقيقت اصلى روح انسانى و صورت اصلى آن، مظهر و مجلاى وجه الله و جلوهگاه اسماء و صفات حق است. حقيقت روح انسانى و اصل او، همان «روح خدا» ست كه اقرب مخلوقات به مبدأ متعال است و همان است كه در آيه «و نفخت فيه من روحى» به آن اشاره شده است . در سوره ص، آيه 72 مىفرمايد: «فاذا سويته و نفخت فيه من روحى...» يعنى (وقتى كه خلقت بدنى انسان را تسويه نمودم و در آن از روح خودم دميدم...) تعبيرى كه در اين آيه و در آيات ديگر، مشابه آن به كار برده شده، تعبير به خصوصى است. يعنى تعبير «و نفخت فيه من روحى» كه با كلمه «من» به معنى (از) آورده است، حكايتها و اشارتها دارد. از طرفى آرودن كلمه «من» و جمله «من روحى» حكايت از اين امر مىكند كه آنچه در بدن انسانى دميده شده است، از روح خداست و نه روح خدا، زيرا كه «من روحى» آورده و نه «روحى» ؛ (دقت شود) و اين مخصوص همين آيه نيست و در آيات ديگر مشابه آن نيز اين چنين تعبيرى آروده است. به بيان روشنتر، تعبير «و نفخت فيه من روحى» غير از تعبير «و نفخت فيه روحى» مىباشد. از طرف ديگر، آوردن همين كلمه «من» در جمله «من روحى» حكايت از اين واقعيت دارد كه آنچه در بدن انسانى دميده شده است، از يك حقيقت برتر و بالاترى مىباشد كه به حضرت حق منسوب بوده و نزديكترين مخلوق به اوست و آن «روح خدا»ست. ارباب بصيرت مىدانند كه كلمه «من» در «من روحى» نمىشود براى تبعيض و براى بيان بعض يا جزء بوده و «من روحى» به معنى (جزئى و يا قسمتى از روحم) باشد. زيرا كه «روح خدا» با توجه به تجرد آن از ماده و آثار و لوازم ماده، هيچگونه تجزيه و تبعيض بر نمىدارد، يعنى تجزيه و تبعيض به مفهومى كه در حقايق مادى هست، در آن متصور نيست و نمىشود جمله «من روحى» به معنى (جزئى يا قسمتى از روحم) باشد. كلمه «من» در جمله «من روحى» گوياى اين حقيقت است كه آنچه بعد از تسويه خلقت مادى بدن از جانب خداى متعال در آن دميده شده، از «روح خدا» ست، نه عين «روح خدا» ست و نه غير آن و جدا از آن. عين آن نيست و غير آن هم نيست، بلكه، صورت نازلهاى است از آن. آن نيست بلكه، تنزل يافته و محجوب گشته آن هست. عين «روح خدا» در صورت اصلى آن نيست و بدين جهت هم نمىفرمايد: «و نفخت فيه روحى» بلكه تنزل يافتهاى از آن هست و لذا مىفرمايد: «و نفخت فيه من روحى»آن نيست، ولكن از آن مىباشد؛ آن نيست، ولى خبر از آن و نشانى از جمال و كمال آن دارد. و اين بدان معنى است |
|
|22| كه اصل روح دميده شده در بدن، همان «روح خدا» ست كه اقرب مخلوقات به حق و مظهر و مجلاى وجه الله و اسماء و صفات اوست و به همين لحاظ هم به او نسبت داده شده و روح خدا «روحى» ناميده شده است. بنابراين در مقام شناخت اصل انسان، لازم است «روح خدا» را كه حقيقت اصلى روح انسان و به عبارت ديگر، اصل و صورت اصلى و اوليه انسان است و همان حقيقت پشت حجاب هر انسانى است، بهتر و بيشتر بشناسيم تا بدانيم كه چه بودهايم؟ و چه حجابهايى برداشته و چه تنزلها داشته و در چه مرحلهاى قرار گرفتهايم؟ و اگر با سير و حركت در مسير تعيين شده از جانب حق به همان صورت اصلى خود برسيم و اصل خود را بيابيم چه مىشويم؟ و چگونه و جه حق را در وجود خود و در حقيقت خود و يا در همه جا شاهد گشته و به لقاى وجه كريم او نايل مىگرديم؟ و باز بدانيم كه كجا بودهايم و در كجا قرار گرفتهايم و بايد چگونه به همان جا كه بودهايم حركت كنيم و چگونه برگرديم؟ و نيز بدانيم كه اگر برنگشتيم چه خسرانى و به دنبال اين خسران چه گرفتاريهايى خواهيم داشت؟ |
|
|
| فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > گزیده سخنان و نوشته ها |
(cached) |
| ||||
| ||||
| ||||
حاج آقا رفیعی امام جمعه موقت شهر فرمهین با اعلام ابن خبر گفت :به من مناسبت هفته گرامی داشت مساجد گردو غبار از 72مسجد شهر وروستای فراهان با همکاری مردم وروحانیت محل گرفت شد وبا عطر افشانی اماده پذیرایی از نمازگزاران در ماه مبار ک می باشد وامید است در تمام مساجد منطقه نماز جماعت وتبلیغ دین بوسیله مبلغین صورت گیرد