تبليغاتX
> ابا صالح المهدی ادرکنی

زمينه شهادت

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاريخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد(بحار الانوار ج50 ص15 )
معتصم پس از رسيدن به خلافت و گرفتن بيعت، از وضعيت امام جواد (ع) و محل سكونت وي پرسيد كه در پاسخ به او مي گويند در مدينه به سر مي برند .
معتصم به "محمد بن عبدالملك زيات" كه سمت وزارت وي را در مدينه داشت ابلاغ كرد تا با احترام خاص امام جواد(ع) را با ام الفضل از مدينه به بغداد روانه سازد. 
محمد بن عبدالملك نيز نامه معتصم را به علي بن يقطين داد و او را مامور روانه ساختن امام جواد(ع) به بغداد كرد.( بحار الانوار ج50 ص8 )
عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد :
اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟
امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:" ليس حيث طننت في هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود .
امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدي الي ابني علي " امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است.
(الارشاد ص328 ، بحار الانوار ج50 ص118 )
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 13:30  توسط رمضان رفيعي  | 
پيامک هاي تسليت به مناسبت شهادت جانسوز امام محمد تقي عليه السلام :


1. اي شيعه بزن ناله و فرياد امشب
از غربت آن غريب کن ياد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ي در بسته ي بغداد امشب


2. امام جواد (ع) :
تا هنگامي که سپاسگذاري بندگان ادامه دارد افزايش نعمت هاي خداوند قطع نميشود.
---
شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، تسليت و تعزيت.


3. ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد

مسموم شد ز زهر جگر سوز  اُمّ فضل / از روي شوق در ره جانانه جان سپرد


4. نفرين بر آن محرم نامحرم
که زهر جفا را نه در جام تو که در کام ما ريخت
آه! اي خورشيد عشق
اي مولاي جوان من
چه زود غروب کردي!


5. گشته عالم، غرق ماتم
در عزاي جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزاي جواد الائمه
شد ز بيداد، شهر بغداد
کربلاي جواد الائمه
...
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت و تعزيت.


6. امام محمد تقي (ع):
بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي
پس بنگر که چگونه هستي!
---
يا جواد الائمه
چون بخود نگريستم جز بي حيائي و بي شرمي در برابر ارباب خودم نديدم
امشب دعايم کن تا ديگر باگناهانم دل فرزندت مهدي را نشکنم.


7. در ميان حجره يا رب کيست غوغا ميکند
شکوه زير لب ز بي رحمي دنيا ميکند
همسرش از فرط شادي و شعف کف ميزند
زين عمل خود را به عالم خوار و رسوا ميکند
---
شهادت غريبانه ي امام مسموم، جواد مظلوم-ع بر شما تسليت باد.


و اما کلام آخر:


امام جواد عليه السلام مي فرمايد:
کسي که به سخن گوينده اي توجّه کند، خود را بنده ي او ساخته است؛
حال اگر سخن درباره ي خدا باشد، خدا را پرستيده است،
و چنانچه گفتارش شيطاني باشد، ابليس را پرستيده است.

--------------------------------------------------------------تحف العقول ص 456


اي وااااااااااااااااااااااي، خداي من!
پس ما که شب و روز به ترانه ها گوش ميديم،
ترانه هايي که موضوعشون نه خدا، نه پيغمبر، نه حضرت علي، نه امام زمان
نه پدر و مادر، نه شهدا، نه يک مطلب علمي، بلکه فقط و فقط
درباره ي عشق هاي مجازي و خيالي و هوس هاي جنسي هستند، تکليفمون چيه؟! چطور ادعاي بندگي تو رو بکنيم؟


خدايا!
کمکم کن.
نميخوام شبانه روز، گوشم مأواي صداي خواننده هايي باشه که
بهترين راه پر کردن جيب هاشون رو در تحريک شبانه روزي شهوت من مي بينن
و اصلا هم براشون مهم نيست از اين همه تحريک، چه بلايي بر سر من  و آرامش روحي ام مياد.


