تبليغاتX
> ابا صالح المهدی ادرکنی
مقصود امام حسين(ع) از اين جمله «من براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم» چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:45  توسط رمضان رفيعي  | 

روز دوم
1. امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.2
2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود.3
3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود.4 اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند. زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."5


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:38  توسط رمضان رفيعي  | 

تاریخچه شب یلدا

 

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 13:37  توسط رمضان رفيعي  | 
چهل حديث گهربار، از سالار شهيدان اباعبداللّه الحسين عليه السّلام
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِالْحُسَيْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ :
161 إنَّ قَوْما عَبَدُو اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ، وَإنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبْيدِ، وَإنَّ قَوْما عَبَدُوا اللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِيَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ. (198)
فرمود : همانا، عدّه اى خداوند متعال را جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از أ رباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند.
و اين نوع عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات خواهد بود.
162 قالَ عليه السلام : إِنَّ اءجْوَدَ النّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إنَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إنَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.(199)
فرمود : همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه نسبت به ظلم ديگرى با آنكه توان انتقام دارد گذشت نمايد.
صله كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان آن كسى ست كه صله نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
163 قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَيْهِالسَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.(200)
از حضرت سؤال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
164 قالَ عليه السلام : النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.(201)
فرمود : افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند، و مذهب بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند و سنگ اسلام بسينه مى زنند .
پس اگر بلائى همانند خطر مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند، موقعيّت ،... انسان را تهديد كند خواهى ديد كه دينداران واقعى كمياب خواهند شد.
165 قالَ عليه السلام : إنَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.(202)
ضمن فرمايشى فرمود : همانا شخص مؤمن خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
166 قالَ عليه السلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.(203)
فرمود : كارها و اءمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت .
167 قالَ عليه السلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَيْتُالْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.(204)
فرمود : اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا و تجمّلات آن قرار ندهيد كه همانا قبر خانه اى است كه تنها عمل صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
168 قالَ عليه السلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخيكَ الْمُؤ مِنْ إذا تَوارى عَنْكَ إلاّمِثْلَ م اتُحِبُّ اءنْ يَقُولَ فيكَ إذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.(205)
فرمود : سخنى كه ناراحت كننده باشد پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آنكه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
169 قالَ عليه السلام : يا بُنَىٍَّّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدْ عَلَيْكَ ناصِرا إلاّ اللّهَ.(206)
فرمود : مواظب باش از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال ندارد.
170 قالَ عليه السلام : إ نّي لااءري الْمَوْتَ إلاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما.(207)
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
171 قالَ عليه السلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُاللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.(208)
فرمود: هر كس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش خواهد پوشانيد.
172 قالَ عليه السلام : اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.(209)
فرمود : من كشته شده دسيسه ها و عبرتها هستم ، مؤمنى مرا ياد نمى كند مگر آن كه مورد عبرت و آگاهى قرار خواهد گرفت .
173 قالَ عليه السلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الْاءُذُنِ، وَ اءَوْفى إلى الْيُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ : لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ.(210)
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس ‍ معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام از جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
174 قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ عليه السلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.(211)
از حضرت سؤال شد : با شخصيّت ترين افراد چه كسى است ؟
در جواب فرمود : آن كسى است كه نسبت به دنيا بى اهميّت باشد.
175 قالَ عليه السلام : مَنْ عَبَدَاللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اءمانيهِ وَكِفايَتِهِ.(212)
فرمود : هر كس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، بطور حقيقت عبادت و پرستش نمايد.
خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تاءمين مى نمايد.
176 قالَ عليه السلام : احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلٍ اءرَبَعَ : إ مّا لِمَهانَةٍ يَجِدُها في نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إلى تَصْديقِ النّاسِ إ يّاهُ. وَ إمّا لِعَىٍّ في الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْ يْمانَ حَشْوا وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَةٍ عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى اءَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْيَمينِ. وَ إمّا لاِ رْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيتٍ.(213)
فرمود : خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند :
در خود احساس سستى و كمبود دارد بطورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تاءييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آنكه گفتارش معيوب و بدور از حقيقت است ، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است به دروغ و بى اعتمادى پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آنكه سخنان و گفتارش متزلزل است هر زمان به نوعى سخن مى گويد و زبانش به سوگند عادت كرده است .
177 قالَ عليه السلام : اءيُّما إ ثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ اءَحَدُهُما رِضَى الاَّْخَرِ،كانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّةِ.(214)
فرمود : چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
178 قالَ عليه السلام : وَاعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما.(215)
فرمود : توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمتهاى الهى است ، بنابراين سعى كنيد كه نعمتها پايمال و ضايع نگردد و مواظب باشيد كه نعمتها به نقمت و گرفتارى تبديل نگردد.
179 قالَ عليه السلام : يَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَي اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاءقْدام .(216)
