تبليغاتX
> ابا صالح المهدی ادرکنی

 آخرين خانه

 

«تِلكَ الْدّ ارُ الاخِرَةُ نَجْعَلُها لِلّّذينَ لا يُريدُونَ عُلوّ اً فِي الاَرض وَ لا فِساداً وَ العقِبهُ لِلْمُتَّقين»   (قصص/ 83)

سراي آخرت را براي كساني كه در روي زمين نمي خواهند تبهكاري و سركشي كنند، مقرر داشته ايم، و سرانجام نيك از آن پارسايان است.

 


 

 

 نكات برجسته اين آيه:

       1- مفسرين «دار آخرت» را در آيه مورد نظر به معناي «بهشت» گرفته اند،‌ نه هر آخرتي،   چرا كه  سراي آخرت متعلق به همه مردم، اعم از پاكان و ناپاكان است.

 

       2- اين آيه شريفه عموميت دارد، يعني تنها كساني به بهشت مي رسند كه در زمين هيچ يك از  مصاديق فساد و گناهان را مرتكب نشوند،‌ اما در آيه ديگري از قرآن كريم اين عموميت را به  كساني تخصيص داده است كه مرتكب گناهان كبيره (بزرگ) نشده اند( اگر از آنچه نهي

       شده ايد  گناهان بزرگ را ترك كنيد،‌گناهان ديگرتان را جبران نموده، و شما را به منزلي با   كرامت داخل مي كنيم) سوره نساء/ 31

 

       3- جمله (و العاقبه للمتقين: عاقبت نيك و پسنديده يا خانه آخرت (بهشت)، از آن مردمي است   كه تقوي پيشه كنند) نشان مي دهد كه از دو احتمال نامبرده (عموميت و تخصيص)، احتمال اول مورد نظر آيه مي باشد.!

 

 

 

ـ با  استفاده از تفسيرالميزان/ جلد 31/ ص 130

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:38  توسط رمضان رفيعي  | 

 بي تو هرگز


 

 « و من اعرض عن ذكري فان له معيشهَ ضنكا و نحشره يوم القيمهَ اعمي» (طه/124)

و هر كس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و ) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي كنيم».

 

توضيحات:

ـ مقصود از ذكر در آيه مذكور ـ خداي متعال، قرآن، مطلق كتب آسماني و يا دعوت حقي است كه لازمه پيروي از آن ياد خداوند است.

ـ درباره مفهوم «معيشت ضنك» (زندگي سخت و تنگ) چند معنا آمده است.

ـ نخست آنكه تنها علاقه انسان پس از فراموش كردن خداوند، دنيا و مظاهر آن است كه براي نگاهداشت آن، همواره با غم و اندوه و ترس از نزول آفات، و روي آوردن ناملايمات، فرا رسيدن مرگ، بيماري و اضطراب از شرّ حسودان و دشمنان مواجه است. زندگي در چنين شرايطي، يعني زيستن بين آرزوهاي برآورده نشده، و ترس از فراق آنچه برآورده شده را، «معيشت ضنك» مي نامند.

 

ـ برخي ديگر از مفسرين مراد به «معيشت ضنك» را عذاب قبر، و شقاوتهاي زندگي برزخي مي دانند، چرا كه مي بينند زندگي بسياري  از اعراض كنندگان از ياد خدا بمراتب بهتر از زندگي كساني است كه با ياد خداوند مي زنيد. اما با تامل بيشتر در مي يابيم كه مراد قرآن كريم به دو نحوه زندگي نيست بلكه دو نوع نگاهي است كه به كافر و مومن دارد؛ كه يكي در فقر و غنا و راضي است (مومن) و ديگري ناراضي است (كافر) نارضايتي نسبت به آنچه دارد و دل بستگي به آنچه كه ندارد، اين معناي زندگي تنگ است.