خدايا!
يعني ميشه اين حديث امام جواد-ع ، تلنگري بشه به من
تا براي هميشه موسيقي هاي حرام رو از تو زندگيم حذف کنم؟


خدايا کمکم کن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 13:22  توسط رمضان رفيعي  | 
نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام

آگاهیهای تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای " حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت" بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 13:19  توسط رمضان رفيعي  | 

تست هوش

يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :
شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :

پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد ....

..........

..........

........

.......

......

.....

.....

...

..
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:59  توسط رمضان رفيعي  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

شش خصوصيت نشانه ناداني است

(1)خشم بي جهت

(2)سخن بيهوده

(3)بخشش بي مورد

(4)فاش كردن راز

(5)اطمينان به همه

(6)نشناختن دوست از دشمن

پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت بدار

(1)جواني را قبل از پيري

(2)ثروتمندي را قبل از فقر

(3)آسودگي قبل از مشغله

(4)سلامتي قبل از بيماري

(5)زندگي پيش از مرگ

                                                  مسجد صاحب الزمان (عج ا...)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:56  توسط رمضان رفيعي  | 

 

ببین مشکلت کجاست که برایت کف می‌زنند؟ 

«دل انسان غمگین مى‌شود و مى‌شكند به‌خاطر این‌كه چرا كسانى كه نان انقلاب را خوردند، نان اسلام را خوردند، ... حالا طورى مشى كنند كه اسرائیل و آمریكا و سیا و هر كسى كه در هر گوشه‌ى دنیا با اسلام دشمن است، برایشان كف بزنند! این، انسان را غصه‌دار مى‌كند.»

رهبر انقلاب ده سال پیش در آذرماه سال 1378 در مورد ابعاد مختلف ریزش‌ها و رویش‌های انقلاب خطبه‌ای ایراد فرمودند که بازخوانی آن می‌تواند به درک برخی از مسائل و شرایط این روزهای جامعه و نظام اسلامی کمک کند.

«فردا» در ادامه بازخوانی‌های خود از آراء و اندیشه‌های امام خمینی(ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، این بار یکی از خطبه‌های تاریخی نماز جمعه به امامت رهبر انقلاب را بازخوانی می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در 26 آذر 78 با بیان اینکه «من اصلاً نمى‌خواهم غصه‌ها و غم‌ها را مطرح كنم. بحمدالله غمگسار داریم. خداى متعال و اولیاى او، بهترین غمگسارند»، در اشاره به یک «غم بزرگ» می‌فرمایند:« بعضى عناصرى كه هیچ سودى در سلطه‌ى امریكا بر این كشور ندارند، از روى غفلت و اشتباه و ضعف‌ها و عقده‌ها، براى سلطه‌ى امریكا بر این كشور تلاش مى‌كنند!»

ایشان ضمن تاکید بر اینکه «اشخاص مختلفند» در توضیح آن افزودند:«بعضی‌ها عقده‌اى دارند؛ بعضی‌ها كینه‌اى دارند؛ بعضی‌ها گله‌اى از كسى دارند؛ براى خاطر دستمالى، قیصریه را آتش مى‌زنند؛ به‌خاطر یك دشمنى و یك كینه‌ى شخصى و یك محرومیت از فلان مسؤولیت كه مایل بوده به او بدهند و مثلاً نشده و به‌خاطر یك اشتباه در فهم، مى‌بینید كه حرفى مى‌زنند، اقدامى مى‌كنند، موضعى مى‌گیرند و كارى مى‌كنند كه به ضرر تمام مى‌شود و در خدمت دشمن قرار مى‌گیرند.»
رهبر انقلاب با اشاره میلیون‌ها دلار هزینه و خرج رادیو‌های بیگانه، در مورد هدف آنان از تبلیغات فرمودند:« مى‌خواهند افكار عمومى كشورهاى مخاطب خودشان را تحت تأثیر قرار دهند. بیخودى كه نمى‌آیند از شخصى، از حرفى، از جریانى، این‌طور دفاع كنند. هر آدم عاقلى تا دید دشمن برایش كف مى‌زند، باید به فكر فرو برود و بگوید من چه غلطى كردم؛ من چه كار كردم كه دشمن براى من كف مى‌زند؟! باید به خود بیاید.»