فرمود : اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خوابگاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه در پيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدمها لرزان و لغزان مى باشد.
180 قالَ عليه السلام : مُجالَسَةُ اءهْلِ الدِّناءَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اءهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.(217)
فرمود : همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ خواهد گشت ، و نيز همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
181 قالَ عليه السلام : إنَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ اءهْلَها لِلْفَناءِ.(218)
فرمود : بدرستى كه خداوند متعال دنيا و اموال آن را براى آزمايش افراد آفريده است .
و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر آفريده است .
182 قالَ عليه السلام : لايَاءمَنُ يوم الْقِيامَةِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَاللّهَ في الدُّنْيا.(219)
فرمود : كسى در روز قيامت از شدائد و اءحوال آن در اءمان نمى باشد، مگر آنكه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد و اهل گناه و معصيت نگردد .
183 قالَ عليه السلام : لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الا سْتِغْفارِ.(220)
فرمود : براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه ، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
184 قالَ عليه السلام : مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِاللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةَ حَسَنَة .(221)
فرمود : هر كس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
185 قالَ عليه السلام : سَبْعَةُ اءشْياءٍ لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِمٍ : فَاءوّلُها آدَمُ( عليه السلام )، ثُمَّ حَوّاء، وَالْغُرابُ، وَ كَبْشُ إ بْراهيم ( عليه السلام )، وَ ناقَةُ اللّهِ، وَعَصا مُوسى ( عليه السلام )، وَ الطَّيْرُ الَّذى خَلَقَهُ عيسىَ بْنِ مَرْيَم (عليهماالسّلام ).(222)
ضمن جواب سؤالهاى پادشاه روم ، فرمود : آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از :
حضرت آدم عليه السلام و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى به جاى حضرت اسماعيل آمد.
و شترى كه خداوند براى پيامبرش حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى عليه السلام .
و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى ( عليه السلام ) آفريده شد.
186 قالَ عليه السلام : إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللّهِ تَعالى .(223)
فرمود : همانا نامه كردار و اءعمال اين امّت ، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه خواهد شد.
187 قالَ عليه السلام : إجْتَنِبُو االْغِشْيانَ في اللَّيْلَةِ الَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.(224)
فرمود : در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
188 قالَ عليه السلام : الرّكْنُ الْيَماني بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَإنَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ الا سْوَد وَالْيَماني - مَلِكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِ الْمُؤْمِنينَ.(225)
فرمود : رُكن يمانى كعبه الهى دربى از دربهاى بهشت است و ما بين ركن يمانى و حجرالا سود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤمنين آمّين مى گويد.
189 قالَ عليه السلام : إنَّ الْغِنى وَاْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.(226)
فرمود : عزّت و بى نيازى هر دو شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
190 قالَ عليه السلام : مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ، فَرَّجَ اللّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا والْآخِرَةِ.(227)
فرمود: هر كس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشگلش را برطرف نمايد.
خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
191 قالَ عليه السلام : مَنْ والانا فَلِجَدّى صلى الله عليه و آله والى ، وَمَنْ عادانا فَلِجَدّى صلى الله عليه و آله عادى .(228)
فرمود : هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله مى باشد.
و هر كس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا خواهد بود.
192 قالَ عليه السلام : يَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.(229)
فرمود : اى فرزند آدم ، بيادآور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان و دوستان تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آنها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آنها به ايشان خواهى پيوست پس مواظب اعمال و رفتار خود باش .
193 قالَ عليه السلام : يَاابْنَ آدَمَ، إنَّما اءنْتَ اءيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.(230)
فرمود : اى فرزند آدم ، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمانها و روزگار هستى ، هر آنچه از آن بگذرد، بعضى از تو فانى و سپرى گشته است بنابر اين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است .
194 قالَ عليه السلام : مَنْ حاوَلَ أ مْراً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أ فْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أ سْرَعُ لِمَجيى ء لِما يَحْذَرُ.(231)
فرمود: هر كس از روى نافرمانى و معصيت خداوند كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريعتر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
195 قالَ عليه السلام : الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِ اللّه نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُ الْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ.(232)
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از عذاب خداوند، سبب نجات از آتش ‍ دوزخ خواهد بود. و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دلها يكى از نشانه هاى رحمت الهى براى بنده است .
196 قالَ عليه السلام : لايَكْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.(233)
فرمود : بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه اءهل حقّ و صداقت باشد و از حقايق تبعيّت و پيروى كند.
197 قالَ عليه السلام : اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ : خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.(234)
فرمود : دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است :
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن در مسائل مختلف و مباهات بر ديگران است .
198 قالَ عليه السلام : مَنْ عَرَفَ حَقَّ اءَبَوَيْهِ الاْ فْضَلَيْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ، و اءطاعَهُما، قيلَ لَهُ : تَبَحْبَحْ فى اءيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.(235)
فرمود : هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد صلى الله عليه و آله ، و علىّ عليه السلام را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسانها هستند، بشناسد و در تمام امور زندگى از ايشان تبعيّت و اطاعت كند. در قيامت به او خطاب مى شود:
هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى .
199 قالَ عليه السلام : مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إلَى النّاسِ.(236)
فرمود : هر كس رضايت و خوشنودى خداوند را در اءمور زندگى طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود.
و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند اءمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
200 قالَ عليه السلام : إنَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غَشٍّ وَ غَلٍّ وَ دَغَل .(237)
فرمود : شيعيان و پيروان ما أ هل بيت رسالت آن كسانى هستند كه اءفكار و درون آنها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:50  توسط رمضان رفيعي  | 