 

 

 

ـ با استفاده از تفسيرالميزان/ جلد 28/ ص 3

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 17:35  توسط رمضان رفيعي  | 

حقيقت اصلى انسان و صورت اوليّه او

حقيقت انسان و اصل او، به عبارتى ديگر، حقيقت اصلى روح انسانى و صورت اصلى آن، مظهر و مجلاى وجه الله و جلوه‏گاه اسماء و صفات حق است. حقيقت روح انسانى و اصل او، همان «روح خدا» ست كه اقرب مخلوقات به مبدأ متعال است و همان است كه در آيه «و نفخت فيه من روحى» به آن اشاره شده است .

در سوره ص، آيه 72 مى‏فرمايد: «فاذا سويته و نفخت فيه من روحى...» يعنى (وقتى كه خلقت بدنى انسان را تسويه نمودم و در آن از روح خودم دميدم...) تعبيرى كه در اين آيه و در آيات ديگر، مشابه آن به كار برده شده، تعبير به خصوصى است. يعنى تعبير «و نفخت فيه من روحى» كه با كلمه «من» به معنى (از) آورده است، حكايتها و اشارتها دارد. از طرفى آرودن كلمه «من» و جمله «من روحى» حكايت از اين امر مى‏كند كه آنچه در بدن انسانى دميده شده است، از روح خداست و نه روح خدا، زيرا كه «من روحى» آورده و نه «روحى» ؛ (دقت شود) و اين مخصوص همين آيه نيست و در آيات ديگر مشابه آن نيز اين چنين تعبيرى آروده است. به بيان روشن‏تر، تعبير «و نفخت فيه من روحى» غير از تعبير «و نفخت فيه روحى» مى‏باشد. از طرف ديگر، آوردن همين كلمه «من» در جمله «من روحى» حكايت از اين واقعيت دارد كه آنچه در بدن انسانى دميده شده است، از يك حقيقت برتر و بالاترى مى‏باشد كه به حضرت حق منسوب بوده و نزديك‏ترين مخلوق به اوست و آن «روح خدا»ست.

ارباب بصيرت مى‏دانند كه كلمه «من» در «من روحى» نمى‏شود براى تبعيض و براى بيان بعض يا جزء بوده و «من روحى» به معنى (جزئى و يا قسمتى از روحم) باشد. زيرا كه «روح خدا» با توجه به تجرد آن از ماده و آثار و لوازم ماده، هيچگونه تجزيه و تبعيض بر نمى‏دارد، يعنى تجزيه و تبعيض به مفهومى كه در حقايق مادى هست، در آن متصور نيست و نمى‏شود جمله «من روحى» به معنى (جزئى يا قسمتى از روحم) باشد. كلمه «من» در جمله «من روحى» گوياى اين حقيقت است كه آنچه بعد از تسويه خلقت مادى بدن از جانب خداى متعال در آن دميده شده، از «روح خدا» ست، نه عين «روح خدا» ست و نه غير آن و جدا از آن. عين آن نيست و غير آن هم نيست، بلكه، صورت نازله‏اى است از آن. آن نيست بلكه، تنزل يافته و محجوب گشته آن هست. عين «روح خدا» در صورت اصلى آن نيست و بدين جهت هم نمى‏فرمايد: «و نفخت فيه روحى» بلكه تنزل يافته‏اى از آن هست و لذا مى‏فرمايد: «و نفخت فيه من روحى»آن نيست، ولكن از آن مى‏باشد؛ آن نيست، ولى خبر از آن و نشانى از جمال و كمال آن دارد. و اين بدان معنى است