ایشان با بیان اینکه «این مایه‌ى غُصه است كه بعضى از كف زدن دشمن خوششان مى‌آید!» برای تبیین این مسئله به طور ملموس‌تر افزودند:«اگر گلزن مهاجم ما در میدان فوتبال، اشتباهاً به دروازه‌ى خودش گل بزند، چه كسى در آن میدان كف خواهد زد؟ طرفداران تیم مقابل و مخالف. حالا شما وقتى كه مى‌بینى دشمن برایت كف مى‌زند، باید بفهمى كه به دروازه‌ى خودى گل زده‌اى! ببین چرا زدى؟ ببین چرا كردى؟ ببین چه اشتباهى كرده‌اى؟ ببین مشكلت كجاست؟»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به این افراد فرمودند:«بگرد مشكل خودت را پیدا كن و توبه كن.»

ایشان در این خطبه که در ماه رمضان 1379 ایراد شده بود، «از همه‌ى كسانى‌كه این خطاى بزرگ را در مقابل ملت ایران كردند» درخواست کردند که « در مقابل خدا و در مقابل اسلام توبه كنند.»

مقام معظم رهبری در تبیین اینکه این خطا نسبت به شخص ایشان نیست، فرمودند:«مبادا خیال شود كه این خطا در مقابل شخص این بنده‌ى حقیر است؛ نه. بنده كه كسى نیستم؛ بنده هیچ اهمیتى ندارم؛ این را بدانند. هیچ ادعایى هم ندارم؛ هیچ دلبستگى‌اى هم به مسؤولیت و اقتدار ندارم. البته مایه‌ى افتخار است براى هر كسى كه بتواند به این مردم خدمت كند اما دلبستگى نیست؛ آن‌هایى كه باید بدانند، مى‌دانند. »

ایشان در ادامه این نماز جمعه تاریخی که کمتر به بررسی جوانب آن پرداخته شده است، فرمودند:« دل انسان غمگین مى‌شود و مى‌شكند به‌خاطر این‌كه چرا كسانى كه نان انقلاب را خوردند، نان اسلام را خوردند، نان امام زمان را خوردند، دم از امام زمان زدند، دم از ائمه‌ى معصومین زدند، حالا طورى مشى كنند كه اسرائیل و امریكا و سیا و هركسى كه در هر گوشه‌ى دنیا با اسلام دشمن است، برایشان كف بزنند! این، انسان را غصه‌دار مى‌كند.»

در همین حال، ایشان تصریح می‌کنند که « جبهه دشمن، غير از آن آدم غافلى است كه خودى هم هست؛ منتها بيچاره دچار غفلت و اشتباه و فريب می‏شود؛ بر اثر حادثه‏‌اى، عقده و كينه‏اى پيدا مى‏كند و در مقابل نظام مى‏ايستد؛ در مقابل سخن حق مى‏ايستد؛ در مقابل امام و راه امام مى‏ايستد. اين، آن دشمن اصلى نيست؛ اين يك آدم فريب خورده است؛ اين يك آدم قابل ترحّم است!»

