غزه در خونهمهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در این دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود مقام معظم رهبری
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 23:13  توسط رمضان رفيعي
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 23:2  توسط رمضان رفيعي
|
konÊí× éZ Epº ok
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:58  توسط رمضان رفيعي
|
از وصاياى امام كاظم «عليه السلام» به هشام: يا هشام! مَن أحبّ الدّنيا ذهبَ خوفُ الآخرة من قلبه وما اُوتي عبد علماً فازداد للدّنيا حبّاً اِلّا ازداد من الله بُعداً وازداد الله عليه غَضَباً.
(تحف العقول صفحه 399)
يا هشام! اگر كسى حبّ دنيا در دل او وارد شد و ريشه كرد به تدريج خوف آخرت از دل او خواهد رفت. حتى اگر به بندهاى علمى داده شود چه علوم اداره دنيا و چه علوم دين كه موجب ازدياد محبت او به دنيا شود، همين علم باعث بُعد او از خداى متعال خواهد شد. يكى از رسالتهاى بزرگ پيامبران اين است كه ترس آخرت را در دلها زنده كنند، ترس از عذاب الهى ضامن استقامت انسان در صراط مستقيم است؛ چون مىفهمد كه هر حركت او در سرنوشت قطعى و نهائيش تأثير دارد لذا مراقبت خواهد كرد.
(از احاديث منتخب رهبر معظم انقلاب «دام ظله» در شروع درس خارج
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:51  توسط رمضان رفيعي
|
نيكوكاري
نيكو كاري جزء وظايف انسانهاست.انسانهايي كه باهم زندگيميكنند،نياز دارند تا با نيكوكاري به هم،بين خود محبت وگرمي را برقرارنمايند وثابت كنند كه انسانهايي خودخواه ومتكبر نيستند.بلكه دردديگران ،درد آنها محسوب ميشود.
بني آدم اعضاي يكديگرندكه در آفرينش زيك گوهرند چوعضوي بدرد آورد روزگاردگر عضوهارا نماند قرارخالق بما دستورداده است كه: «مؤكداً خداوند به عدالت ونيكوكاري فرمان ميدهد »نحل90 «در كارهاي نيك وتقوي كمك كار هم باشيد ولي در گناه ودشمني بهمكمك ننمائيد»مائده2 «در كارهاي نيك از يكديگر سبقت بگيريد»بقره148 «مال ومنال زينت زندگي دنياهستند ولي در نزد خداوند،باقياتصالحات از نظر ثواب بهتر وخوبتر است.»كهف46
مسلمانان وشيعيان بايد نيكوكارباشند واگر اين چنين نباشد،شيعهواقعي نيستند! «ابواسماعيل به امام صادق(ع)گفت:در منطقه ما شيعه زياد است.امامپرسيد:آيا پولدارهاي شيعه به فقرا كمك ميكنند؟آيا اهل عفو وگذشتهستند؟آيا نسبت بهم همدردي ميكنندوكمك هم هستند؟گفت:نه!فرمود:پس اينها شيعه نيستند.»
نيكوكاري آثار مثبت دنيوي واخروي فراواني دارد.از جمله آثاردنيوي،كم شدن فقرا ومستمندان،برطرف شدن مشكلات گرفتاران،حلدعواها ونزاعها،شاداب بودن روحيه خيّرين ،مورد محبت واحتراممردم گرفتن و... و آثار مثبت اُخروي آن:كمك به نيكوكار در شب اول قبر،نجات درقيامت،داخل شدن از دربهشت كه بنام معروف است وفقط نيكوكاران ازآن داخل بهشت ميشوندو... «در روايت است كه:وقتي نيكوكار در قيامت از قبر خارج ميشود،ناگاهجسمي نوراني در مقابلش ظاهر شده وبه او ميگويد:بدنبالم بيا!اوبدنبالش حركت ميكند وبه آساني از همة ايستگاههاي قيامت عبوركرده تا به در بهشت ميرسد.نيكوكار به آن جسم نوراني ميگويد:توكيستي كه مرا از همة ايستگاههاي سخت براحتي عبور دادي؟ميگويد: من همان كارهاي نيك تو هستم.»