|22|

كه اصل روح دميده شده در بدن، همان «روح خدا» ست كه اقرب مخلوقات به حق و مظهر و مجلاى وجه الله و اسماء و صفات اوست و به همين لحاظ هم به او نسبت داده شده و روح خدا «روحى» ناميده شده است. بنابراين در مقام شناخت اصل انسان، لازم است «روح خدا» را كه حقيقت اصلى روح انسان و به عبارت ديگر، اصل و صورت اصلى و اوليه انسان است و همان حقيقت پشت حجاب هر انسانى است، بهتر و بيشتر بشناسيم تا بدانيم كه چه بوده‏ايم؟ و چه حجابهايى برداشته و چه تنزلها داشته و در چه مرحله‏اى قرار گرفته‏ايم؟ و اگر با سير و حركت در مسير تعيين شده از جانب حق به همان صورت اصلى خود برسيم و اصل خود را بيابيم چه مى‏شويم؟ و چگونه و جه حق را در وجود خود و در حقيقت خود و يا در همه جا شاهد گشته و به لقاى وجه كريم او نايل مى‏گرديم؟ و باز بدانيم كه كجا بوده‏ايم و در كجا قرار گرفته‏ايم و بايد چگونه به همان جا كه بوده‏ايم حركت كنيم و چگونه برگرديم؟ و نيز بدانيم كه اگر برنگشتيم چه خسرانى و به دنبال اين خسران چه گرفتاريهايى خواهيم داشت؟
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:44  توسط رمضان رفيعي  | 

توصیه های امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی

تازه کردن چاپ 
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > گزیده سخنان و نوشته ها
(cached)

ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین از آن جا که به سعه و ضیق قلبها آگاهند، دستورات و توصیه های خود را هم به همان مناسبت صادر می کنند و به افراد گوناگون، دستورات متفاوتی میدهند، از دستورات و وصایای بلندی که امام باقر علیه السلام به جابر جعفی میفرماید، کرامت و بزرگواری و تقرّب جابر نمودار میگردد.

از جمله امام باقر علیه السلام در وصیتی به جابر جعفی می فرماید: ای جابر، ترا به پنج چیز توصیه میکنم:
اگر به تو ظلم شد، ظلم نکن
اگر به تو خیانت کردند، تو خیانت نکن
اگر تو را تکذیب کردند، عصبانی مشو
اگر تو را مدح کردند، خوشحال مشو
اگر تو را بدگویی کردند، بی تابی مکن! ای جابر در آنچه از بدی هایت میشنوی، فکر کن! اگر دیدی آن بدی را داری، پس سقوط تو از چشم خدا مصیبت بارتر است از اینکه از چشم مردم بیفتی، و اگر دیدی آن بدی در تو نیست، پس بدون تحمّل رنجی به ثواب الهی رسیده ای.

قرآن ملاک خوبی و بدی:
بدان ای جابر! تو ولیّ ما نیستی و روحت با حقیقت ما وحدت پیدا نکرده مگر وقتی که اگر جمیع همشهریانت بگویند تو مرد بدی هستی، تو محزون نشوی و اگر هم بگویند تو مرد نیکی هستی، خوشحال نگردی، بلکه ملاک خوبی و بدی قرآن است.

خود را به کتاب خدا عرضه کن! اگر راه قرآن را میروی و در آنچه امر به زهد میکند، زاهدی و به آنچه ترغیب میکند، مایلی و از آنچه میترساند، ترسانی، پس بشارت باد بر تو و ثابت باش که هر چه مردم بگویند، تو را ضرری نمی رسد، ولی اگر راه تو با راه قرآن مخالف بود، دیگر چگونه میخواهی خود را به گفتار مردم دل خوش کنی؟

ای جابر! با هوشیاری شدید از غفلت و بیخیری بپرهیز. . . و هنگام غلبه خواسته های نفس توقّف کن و از علم، راهنمایی بطلب! و با کوتاه کردن آرزوها، شیرینی زهد را دریاب. . . و برای راحت جان کار خود را صحیحاً به خداوند واگذار کن!. . . و زیاد یاد خدا کن در خلوت تا قلبت نرم شود و دائماً محزون باش تا قلبت نورانی گردد و گناهان گذشته را با شدّت پشیمانی و کثرت استغفار برگردان و با حُسن برگشت به سوی خداوند، خود را در معرض عفو و رحمت او قرار ده و در این راه از دعای همراه با خلوص کمک بگیر!. . .