رهبر انقلاب در مورد شناخت «دشمن اصلی» می‌فرمایند:«دشمن اصلى آن كسى است كه پشت سر اين قرار می‌‏گيرد، اما خودش را نشان نمی‌‏دهد. در داخل كشور، خودش را نشان نمی‌‏دهد؛ در خارج كشور چرا؛ در جبهه جهانى، در جبهه بين المللى، به‏عنوان يك عضو وفادار سازمان جاسوسى سياى امريكا، يا موساد صهيونيستها چرا. كاملاً چهره او آشكار است؛ حرف هم مى‏زند، حقايق را هم مى‏گويد؛ انگيزه‏هايى را هم كه او براى مبارزه با اسلام و مسلمين دارد، بيان مى‏كند؛ اما آن دنباله او كه داخل كشور است، خود را دمِ چكِ اقتدار حكومت قرار نمى‏دهد. مى‏داند كه اين حكومت، حكومت مقتدرى است؛ حكومتى است كه متّكى به آراءِ مردم است؛ متّكى به محبّت مردم است؛ متّكى به ايمان مردم است.»

« نباید خیال كرد كه اگر چهار نفر آدمى كه سابقه‌ى انقلابى دارند، از كاروان انقلاب كنار رفتند، پس انقلاب غریب ماند. نه آقا؛ همه‌ى انقلاب‌ها، همه‌ى فكرها، همه‌ى جریان‌هاى گوناگون اجتماعى، هم ریزش دارند، هم رویش دارند؛ ریزش در كنار رویش.»

ایشان می‌افزایند: «از اين حكومت می‌‌‏ترسند و خودشان را جلوه نمی‌‌‏دهند؛ حرفشان را با يك واسطه، با دو واسطه، با سه واسطه، از زبان آدمهاى غافل می‌‏زنند. يك وقت می‌‏بينيد طرف يك روحانى است، اما غافل و فريب خورده و بى‏خبر؛ يا يك دانشجوست، اما اسير احساسات شده و نينديشيده؛ يا يك فرد معمولىِ حتّى انقلابى است، اما زمان را نشناخته، دشمن را نشناخته، يا احياناً دچار عقده و كينه‌اى شده است. حرف از زبان اين فرد خارج می‌‏شود؛ اما اين بيچاره حرف خودش نيست؛ حرف دشمن است! دشمن ما آن كسى است كه: «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر».»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تصریح می‌کنند که «دشمن ما آن كسى است كه براى اين انقلاب، نه فقط دل نسوزانده است، بلكه حتّى در مقابل اين انقلاب، در برهه‏‌هايى از زمان شايد ايستاده است. بعضيشان در مقابل انقلاب در زمان رژيم پهلوى ايستادند؛ بعضيشان بعد از آن كه نظام اسلامى بر سرِكار آمد، خرابكارى كردند؛ بعضيشان مدتى را ترسيدند، كنار رفتند و خود را مخفى كردند؛ بعد كه حالا فرصتى برايشان پيش آمده، از لاك خود بيرون خزيده‌اند! خيال مى‏كنند كه فرصتى هست.»

ایشان در ادامه خطبه‌ای که بحث ریزش‌ها و رویش‌های یک انقلاب را مطرح کردند، با بیان اینکه «بشارت‌هاى الهى این‌قدر زیاد است كه هر غمى را از دل پاك مى‌كند» تاکید کردند « نباید خیال كرد كه اگر چهار نفر آدمى كه سابقه‌ى انقلابى دارند، از كاروان انقلاب كنار رفتند، پس انقلاب غریب ماند. نه آقا؛ همه‌ى انقلاب‌ها، همه‌ى فكرها، همه‌ى جریان‌هاى گوناگون اجتماعى، هم ریزش دارند، هم رویش دارند؛ ریزش در كنار رویش.»

مقام معظم رهبری با اشاره به صدر اسلام در مورد ریزش‌ها فرمودند:« آن كسانى ‌كه در دوران غربت اسلام و غربت على، از امیرالمؤمنین دفاع كردند، چه كسانى بودند؟ این‌ها سابقه‌داران اسلام نبودند. سابقه‌داران اسلام، جناب طلحه و جناب زبیر و جناب سعدبن‌ابى وقاص و امثال این‌ها بودند. بعضى از این‌ها على را تنها گذاشتند؛ بعضى از این‌ها در مقابل على ایستادند. این‌ها ریزش‌ها بودند.»