خلاصه حالات پنجمين معصوم سوّمين امام ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام
آن حضرت روز پنجشنبه يا سه شنبه و بنابر مشهور سوّم شعبان ، سال چهارم هجرى (192) سالى كه در آن جنگ خندق واقع شددر شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود.
ولادت آن حضرت ده ماه و بيست روز بعد از برادرش امام حسن مجتبى عليه السلام رخ داد و شش ماهه به دنيا آمد.(193)
نام : حسين (صلوات اللّه و سلامه عليه ).(194)
كنيه : ابوعبداللّه ، ابوعلى ، ابوالشّهداء، ابوالا حرار، ابوالضّيم و ...
أ لقاب : سيّد، مظلوم ، رشيد، عطشان ، طيّب ، وفيّ، زكيّ، مبارك ، قتيل ، شهيد، سبط، سعيد و ...
پدر: امام علىّبن ابى طالب ، اميرالمؤمنين (صلوات اللّه و سلامه عليه ).
مادر: فاطمه زهراء سلام اللّه عليها.
نقش انگشتر: (اِنَّ اللّه بالغ امره )، (لااله الاّاللّه عدّة للقاءاللّه ) بوده است .
آن حضرت مدّت شش سال و چند ماه در حيات جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله ، هفت سال و چند ماه در حيات مادرش فاطمه زهراء سلام اللّه عليها، 37 سال در حيات پدرش اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام ، چهل و هفت سال همزمان با برادرش امام حسن مجتبى عليه السلام زندگى و عمر خود را سپرى نمود و جمعا عمر با بركت آن حضرت را بين 57 تا 58 سال گفته اند.
فرزندان حضرت طبق مشهور هفت فرزند پسر و دختر بوده است .
امامت : حضرت در سنّ 47 سالگى پس از شهادت برادرش امام حسن مجتبى عليه السلام ، روز جمعه ، 28 ماه صفر، سال پنجاهم هجرى قمرى (195) به منصب امامت نائل آمد
و حدود يازده سال در زمان حكومت معاويه و فرزندش يزيد امامت و رهبريّت جامعه اسلامى را به عهده داشت .
حضرت شب يكشنبه ، 28 رجب ، سال 60 هجرى از مدينه به سمت مكّه خارج شد و جمعه سوّم شعبان همان سال وارد مكّه گرديد.
و چون عدّه اى به سركردگى عمروبن سعيد از طرف يزيد به قصد آشوب و كشتار و پايمال نمودن خون حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السلام وارد مكّه شده بودند، به ناچار حضرت روز هشتم ذى الحجّه روز ترويه پس از انجام سعى بين صفا و مروه كه روز سه شنبه باشد به سوى عراق حركت نمود.
و روز چهارشنبه يا پنجشنبه دوّم محرّم الحرام ، سال 61 قمرى (196) وارد سرزمين كربلاى پربلا گرديد.
كيفيّت شهادت : به دستور يزيدبن معاويه و لشكركشى عبيداللّه بن زياد و فرماندهى عمربن سعد توسط شمربن ذى الجوشن و خولى بن يزيد و سنان بن انس لعنة اللّه عليهم اجمعين با وضعيّتى فجيع و دلخراش در حال تشنگى و غربت به قتل و شهادت رسيد.
زمان شهادت : روز عاشوراى محرّم الحرام سال 61 قمرى بعد از نماز عصر واقع گرديد.
محلّ دفن : در كربلا، ضلع غربى فرات ، در قتلگاه ، توسط امام سجّاد عليه السلام و يارى بنى اسد بدون غسل و كفن دفن گرديد.
ثواب زيارت : از حضرت صادق جعفربن محمد ( عليهما السلام ) وارد شده است : هر كس حسين عليه السلام را با معرفت زيارت كند خداوند ثواب هزار حجّ مقبول و نيز هزار عمره مقبوله در نامه اعمالش ثبت مى نمايد و گناهانش بخشيده مى شود(197) غير از حقّالنّاس و... .
نماز آن حضرت : دو ركعت است ، در هر ركعت پس از سوره حمد، بيست و پنج مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود.
و بعد از سلام نماز، تسبيح حضرت زهرا سلام اللّه عليها و پس از آن تقاضا و درخواست حوايج مشروعه از درگاه خداوند متعال كه انشاءاللّه برآورده خواهد شد.
.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:47  توسط رمضان رفيعي  | 