پيامبران ومردان بزرگ عالم جزءافراد نيكوكار بودند.به اين چند نمونهتوجه بفرمائيد: «وقتي امام سجاد(ع)در كوچه حركت ميكرد،اگر سنگي را سر راهميديد آنرا برمي داشت وكنار راه قرار ميداد.امام گاهي با كاروانهايناشناس به سفر حج ميرفتند ودر طول راه ،كارهاي خدماتي مسافرين راانجام ميدادند ومسافرين هم كه امام را نميشناختند،كارهاي خود مثلتهيه غذا وشستن ظرف وظروفرا بعهده حضرت ميگذاشتند. » «وقتي آية الله نجفي در زمستان به حرم مشرف ميشد.اگر برف ،كوچههارا پر كرده بود،با خود پارو يا بيلي برمي داشت ومسير خانه تا حرم راباز مينمود.ايشان اگر پوست موز وامثال آنرا در كوچه ميديدند ،با عصاآنهارا كنار ميزدند.» «از اشخاص موثّق،بطور متواتر رسيده كه در بُقعة پيرمحمّد واقع درمحلّة حيدرخانةدزفول،فقيري عاجز بود وشيخ انصاري هرشب شامخودرا به آن فقير مي داد وخود باشكم گرسنه مي خوابيد يا به اندكچيزي قناعت مي كرد. بخششهاي شيخ در پنهاني بود.بسياري از فقرا ،معاش معيّني داشتند كههميشه سالانه وماهانه،به آنان مي رسيد وهيچ نمي دانستند كه از كجاتأمين مي شوند. درشبهاي تار وسحرها،بردر خانة فقرا مي رفت ولباس خودرا مبّدل ميكرد وصورت را مي پوشانيد وبه هر خانواده اي بمقدار احتياجشانمرحمت مي فرمود.هنگاميكه از دنيا رفت معلوم شد كه آن مردي كه بردرِ منازلِ محرومين در اوقات غير متعارفه مي آمده است،شيخ انصاريبوده است.»«سيماي فرزانگان ص359»
«آية الله شيخ جواد تبريزي از مراجع معاصر،قبل از رفتن به نجفورسيدن به مرجعيت،دوست داشتند كه در نجف ادامه تحصيل بدهندولي از نظر مادي قادر به اين كار نبودند.روزي درحال بحث علمي بودنددرحاليكه يك نفرشخصي بحث آنهارا گوش ميداد.بعد از بحثعلمي،آن شخص به شيخ جواد گفت:دوست دارم كه يك حاجت ازشمارا روا كنم.ايشان هم مسئله رفتن به نجف را مطرح كردند.او عهدهدار رفتن آقا به نجف شد.با كمك اين مرد،شيخ جواد به نجف رفت وازآن سال با كمكهاي آن فرد،ديگر محتاج به شهريه وخمس نشد تا اينكهبه مرجعيت رسيد.» « در بارة سيّد باقر شفتي آمده است كه:آخوند ملاّعلي اكبر خوانساري گفت:روزي به كتابخانة سيّد شفتي رفتم وديدم كه ازوجوهات شرعيه،زرسُرخ وسفيد آنقدر بر روي زمين است كه هيكل سيّد شفتي از پُشت آنها به سختي ديده مي شد. سيّد دستور داد كه برايم قليان آوردند ومن مشغول كشيدن قليان شدم. دراين موقع فقراء وسادات زيادي حاضرشدند وسيّد به هر كدام يكمشت از آن زرها مي داد،بطوريكه هنوز كشيدن قليان من به پاياننرسيده بود كه زرها تمام شدند.من از روي تعجّب گفتم:شما چه جرعتيدر مصرف اموال امام زمان(عج)داريد؟ ايشان فرمود:آري!زيرا پسر در مال پدر،بيشتر از اين هم مي تواند تصرّفكند!«سيماي فرزانگان ص192 »
در شبي از شبها،طلبه اي حلقة درِ منزل آخوند را چندين بار كوبيد زيراهمسرش در حال وضع حمل بود واو چون فقير بودوتنها بود ومنزلِقابله را نمي دانست،بدر خانة اين مجتهد بزرگ آمده بود تا از آخوندكمك بگيرد.وقتي در باز شد،چشم طلبه به آخوند افتاد كه شالي سفيدبر سر بسته وقلمي بالايگوش راستش گذارده بود! مشكل خود را با آخوند درميان گذاشت وخواهش كرد كه مستخدمخانةآخوند،اورا به خانة قابله راهنمائي كند. آخوند گفت:نه،مستخدم الان نمي تواند بيايد ومن خودم مي آيم.طلبةجوان اصرار كرد كه مستخدم بيايد وآخوند بزحمت نيافتد.ولي آخوندخراساني گفت كه وقت كار مستخدم تمام شده والان وقت استراحتشاست ومن خود شخصاً مي آيم. اندكي بعد آخوند درحاليكه عبائي بر دوش انداخته وفانوسي بدستگرفته بود، از منزل بيرون آمد وبعد از پيمودن راه درازي به خانة قابلهرسيدند وآخوند اوراطلبيد ودرحاليكه خود فانوس در دست داشت،جلو افتاد وطلبه وقابله را به منزل بيمار رساند وآنگاه خود بمنزلبازگشت واندكي بعد مقداري پول وشكر وقند وپارچه براي طلبهفرستاد.