ایشان در مورد رویش نیز فرمودند:« رویش، عبدالله‌ بن ‌عباس است؛ محمد بن ‌أبى‌بكر است؛ مالك اشتر است؛ میثم تمار است. این‌ها رویش‌هاى جدیدند. این‌ها كه در زمان پیامبر نبودند؛ این‌ها در همان دوران غربت اسلام روییدند؛ این‌ها نهال‌هاى تازه‌اند. شما ببینید یك مالك اشتر در همه‌ى تاریخ اسلام چقدر مؤثر است.»

مقام معظم رهبری نیز ضمن تائید تاسف‌آور بودن ریزش افراد افزودند:« وقتى به امیرالمؤمنین شمشیر زبیر را دادند، گریه كرد. همان‌طور كه گفتم، غصه دارد. غصه دارد كسانى ریزش پیدا كنند كه یك روز پاى سفره‌ى انقلاب، پاى سفره‌ى امام زمان، پاى سفره‌ى اسلام و قرآن نشستند و نان و نمك اسلام را خوردند؛ اما در كنار آن ریزش‌ها، مالك اشترها هستند؛ عبدالله‌ بن ‌عباس‌ها هستند. امیرالمؤمنین هرجا در میدان‌هاى جنگ احتیاج به زبان داشت، عبدالله ‌بن ‌عباس مى‌رفت و امیرالمؤمنین را یارى مى‌كرد. هرجا احتیاج به شمشیر داشت، مالك اشتر بود. مثل مالك اشتر، مثل عبدالله ‌بن ‌عباس، مثل محمد بن

أبى‌بكر- مثل این رجال- نه یكى، نه ده نفر، نه هزار نفر كه هزاران نفر بودند.»

ایشان در بخش پایانی این خطبه تاریخی و پراهمیت در باب پتانسیل انقلاب اسلامی و ریزش‌ها رویش‌ها و مسئله «ارتجاع» فرمودند: «این‌طور نیست كه شما خیال كنید حالا چهار نفر آدمى كه از راه برگشتند و نیرویشان تمام شد، معنایش این است كه نیروى این گردونه‌ى عظیم تمام شده است. نه آقا؛ بعضی‌ها در بین راه قوه‌شان تمام مى‌شود. بله؛ ضعیف‌ترها وسط راه آذوقه‌شان تمام مى‌شود. یك نفر از مشهد حركت كرده بود كه با كاروانى به كربلا برود. به خواجه أباصلت كه رسیدند- كسانى كه به مشهد رفته‌اند، مى‌دانند كه خواجه أباصلت كجاست- گفت ما كه خرجی‌مان تمام شد! بعضی‌ها خرجی‌شان در خواجه أباصلت تمام مى‌شود؛ بعضی‌ها خرجی‌شان بین راه تمام مى‌شود؛ بعضی‌ها دو سه كیلومتر مى‌آیند، بعد خرجی‌شان تمام مى‌شود. این همان ارتجاع و برگشتن است.»

جبهه دشمن، غير از آن آدم غافلى است كه خودى هم هست؛ منتها بيچاره دچار غفلت و اشتباه و فريب مى‏شود؛ بر اثر حادثه‏اى، عقده و كينه‏اى پيدا مى‏كند و در مقابل نظام مى‏ايستد؛ در مقابل سخن حق مى‏ايستد؛ در مقابل امام و راه امام مى‏ايستد. اين، آن دشمن اصلى نيست؛ اين يك آدم فريب خورده است؛ اين يك آدم قابل ترحّم است!