چهل حديث عزادارى
تدوين : جواد محدّثى
مقدّمه
عزادارى ، احياء خط خون و شهادت
زندانى كردن ((نور)) در حصار شب ، شيوه كهن ستمگران حاكم ، در برخورد و مقابله با ((حق )) بوده است . خطّ فكرى و سياسى امامان شيعه ، از همين رو همواره از سوى قدرتها، مورد تضييق و محدويت و انزواى تحميلى قرار گرفته بود.
طبيعى است كه در چنان شرايط، نوشتن و گفتن و سرودن و نشر تفكر و راه و خطّ آنان ، از اسلوبهاى مؤ ثّر شيعه به حساب مى آمد و پيروان حق ، با زبان و قلم و شعر و مرثيه و اشك و عزادارى ، در ((احياء امرائمّه )) و زنده نگهداشتن حماسه ها و بيان فضايلشان تلاش مى كردند.
در آن عصر خفقان ، طرح ((خط امامان ))، نوعى مبارزه سياسى - اجمتاعى بود و خطرها در پى داشت .
ذكرها و يادها، جهاد بود.
جلسات انس و ديدار شيعيان ، وسيله اى براى الهام گيرى و يافتنِ محورهاى ((وحدت مكتبى )) به حساب مى آمد و شعر و مرثيه و نوحه و گريستن و عزادارى بر شهيدان كربلا و سيدالشهدا و مظلوميّت اهل بيت عليهم السّلام در آن عصرِ ((نتوانستن ))ها، ابعادى از مساءله زنده نگهداشتن مشعل حق و دعوت به ((نور)) و ((ايمان )) بود.
سروده هاى موضعدار شاعران شيعى ، آنچه كه به اهل بيت مربوط مى شد، بطورعمده دو محور اساسى داشت :
1 - مدايح
2 - مراثى
استفاده ازمدح و مرثيه ، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق ومبارزه باحكومتهاى جور، مورداستفاده قرار مى گرفت .
برپايى مراسم سوگوارى براى ائمّه و احياى خاطره شكوهمند و الهام بخش حيات و جهاد و شهادتشان ، همواره در تاريخ ، حركت آفرين و بيدارگر بوده است .
سنّت شعر گفتن و مرثيه خواندن و گريستن و گرياندن در مجالس سوگ اهل بيت نيز، مورد تشويق و دستور امامان بود، چرا كه عزادارى ، رساندن صداى مظلوميّت آل على به گوش مسلمانان بود و رسالتى عظيم داشت . اقامه مجالس به ياد آنان ، بيان رنجهاى جانكاه پيشوايان حق و خون دلهاى ائمه عدل ، فاش ساختن و آشكار كردنِ ناله مظلومانه آنان در هياهوى پرفريب اغواگران بود و عزادارى براى شهيد، انتقالِ فرهنگ شهادت به نسلهاى آينده تلقّى مى شد ... و اين خط همچنان ادامه يافت ، تا اكنون (1).
در اينگونه مجالس ، احساس و عاطفه ، به كمك شعور مى آيد و مكتب عاشورا زنده مى ماند و اشك ، زبان گوياى احساسهاى عميق يك انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسينى و كربلايى است .
اشك ، دليل عشق است و نشانه پيوند.
اشك ، زبان دل است و شاهد شوق .
دلى كه به حسين عليه السّلام و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عشق دارد، بى شك در سوگ آنان مى گريد و با اين گريه ، مهر و علاقه درونى خود را نشان مى دهد و گريه بر حسين عليه السّلام تجديد بيعت با ((كربلا)) و فرهنگ شهادت است و امضاى راه خونين شهيدان .
اشك ، خون مى سازد و مجاهد و شهيد مى پرورد.
جبهه هاى گرم ايران اسلامى در سالهاى ((دفاع مقدس ))، گوياترين و زنده ترين سندى است كه نشان مى دهد چگونه عشق عاشورايى و مراسم نوحه خوانى و اشك ريختن بر سالار شهيدان ، محرّم را ماه ((پيروزى خون بر شمشير)) مى سازد و اشك را به سلاحى كارى و مؤ ثّر تبديل مى كند.
سابقه عزادارى و سوگوارى بر مظلوميت خاندان پيامبر عليهم السّلام بسيار ديرينه است و خود پيامبر و على و فاطمه و... عليهم السّلام و فرشتگان و كرّوبيان و جنّ و انس بر مظلوميّت ((آل اللّه )) گريسته و مجالس عزا و گريه برپا كرده اند. حتى انبياى گذشته هم اشكى ريزان و دلى سوزان و توسّل و توجّهى به خاندان عصمت و اسوه هاى شهادت داشته اند(2).
شبهه آفرينيهاى كج فهمان يا مغرضان نسبت به مساءله گريستن وعزادارى و توسّل و اقامه مراسم و شعائر دينى در سوگ امامان مظلوم و شهيد، جز از بى خبرى آنان از تعاليم اسلام و دستورها و سنتهاى پيامبر اسلام ، نشاءت نمى گيرد(3).
اين مجموعه چهل حديث كه پيش رو داريد، برخى از احاديث مربوط به اين سنّت ارزشمند و سازنده را در بردارد. اميد است كه آشنايى با فرهنگ دينى و عمل به آن ، وسيله نجات ما و سبب شفاعت ((اهل بيت )) از ما در روز قيامت گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 15:43  توسط رمضان رفيعي  | 