و...«سيماي فرزانگان ص382» « دربارة شيخ زين العابدين مازندراني كه مرجع تقليد بوده است،آمدهاست:تا مي توانست قرض مي كرد وبه مردم مي دادوهرچندوقت يكياز ثروتمندان هند به كربلا مي آمد وقرضهاي اورا مي داد!دريكي ازسفرهايش به سامراء،سخت مريض مي شود وچون ميرزاي شيرازي ازاو عيادت مي نمايد واورا دلداري مي دهد،شيخ مي گويد:من هيچ گونهنگراني از مرگ ندارم! ولكن نگراني من از اين است كه بنا به عقيدة ما اماميّه، وقتي كه ميميريم،روح مارا به امام عصر(عج)عرضه مي كنند.اگر امام سؤالبفرمايند:زين العابدين!ما بتو بيش از اين اعتبار وآبرو داده بوديم تابتواني قرض كني وبه فقرا بدهي!چرانكردي؟من چه جوابي به آنحضرت مي توانم بدهم؟ميرزا پس از شنيدن اين سخن به منزل مي رودوهرچه از وجوه در آنجا داشته،ميان مستحقين قسمت مي كند. گفته اند كه اوبسيار خوش سيرت ونيكو محضر وكم خوراك بود واغلباوقات با نان وسركه وبرنج تغذيه مي كرده است. همچنين نقل كرده اند كه روزي بينوائي بدر خانة او رفت واز او چيزيخواست.شيخ چون پولي در بساط نداشت،بادية مسي منزل را برداشتوبه اوداد وگفت:اين را ببر وبفروش! دوسه روز بعد كه اهل خانه متوجّه شدند باديه نيست،فرياد كردند كهباديه را دزد برده است!صداي آنان در كتابخانه بگوش شيخ رسيد.فريادبرآورد كه:دزد را متّهم نكنيد،باديه را من برده ام!«سيماي فرزانگانص357 »
بحمدالله در كشور ما همواره افراد نيكوكار بوده وزيستهاند وآثارباقيماندةكارهاي خير آنهارا ميتوان در هر شهر وروستاي ايران ديد.آثاريچون نزديك به هفتادهزار مسجد وهزاران بناي امامزاده وحسينيهوبيمارستان وكتابخانه ومدرسه وموقوفات و... نتيجه خيرات در قيامت « رسول خدا(ص):بنده اي در قيامت،ايستاده است.ناگاه شعله اياز آتش جهنم كه ازهمه كوهها بزرگتر است،بسوي او شعله مي كشد!اومتحير مي شود كه چه كند!در اين موقع گرده ناني ويا دانه اي كه در دنيادر مهماني به مؤمني داده است،در هوا پيدا مي شودوبه اندازه كوهيشده ومانع از رسيدن آتش به او مي شود.» «امام باقر(ع):عابدي هشتاد سال عبادت كرد ولي براثرتماس با زنينامحرم،مرنكب زنا گرديد!در وقت مردن زبانش لال شده بود.درهمانموقع فقيري عبور ميكرد.عابد با اشاره به فقير فهماند كه از سفره او نانبردارد.فقير نان را برداشت ورفت.خدا بخاطر زناي او،عبادتهايهشتادسالش را باطل كرد ولي بخاطر اين نان،اورا بخشيد.» «
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:51  توسط رمضان رفيعي
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:50  توسط رمضان رفيعي
|
اسراف وتبذير
آدمي در شبانه روز براي رفع احتياجات خوراكي وپوشاكي ،جنسي،رفت وآمدو...خود،بايد غذا براي خوردن ولباس براي پوشيدنوهمسربراي آرامش ورفع غريزه جنسيومركب سواري داشته باشد. انسان بعنوان خليفه خدا در زمين تا چه حد ميتواند از اين نعمتهااستفاده كند؟حد واندازة خوردن چقدر است؟تا چه اندازه ميتواند ازغريزة جنسي مشروع استفاده كند؟لباس تا چه اندازه؟ خداوند در قرآن اندازه آنرا معين كرده وفرموده است كه: «مؤمنين آناني هستندكه وقتي خرج ميكنند،اسراف نكرده وبخل همنورزيده بلكه حدوسط را رعايت ميكنند.»فرقان67 «بخوريد وبياشاميد ولي اسراف نكنيد.»اعراف31 «امام صادق(ع):خوردن وآشاميدن وپوشيدن وازدواج وسوار مركبشدن اگر با ميانه روي باشد،حلال والاّ حرام است چون خدادر سورهانعام آيه141فرموده است:اسراف نكنيد كه خدا مسرفين را دوستندارد.»