عزت جاودانه:
جابر طلب کن عزت جاودانه را به میراندن طمع، و دفع کن ذلّت طمع را به عزّت نومیدی از مردم و طلب کن قطع امیدت را از مردم به همت بلند. . . و بدان هیچ علمی مانند طلب سلامتی نیست و هیچ سلامتی مانند سلامتی قلب نیست و هیچ عقلی مانند مخالفت هوای نفس نمی باشد. . .

هیچ فقری مثل فقر قلب نیست و هیچ غنایی مانند غنای نفس نیست هیچ قوّه و نیرویی مانند چیرگی برهوی و هوس نیست و هیچ نوری همانند نور یقین نیست. . . و هیچ مصیبتی بزرگتر از این نیست که گناه را کوچک و حقیر بشمری و به حالتی که در آن هستی راضی باشی. . . ای جابر تو را بر حذر میدارم از اینکه فرصتها را از دست بدهی و در ایتان اعمال نیک، کوتاه بیایی که آن جایگاه خسران و زیان است.

منابع: بحار الانوار، ج 78، ص 162، ح 1.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 18:38  توسط رمضان رفيعي  | 

فراهان در استقبال ماه مبارک رمضان

حضر ت حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در جمع نمازگزاران مسجد جامع  فرمهین گفت:ماه مبارک رمضان ماه خود سازی براساس دستورات دین است که خداوند دراین ماه زمینه های مختلفی رافراهم نمود تا روزه داران از ان بهرمند شوند واین ماه ماه بهرمند شدن ازاصول واساس انسانیت برای  تمام انسان هااست بیچاره ترین افراد کسانی هستند که از معنویت این ماه بی بهرشوند

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 23:0  توسط رمضان رفيعي  | 

کفاره کسانی که روزه قضاء ماه رمضان را بجا نیاورده اند

حضر ت حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در جمع نمازگزاران مسجد حضرت ابوالفضل(ع) فرمهین گفت:براساس دستورات دین که مراجع تقلید بیان کرده اند کسانیکه در سال گذشته روزه قضا دارند باید تا قبل از ماه مبارک رمضان قضاءروزها خود رابگیرند واگر کوتاهی کنند خدا بزرگ برای این کوتاهی جریم قرار داده است وان 750گرم غذا به فقرا  وقضا همچنان به عهد ان خواهد بود ...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:17  توسط رمضان رفيعي  | 

غنیمت بشمارید وقت باقی مانده را

حضر ت حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در جمع کارکنان کمیته امدادامام خمینی (ره)در مورد فضیلت ماه مبارک رمضان گفت:طبق براساس حدیثی که اباصلت از امام رضا(ع)نقل می کند که هر کس 3روز از اخر شعبان روزه بگیرد وبه رمضان وصل کند ثواب دوماه روزه خداوند به اوعنایت میکنند پس معلوم می شود روزه خود ماه رمضان چقدر فضیلت دارد واگربخواهید ثوابهای الهی بهرمندشوید باید ان گونه خدامیخواهد انجام دهید یعنی اول ایمان به خدا ودستورات وبعد تبعیت محض ازان دستورات ....

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:15  توسط رمضان رفيعي  | 

اعمال خوب در این هفتاد برابرثواب دارد

حضر ت حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در جمع کارکنان جهاد کشاورزی در مورد فضیلت ماه مبارک رمضان گفت:طبق خطبه شعبانیه پیامبر اکرم (ص)خداوند با دادن وعدهای صادق خواهان نشاط بندگانش دراین ماه مبارک رمضان است مثلا ثواب اعمال خوب در این ماه هفتاد برابر وتلاوت یک ایه قران ثواب ختم قران در ماه دیگر است واین نکات خوبان را متوجه امر مهمی میکند که ان انتظار خداوند از بندگانش میباشد وان متوقف است بر ولایت ائمه دین (ص)....