رهبر انقلاب ضمن بیان اینکه «این افتخار نیست؛ این ننگ است؛ این بریدن است؛ این از راه ماندن است» افزودند:« اما: "ألم تر كیف ضرب الله مثلاً كلمة طیبة كشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی السماء"؛ ریشه مستحكم است و شاخه‌ها روزبه‌روز همین‌طور زیادتر مى‌شود: "تؤتى اكلها كل حین بإذن ربها"؛ رویش جدید هست. جا دارد كه درباره‌ى این ریزش‌ها و رویش‌ها، از دیدگاه جامعه‌شناختى و روان‌شناختى و تاریخى، كار و بحث كنند.»

به گزارش "فردا"، رهبر انقلاب اخیرا در جمع نخبگان علمی کشور فرمودند: «این همه‌ نيروى عظيم، به اضافه‌ى ثروت بى‌پايان، به اضافه‌ى دستگاه‌هاى عظيم سياسى و تبليغاتى، افتادند به جان جمهورى اسلامى. امروز هيچ كشور ديگرى در دنيا پيدا نميكنيد كه اينجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت ميكند. اين شوخى است؟ اين موجودِ هفت‌جوشِ مستحكمِ مصونيت‌يافته دارد مقاومت ميكند. اين، كم چيزى نيست. توطئه‌ى توهم نيست؛ اين را جوانها، اين جوانهاى عزيز ما، بدانند.»

یکی از اصلی‌ترین دلایل وقایع اخیر را می‌توان در کم‌ توجهی نخبگان و فعالان سیاسی جمهوری اسلامی نسبت به اندیشه‌ها و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب مبنی بر لزوم استحکام نظام در پی مشارکت حداکثری در انتخابات، جذب حداکثری و دفع حداقلی، التزام به قانون و پرهیز از هر رفتار و گفتاری که موجی خوشحالی دشمنان تابلودار نظام جمهوری اسلامی شود، یافت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:54  توسط رمضان رفيعي  | 

ذكر وبياد خالق‌ بودن‌

از عوامل‌ مهم‌ آرامش‌ انسان‌،بيادخدابودن‌ است‌.هرچه‌ اين‌ ياد بيشترباشد،اطمينان‌ وآرامش‌ انسان‌ بيشتر خواهد بود.زيرا وقتي‌ بياد خدايي‌كه‌ آمرزنده‌ است‌،مي‌افتد،نگراني‌ انسان‌ را از گناهان‌ وخطاهايش‌ از بين‌مي‌برد.بياد خدايي‌ كه‌ قادراست‌، نگرانيهايي‌ كه‌ انسان‌ از برخورد بامشكلات‌ دارد،برطرف‌ مي‌كند.بياد خدايي‌ كه‌ برطرف‌ كننده‌ غم‌ واندوه‌است‌،بودن‌ ،ناراحتيهايي‌ كه‌ براثر گرفتاريها پيش‌ مي‌آيد مي‌زدايد.بيادخدايي‌ كه‌ زيباتر از او نيست‌ ،بودن‌،تمام‌ توجه‌ انسان‌ را از عشقهاي‌ ديگربه‌ خدا متوجه‌ مي‌كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:41  توسط رمضان رفيعي  | 

ناداني‌

 

«علي‌(ع‌)ازحسن‌ پرسيد:عقل‌ چيست‌؟فرمود:آينكه‌ قلبت‌ آنچه‌ را به‌ آن‌سپرده‌اي‌،نگاه‌ دارد.

پرسيد:دورنديش‌ وحزم‌ چيست‌؟فرمود:اينكه‌ منتظر فرصت‌ بماني‌وهرجا ممكن‌ شد،شتاب‌ كني‌.