علامتهاي اسراف «رسولخدا(ص):از علامتهاي اسراف آنستكه آنچه درشان او نيستميخورد وآنچه در شأن او نيست ميپوشد وآنچه در شأن او نيستميخرد» «امام صادق(ع):كمترين حد اسراف آنستكه اضافة آب را دور بريزي ويالباس مخصوص بيرون را درخانه بپوشي ويا لباس تميز را در محل كثيفبپوشي!» «امام صادق(ع):اگر چيزي را در غير طاعت الهي كني،اسراف وتبذيراست وكسيكه در راه خير خرج كند،او ميانه رو است.» «روزي امام صادق(ع)ديدند كه مقداري ميوة نيم خورد در خانه افتادهاست،ناراحت شدند وبه غلامان خود فرمودند:اگر شما سير هستيد،خيليها گرسنه هستند،پس اينهارا به محتاجان بدهيد.» اگر انسان كنار دريا باشد باز اگر آب اضافي را دور ريخت،مسرف است. چه بسيار غذاهاي كه با زحماتي پخته وآماده ميشود ولي مقدارري ازآن به سطلهاي زباله منتقل ميگردد. «طبق آمار سي سال پيش:يكماه غذاي دور ريخته مردم آمريكا برايخوردن هفتصدميليون نفر در يكروز كافي است.همچنين هرسال سهميليارد دلار خرج سگها ميشود.ثريا پهلوي قبل از مردن وصيت كرد كهثروتش خرج سگهاي پاريس شود! درفرانسه روزانه 335ميلياردفرانك صرف نوشابههاي الكلي ميشود» دركشورما ميلياردها تومان صرف ناني ميشود كه شصت درصد آنمصرف نميشود. ميلياردها تومان صرف تهيه سيگار ودود كردن آن ميشود. ميلياردها تومان صرف جشنهاي آنچناني عروسيها وجشنوارههايطنبورزني كه هيچ بار فرهنگي مثبت ندارد، ميگردد. «دو دختر مسلمان فرانسوي كه به ايران آمده بودند ودربعضي ازمراسمات جشنها شركت كرده بودند،اظهار داشتند:شما كه انقلابكردهايد،همه چيزتان خوب است غير از مراسم عروسيتان!كه خيلياسراف ميكنيد درحاليكه ميتوانيد هزينه اين جشنهارا صرف خريدوسائل زندگي عروس وداماد نمائيد.» «هر مسلماني مخصوصاًپدرومادروظيفه دارند كه در همة مصارفزندگي حدوسط را رعايت كنند كه اسراف باعث از دست رفت نعمتهايحلال دنيوي وباعث عذاب اخروي ميشود.» «يكروز امام سجاد(ع)دركوچه به تكه خرمائي برخوردند.به غلامشانفرمودند كه تكه خرما را به منزل ببرد تا امام آنرا استفاده كنند.وقتي بخانه رفتند.امام تكه خرما را خواستند.غلام گفت كه من خود آنراخوردم.امام خوشحال شدند واورا آزاد كردند.وقتي اصحاب گفتندبخاطر اين كار كوچك اورا آزاد كرديد؟فرمود: اوبخاطر اين عملش بهبهشت خواهد رفت ومن نخواستم كسي را كه بهشتي است،بعنوان غلامنگه دارم.» «امام صادق (ع):هرساختماني كه بيش از مقدار نياز باشد،درآخرتوبال گردن صاحبش ميشود» «اسحاق بن عمار از امام صادق(ع)راجع به مرديكه لباسهاي مختلفيدارد وچندتاي از آنان را براي پوشاندن بدن خود وچندتا براي زينتكردن وشيك شدن قرار داده آيا اسراف است؟فرمود:خيراسرافنيست! زيرا خدا در قرآن فرموده است:هركه زندگيش وسعت داردباندازة توانائيش خرج كند«طلاق7»» «امام باقر(ع):سه چيز نجات دهندة انسان است:ترس از خدا در آشكاروپنهان،ميانه روي در خرج در سختي وراحتي،سخن به عدل درخشنودي وغضب» «درمورد آميزش جنسي ،طبق بيانات ائمه(ع)هرچه انسان با همسرشبيشتر آميزش داشته باشد ،مطلوب است ودراين زمينه آمده است كهكثرت آميزش از سنت پيامبران است.علت اين سفارش شايد بخاطر اينباشد كه زن ومرديكه از راه حلال اشباع شده باشند،ديگر چشمشانبدنبال نامحرمان نخواهد بود مگر افراديكه مريض!باشند.» «يكي از علل اسراف وتبذير(ريخت وپاش)چشم وهمچشميهايناسالم است.مثلاًفلان كس در عروسي فرزندش به مطرب اينقدرداد،منهم بايد در عروسي فرزندم مطرب بياورم وبيشتر بدهم!در حاليكهاصل دادن پول به مطرب مورد اشكال بوده وحرام است.»