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 22:14  توسط رمضان رفيعي  | 

انتظار امام زمان:

 انتظار شناسی، معنای انتظار ، ابعاد انتظار، بعد قلبى و عملى انتظار،  نقش انتظار، ارزش انتظار، وجوب انتظار

 ولادت امام زمان :

 زمان ولايت، شاهدان ولادت، آگاه نمودن شيعيان از ولادت، کسانی که آن حضرت را در کودکی ديده اند، علت مخفی بودن ولادت، ولادت از نظر اهل سنت، القاب و کنيه ها

 خانواده امام مهدی  :

 مهدی يادگار پِيامبر، نور ديده علي ، مهدی فاطمه،  مهدی از فرزندان حسن و حسين، سرگذشت شگفت انگيز، لحظه لحظه انتظار، پس از شهادت پدر

 غيبت امام زمان :

معجزه نا پيدائی، معنای غيبت و چگونگی آن، فلسفه غيبت، حضور مستمر، آثار وجودی حجت در عصر غيبت، دير زيستی

 پنهانی کوتاه   :

زمان و مکان، تحريف واقعه سرداب، نمايندگان چهارگانه

  پنهانی طولانی  :

ويژه گی های غيبت کبری، حکمرانی ظلم و جور، امتحانهای سخت و طاقت فرسا، نواب عام در زمان غيبت، وظائف مردم در زمان غيبت، امکان ملاقات با امام زمان، مکان امام زمان در دوران غيبت، همسر و فرزندان امام زمان، داستان جزيره خضراء

جهان قبل از ظهور :

واژه ظهور، وضعيت حكومتها، وضعيت دين،  اخلاق آخرالزمانى ، وضعيت اقتصاد، وضعيت امنيت، وضعيت علما

نشانه هاى ظهور :

خروج سفيانى، خروج حسنى، خروج يمانى،  پرچم های سياه در ياری امام، کسوف و خسوف، پر شدن زمين از ظلم و جور، شهادت نفس زکيه، وقوع جنگهای بزرگ، حوادث طبيعی، پيدايش مدعيان، پِامبری و امامت

عوامل زمينه ساز :

جنگها، تکامل عقول ، پيدايش افراد شجاع و غيور، ياران امام زمان، حاکمِت ظلم و جور، جاذبه های قرآن و اسلام

 ياران :

 ايمان استوار ياران، تواضع و فروتنى ياران، شب زنده دارى ياران،   آگاهى و شناخت ياران،  اتّحاد و برادرى ياران،  سنّ ياران،  آرزوى شهادت، نه غرور و مستى و نه احساس ضعف

تشرفات و کرامات

 

شرح حالی از باريافتگان محضر مقدس امام عصر ارواحنا فداه

شما نيز اگر حکايت و يا رويای صادقه ای از آن حضرت داريد که مايل به استفاده ديگر دوستان امام زمان ارواحنا فداه هستيد برای ما ارسال فرمائيد

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:14  توسط رمضان رفيعي  | 

عطر افشانی مساجد فرمهین انجام شد

به همت اآقای رفیعی امام جمعه موقت شهر فرمهین وهمکاری مردم مساجد فراهان پاکیزه وعطر افشانی شدند ومنتظر میهمانان ماه مبارک رمضان هستند

حاج آقا رفیعی امام جمعه موقت شهر فرمهین  با اعلام ابن خبر گفت :به من مناسبت هفته گرامی داشت مساجد گردو غبار از 72مسجد شهر وروستای فراهان با همکاری مردم وروحانیت محل گرفت شد وبا عطر افشانی  اماده پذیرایی از  نمازگزاران در ماه مبار ک می باشد وامید است در تمام مساجد منطقه نماز جماعت وتبلیغ دین بوسیله مبلغین صورت گیرد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 0:21  توسط رمضان رفيعي  | 
مطالب قدیمی‌تر

اسما خداوند متعال