پرسيد:جهل‌ چيست‌؟فرمود:فرصت‌ نارسيده‌ را رسيده‌ پنداشتن‌ودراقدام‌ ،شتاب‌ كردن‌

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:39  توسط رمضان رفيعي  | 
عوامل رستگارى در قرآن

اسلام به عنوان كاملترين و جامع‏ترين دين الهى خوشبختى و رستگارى انسانها را در قرآن بيان كرده است و در آيات متعددى به اين موضوع پرداخته است. در قرآن حدود 40 مرتبه از رستگارى سخن گفته شده و در ضمن آيات مربوطه از صفات و علائم رستگاران و سعادتمندان واقعى و اخروى سخن رانده است.
مقدمه‏
اسلام به عنوان كاملترين و جامع‏ترين دين الهى خوشبختى و رستگارى انسانها را در قرآن بيان كرده است و در آيات متعددى به اين موضوع پرداخته است. در قرآن حدود 40 مرتبه(1) از فلاح (رستگارى) سخن گفته شده و در ضمن آيات مربوطه از صفات و علائم رستگاران و سعادتمندان واقعى و اخروى سخن رانده است كه البته رستگارى از هر دو بعدش هم دنيوى و هم اخروى مدنظر بوده و از آنجا كه حيات اخروى جاودانى و ابدى است از اهميت بيشترى برخوردار مى‏باشد.
فلاح (رستگارى) از ماده «فلح و فلاح» در اصل به معنى شكافتن و بريدن است و به هر نوع پيروزى و رسيدن به مقصد و خوشبختى اطلاق شده است. در حقيقت افراد پيروز و رستگار و خوشبخت، موانع را از سر راه خود برمى‏دارند و راه را براى رسيدن به مقاصد هموار مى‏سازند و پيش مى‏روند. فلاح و رستگارى به معنى وسيع آن هم پيروزى‏هاى مادى را شامل مى‏شود و هم معنوى را. پى‏روزى و رستگارى دنيوى در آن است كه انسان آزاد و سربلند، عزيز و بى‏نياز زندگى كند كه اين امور جز در سايه ايمان امكان‏پذير نيست و رستگارى آخرت در اين است كه در جوار رحمت پروردگار در ميان نعمت‏هاى جاويدان، در كنار دوستان شايسته و پاك و در كمال عزت و سربلندى به سر برد.(2)
عوامل رستگارى در قرآن‏
اما عواملى كه انسان را به رستگارى مى‏رساند و سعادتمند ابدى مى‏كند عبارتند از: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:37  توسط رمضان رفيعي  | 

دنيا طلبي‌

 

با بررسي‌ آيات‌ الهي‌ درمي‌ يابيم‌ كه‌ دنيا كالا ومحل‌ آزمايش‌ وخانة‌ موقت‌ومكان‌ زودگذر وباعث‌ گمراهي‌ بسياري‌ وهدايت‌ عدة‌ كمي‌ است‌.

«زندگي‌ دنيا براي‌ كفار زيبا بنظر مي‌رسد»بقره‌212

«زندگي‌ دنيا فقط‌ كالاي‌ گول‌ زننده‌ است‌»آل‌ عمران‌185

«بگو كالاي‌ دنيا كم‌ ولي‌ آخرت‌ براي‌ متقين‌ بهتراست‌»نساء77

«زندگي‌ دنيا بازيچه‌ وسرگرمي‌ است‌!»انعام‌ 32

«زندگي‌ دنيا مثا آبي‌ است‌ كه‌ از آسمان‌ فرومي‌ فرستيم‌ وگياهان‌ سرسبزمي‌رويد اما  بعد از مدتي‌ مي‌خشكد وبادها آنرا به‌ هرسو مي‌كندوخدابرهرچيز تواناست‌»كهف‌45

«دنيا مثل‌ باراني‌ است‌ كه‌  محصولش‌ابتدا كشاورزان‌ را از بسياري‌متعجب‌ مي‌كند سپس‌ زرد وخشك‌ مي‌شود وبه‌ كاه‌ تبديل‌مي‌گردد.»حديد20

«زندگي‌ دنيا شمارا گول‌ نزند.»لقمان‌33


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 23:35  توسط رمضان رفيعي  | 

اسما خداوند متعال