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:49  توسط رمضان رفيعي
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:48  توسط رمضان رفيعي
|
Á . ç 148@80) 7ÁkD¤ p¿·V ÖD×C (´)ÁkD¤ ÖD×C Pì¥iz oßè¡×,(´)HÎD¬íFC ÝFíϵ ÝFÝìwd ÝFíϵ ÝFlØe× ÝFp¿·V ÕClGµßFC Mp©d ÚA Ð×DÆ ÖD@Û .PvC ÁkD¤ éF êCß¡ìJÝëpOÊorF ,éO¾Dë HÃÎ ÁkD¤ yCíOvCo Þ Ál¤ HGv éF Þ PvC PìF ÐçC MCkDv qC é@Æ ÞC .kÞoí× oDØz éF Ýì·FDN Ýì·FDN ÚCoÞk ok éì×D×C é·ìz ÝFlØe× ÝF ÙvD pOhk æp¾Þ Þ (´)pÂDF lØ@e@× [ÖD@×C] í@Ü@·@ë ,oCß@Êor@F êokD@×Þ ol@J qC ÞC .lz ækCq ,Äël¤pÇFíFC éFCo éþ Ùϵ Þ PÜv DN kßF Ùϵ HϬ ok éOvßìJ Þ P¾Dë yoÞpJ êoCßÊorF Þ ¢ÛCk ÚClÛD@h ok ÞC DF ÚDèìþêCoA PhDÜz éF kßF Ýì·FDN êDèþ qC íÊorF Pì·ØV p¥·Øç éÆ ÞC .koÞA ÌÜZCp¾ ÖDØN .lÜÆ oDìOhC DèÛA ÚDì× qC Co pNoCßOvC æCo DN PzCk éVßN ÚD¡ÛßÊDÛßÊ êDçæßìz lzDFí× é·ìz éÂp¾ ÝëpOÊorF éì×D×C é·ìz Þ .PvC Öߥ·× ÚD×D×C örV éì×D×C é·@ì@z p@²@Û qC ÞC .PvC lÜZ íëDèìÊtëÞ qC lÜ׿pèF íèþ Þ Ýì·× ¢ëCpÊ ,£Dh æßìz êCoCkéÆ é·ìz éþ ok «DGÜOvC ¸FDÜ× ,p×CÞCqC PvC MoDGµ ÚDÛA æDÊlëk qC PÜv .lÜÜÆí× kDÜOvC PÜv Þ ÚAp íϤC ¸GÜ× Þk éF ÚDì·ìz éÜì×q ok Öߥ·×éØñC qC Þ (£)pG×DìJ qC Co éZ ÚA HìNpN ÝëlF Þ ,Öߥ·× êDçpëpÃN Þ ÍD·¾C ,íçCßÛ .kpìÊí×pFok PvC ælìvo êoCnËÛßÛDÂ Þ éþ :lÜÜÆí× kDÜOvC Ùç pËëk í·GN Dë íµp¾ ¸GÜ× Þk éF ÝëC pF ÚÞr¾C ÚDì·ìz qC Dë,PvC HVCÞ ÚA ÝO¾pënJ lÜÜÆ ÁD¿NC íëCßO¾ pF ÚDèìþ éØç pÊC lÛoCk ælìõ ÚDÛA :´DØVC @ ÀÎC p²ÛÁD¿NCÝëC éÆ êÞo ÚA qC Dë Þ .PvC PÜv ÐçC éëp²Û ÝëC Þ lÜÆíØÛ ÁD¿NC D®h pF P×C éÆ êÞo ÚA .lzDFí× é·ìz ætëÞ æDÊlëk ÝëC Þ PvC Öߥ·× êCo qC ÀzDÆ ÍߤCéZ ÚClF Þ PwV æpèF ÚA qC lëDF ´DØVC Þ ¦Û kßGÛ Moߤ ok éÆ PvC í·GÜ@× Ý@ëC @ Ð@Ã@µ .kpÆ ÐØµ lÜÆí× D©OÂC íÏØµ é·ìz éþ í×ߨµ íÊtëÞ ÚDì× íèþ ED·¡ÛC íµßÛ oÞk êCéOznÊ qC éÇÏF ,PwìÛ íè@Ã@¾ ¢@ëCp@Ê È@ë êCoCk é@·@ì@z £Dh æßìz êCoCk ÖClÆ pç éÆ lÛCælz ÙìwÃN íÎߤC Þ êoDGhC æÞpÊ Þk éF Þ ælz Ð@¤D@dÚD@ÛA .PvCkßh pG×DìJÞ PvC (£)pG×DìJ í¤Þ (´)íϵ Þ lÜ×ߥ·× ÚD×D×C éÆ PvC ÚA ÝìëoDGhC Íß@¤C qC í@Ç@ë .PvC ælÛDvo kßh qC xJ ÚD×D×C éF Co ÚA rìÛ ÞC Þ ækpKv ÞC éF Co P·ëpz ݬDF Þ pçD± qC Þ ,ælìvo ´oDz qC éÆ PvC í¥Û éÎrÜ× éF ÖD×C é@O@¿@Ê æÞp@Ê Ý@ëC æD@Êl@ëk qC ,Ý@ëCp@FD@Ü@F ÝëC .PvC Öߥ·× ÖD×C ÚA éF Úlìvo æCo DèÜN éÇÏF ,lìvo ÖDÇdC éF ÚCßO@Û êCo Þ kD@è@O@VCÄ@ëp@¬ HOÆ ÝëC .lÜÜÆí× kDÜOvC ív߬ Þ ÁÞl¤ ,íÜìÏÆ HOÆ éF Þ kßh ÝìRle× MDëCÞo éF DèÜNæÞp@Ê ,íÜìÏÆ ÁDevC ÝF Eß÷ë ÝFlØe× qC ,í¾DÆ :qC lÜNoDGµ PvC PÜv Ð@çC cD@e@¤ é@ëD@K@Ø@çé@Æ PìF ÐçC Äëp¬ qC éØç Þ lzDFí× Tëld 16099 pF ÐØO¡× éÆ ,é@ì@×D@×C é@·@ì@z ÚD@ëCß@¡@ì@JqC Þk Þ ,éëßFDF ÝF ívß× ÝF Ýìwd ÝF íϵ ÝFlØe× p¿·VßFC qC ,éìÿÎC æp©eëÓ Ý× ,PvCæl@ì@vo .ív߬ Ýwd ÝFlØe× qC oD¥GOvÓC Þ HënèOÎCEDOÆ DèÛAéØç Cpëq ,kpÆ ælÜwF HOÆ ÝëC ok kßVß× MDëCÞo Þ oDGhC éF lëDF éÆ lÛCælìõ ÝëC pF ÝìëoDG@hC ÐìÎkÝìØç éF Þ ,lzDFí× ¢iF ÚDÜìØ¬C éÆ ælìvo éëDJ ÚClF PÂDRÞ ok ÙÆ Pvk Dë Þ PvC í·®Â .PvC PWd DèÛA éØç lÃÛ qC xJ pË× ,lÜÜÇÛ kDÜOvC Þ kDØOµC é·FoC HOÆ TëkDdC éF éÆ PvC ÚA Ýì@ì@Îß@¤C æß@ì@z D@×C lÜvp²Û qC TëkDdC ÝëC pO¡ìF Cpëq ,lÜv Þ PÎÓk p²Û qC DèÛA éF íÊlìvo Þ DèÛA ÈëDÇë í@vop@FÞ ,Ðvp×Þ Àì·¨ ,[ÄRß×] ÁßRß× ,Ýwd ,fìe¤ lÜÛD× PvC MÞD¿O× íGNCp× êCoCk Þ í·@®@ p@ì@º .í·®Â éÛ PvC íܱ ÝìÜZ ÝëC íSëkDdC éÆ PvC íèëlF êpçßV Þ ívDvC éÎDw× Þk ok ÝìëoDGhC æßìz éÆ kßzí× éO¾pÊ éWìOÛ ÝìÜZ ÙìO¿Ê é@a@ÛA qC :PvC MÞD¿O× ÝììÎߤC æßìzDF ,lÛpënJí× íeìÃÜN Þ ívopF bìç ÚÞlF PvC é·FoC HOÆ ok Co é@a@ÛA é@Ø@ç Ý@ì@ëoD@G@hC @ À@ÎC kDÜOvCÐFDÂpìº TëkDdC qC Co ÐØµ Þ kDÜOvC ÐFD TëkDdC PwëDFí× éÆ lÛCælìõ ÝëC pF ÝììÎߤCD×C Þ P×pd éF ÚkpÆÙÇd ok lëDF ,ÝëCpFDÜF Þ PvC kÞkp× Àì·¨ Tëld :ÓÞC Cpëq ,PhDÜz qDF ÐØµ Þ ÀìÏÇN pF ,íèÛ Dë HϬÐìG qC ,ÐìÎk éÆ ÚA pË× PvC PñCpF Þ édDFC ФC :DìÛDR ,kpÆ «DìOdC PìÏd .kßz é×DÂC lÜFDìÛíOëCÞo éÆ Ùç íNoߤ ok Þ ,lÛqCkpJíØÛ kDèOVC éF Þ lÜÜÆí× lìÏÃN éØñC qC ÝìëoD@G@hC @ E éØç ÖDÇdCælÛoCkpF ok Þ Ð×DÆ æl×A TëkDdC ok éaÛA ÚDÛA æDÊlëk qC Cpëq ,lÜÜ@ër@Êí@× À@Âß@N éF êrìZ kßhkDèOVC DF éÆ PwìÛ êqDìÛ ÐìÎk ÝìØç éF Þ ,koCk qDìÛ DèÛClF p¡F éÆ PvC íëDçrì@Z .lÛoCk ælìõ TëkDdCÚkßGÛ í¾DÆ Þ kDèOVC MoÞp¨ éF ÝììÎߤC ,pFCpF ok .ÙìëCr¿ìF TëkDdC ÝëC éF @ÚD×D×C qC éaÛA lzDFí× pG×DìJ PëD¤Þ P×D×C ÚßZ éÆ lÛoCk p²Û ÁD¿NC ÝëC pF æÞpÊ Þk pç éOGÎC Öߨµ ,lÜÆí×pìw¿N Co ÚAp PvC PWd ælìvo @ £Dh o߬ éF @ pÂDF Þ ÁkD¤ ÖD×C qC Þ @ ÖDµ o߬ ((98)).lÜÆí× lìÃ× Co ÚA ÄÏ®× Þ lÛqí× ¦ì¥iN Co ÚA ,éþ ÝëC éZ ,kDèÛ íÛßÊpËëk Þ ÍßeN éF Þo êpWç Ößv Úp qC í×D×C éþ ,DèÜëC é@Ø@ç oD@Ü@Æ ok .PvC ÅpeO× Þ DëßJ ,pënJ½D®·ÛC íèþ ,ÚA ok kDèOVC oCpØOvC ÐìÎkéF
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 23:32  توسط رمضان رفيعي
|
(. Á . ç 728@661) éìØìN ÝFC
ÝFÙìÏeÎClGµ ÝvDeØÎC ÝFC ÝëlÎCEDèz jìz ÝF uDG·ÎCßFC Ý@ël@ÎCí@Ã@N l@Ø@dC ÞC Ð@×D@Æ ÖD@Û ÝFC ÚClÛDh éF ÚClÛDh ÝëC .PvC lØe× íFC ÝF ÖÔwÎClG@µ MD@Æp@G@ÎC í@FC Ý@ël@ÎCl@W@×j@ì@z ((93)).lܾÞp·×éìØìN éÛDÊoDèZ HçCn× Ä®Ü× .kßF oDìwF ¢ÛCk Þ ækpOwÊ êlëk qC oCkoßhpF Þ pËÛ½os íè@ì@Ã@¾ ÞC PÂk DF ,DN lìz߯í× ÐñDw× ÐìÏeN ok Þ PwÛCkí× PÂk DF Þ íFßiF Co Dè@ÛA Ð@ëÓk Þ D@è@vD@ì@ÂÞ .lÜÆéwëDÃ× pËëlÇë DF Co öCoA qC Èë pç êDçækßÎDz Þ íÛDG× Þ ÀÏOi× MDëp²Û ,êoCßOvCÞ :kpÆ é¤Ôh ÝìÜZ ÚCßNí× Co DèÛA «DGÜOvC Þ ÖDÇdC ÝOwV ok éìØìN ÝFC æßìz æpëCkok Co Ðõ éÇÏF ,kpÆíØÛ Dço Ùç æpwÇë Co ÚA íÎÞ PzClÛ Ð×DÆ ÚDÜìØ¬C ÐÃ@µ é@F ÞC @ À@ÎC .konËF ¢ëßh æqClÛC qC Ðõ PvCßiÛ rÊpçÞ kpÆí× kÞle× ´pz Þ EDOÆéF éÆ PzCk yqoC æqClÛC ÚA xÆ pç Ýiv ÞC krÛ éÇÏF kßGÛ ÚDwÆ ÖDÛ íJ ok éìØìN ÝFC @ E .kpÆí×êÞpìJ ÐìÎk qC DèÜN kßh ÖDÇdC ok êÞ ,éZ ,lzDF lÜOw× ÀÏv oDRA Þ PÜv Þ,ækpÆ pìw¿N (£)pG×DìJ Co ÚApÂ Þ PvC ÙëpÆ ÚAp P·ëpz ФC éÆ kßF æl@ì@Ã@µ Ý@ëC p@F ÞC @ U íÛDwÆDèÜN ÚDÛA xJ Þ lÛCéFDe¤ lÛCéO¾pÊ (£)pG×DìJ qC Co ¼ìÏGN Þ fì¨ßN Þ pìw¿N ÚA éÆ íÛDwÆ qC DèÜNpG×DìJ qC xJ éìØìN ÝFC ,êÞo ÝëC qC .lÛCækpÆ P¾Dëok pG×DìJ qC Co Clh ÚßÛD é@Æ l@Ü@O@w@ç .kpÆí× êÞpìJ éFDe¤ PGwÛ DN PzClÛ é®Ïv ÞC pF í¤Dh é¡ëlÛC Þ ,kßGÛ H@¥@·@N oD@O@¾p@Ê kß@h é@¡@ël@ÛC ok ÞC @ k PÜv Þ EDOÆ rWF ,êlì pç qC Co kßh Þ kßF ¢ëlÛC kCqA íÛDwÛC éÇÏF ,kqoÞ kߨV Þ H¥@·@NÚCl@F .PhDv Dço fÎD¤ ÀÏv oDRAÞ éF DèÛA¸FDÜ× ok Þ kpÆ ívopF Co íèþ HçCn× pËëk éÆ ÚA qC xJ D×C ,kßF í¿Üd Hçn× pF qDºA ok ÞC ((94)).kpÆ P¿ÎDi× éÛDÊoDèZ HçCn× DF CoA qC íhpF ok ,PhCkpJ ÄìÃeN (. Á . ç 751@691) Ùì ÝFC .PvCÝëlÎCxØz ÕClGµßFC ((95)),íµoq rëpd ÝF lì·v ÝF EßëC ÝF pÇFíFC ÝFlØe× ÞC Ð×DÆ ÖDÛ .PzCk ælèµpF Co ((96))éëqßV PvDëo ÞC olJ éF ÚDØÎDµ.kßF MDëCÞo Þ PÜv éF ÙÎDµ Þ ,ÚCÞCp¾ ¢ÛCk qC oCkoßhpF ,ÍlÆDJ êkp× íèþ êCß¡ìJ ÝëC :lëßÊí×íµoq ÝëlÎCÚDçpF í¨DÂ éÆ DV ÚA DN lÛCækCk íçCßÊ ÚCpËëk pF ÞC ÚkßF ¢ìJ Þ Ð@©@¾ .(PwìÛ ÞC qC pN¢ÛCk ækpOwÊ ÚDØvA éØìh pëq ok) DVÚA DN lz ÞC éO¿ìz Ml¡F Þ P¾pÊ ÞC qC êoDìwF ¢ÛCk Þ kpÆ nØÏON éìØìN ÝFC kßh kDOvC krÛ ÞC Þ ¢çÞtJok éØç ÝëC DF .l×A oDØz éF ÞC æßìz ÚCÞpìJ Þ éìØìN ÝFC ÚDÛDGìO¡J ÝëpOÊorF qC íÇë é@Æ :kpÆ é¤Ôh ÝìÜZ Co ÚA ÚCßNí× éÆ PzCk kßh ætëÞ êCæßìz ÀìÎDN .íÏõ Þ íÏÃÛ éÎkC ÚkoÞA oDìwF @ ÀÎC ÚkpÆ oDìOhC Dë Þ DèÛA qC íÇë Úl@ër@Êp@F x@K@v Þ é@ÎD@w@× p@ç ok ÚD@è@ì@Ã@¾ êCoA éñCoC @ E .éÛDì×íçDÊlëk .DèÛA ÍD®FC Þ lÃÛ Þ ÚD¿ÎDi× éÎkC cp¬ xKv ,kßh æDÊlëk pF éÎkC ÚkoÞA @ U pF ÞC .êßGÛ TëkDdC DF ÚA ÚkpÆ æCpØç Þ ,ÍÓlOvC ÖDÃ× ok ÚAp@ MD@ëA é@F Úkp@Ç@Û æl@Ü@w@F @ k ÐñDÂQoC lÜÛDØç ,PvC EDOÆ ok kßVß× ÖDÇdC pF lëCq í×DÇdC ælÛoCkpF ok PÜv éÆ kßF ælìõÝëC .ælV êCpF Úlz .kßzéOhCkpJ ÚDèìþ pËëk êCoA éF éÆ ÚA íF ,DèÛA qC «DGÜOvC Þ £ß¥Û cp¬ ,koCß× íhpF ok @ ç lìÏÃN ÝOzCnÊ oDÜÆ Þ kDèOVC éF Mßµk ,éZ ,£Dh íGçn× éF P@G@w@Û Ý@O@zCl@Û H@¥@·@N @ Þ ((97)).kßF ÞC êoße×½lç
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 23:30  توسط رمضان رفيعي
|
|
|
||||||||||||||||||||||