سه عامل مقدس در نهضت امام حسين كه نظير آنها در دنيا وجود ندارد و نخواهد داشت:

1ـ نهضت ابي عبدالله الحسين (ع) شخصي و فردي نبود ، بلكه كلي و انساني بود و به خاطر حقيقت و عدالت و مساوات صورت گرفت و نهضتي كه به خاطر حق و عدالت باشد همه افراد بشر آنرا دوست دارند و به آن ارج مي نهند.

همانطوريكه پيامبر (ص) براي امام حسين ارج و قرب و عشق خاصي قائل بودند و بارها جملات  مانند حسين مني و انا من حسين در جمع فرمودند.

2ـ قيام امام با يك بينش و بصيرت قوي توأم بود كه زمانها بايد مي گذشت تا مردم متوجه شوند. فرض كنيد مردم اجتماعي كه در جهل و غفلت بودند و يك بصير پيدا مي شود و مصائب، درد و مشكل اين مردم را كه بهتر از خودشان مي شناسد مانند مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادي ، ايشان در سال 1310 قمري رحلت نمودن وي 14 قبل از قيام مشروطيت قيام كرد و يك نهضت اسلامي در دولتهاي اسلامي بپا كرد در آن تاريخ اين مرد بزرگ خوانده مي شود ديده مي شود يك فردي واقعا غريب بوده و در ملتهاي مسلمان را احساس مي كرده حتي خود ملت خودش (ايران) هم به او دهان كجي مي كرد و او را مورد تمسخر قرار مي دادند و او را مورد حمايت قرار نمي دادند اگر نامهاي ايشان را كه براي آيت ا ميرزايي شيرازي و نوشته است بخوانيم عظمت او بيشتر درك خواهد شد الآن كشورهاي اسلامي به او افتخار مي كنند حتي در مورد مليت و جاي تولد ايشان بين بعضي دول اختلاف است و او را از آن خود مي دانند ايران و افغان او را از خود مي دانند، تركها مي گويند چون در كشور ما فوت نموده از آن ماست، مصريها افتخار مي كنند كه سيد جمال به كشور ما آمد و قدر و منزلت او را مي دانستم و علمايي مانند شيخ محمد عبده به او گرايش يافتند ولي متاسفانه در زمان خودش طرد شده و حتي از كشور خودش ايران با چه وضع نكتب باري تبعيد شد و مانند جدش امام سجاد (ع)  پاهايش را به شكم قاطر بستند و در هواي سرد زمستان از طريق كرمانشاه از مرز خارجش كردند و مردم ايران يكنفر هم از ايشان دفاع نكرد نمونه بهتر و بارزتر وجود مقدس حضرت اميرالمومنين علي (ع) است آن هم از زبان مقدس و مبارك خودشان در نهج البلاغه ، ايشان در فاصله ضربت خوردن تا شهادت يعني در فاصله 44 يا 45 ساعت آخر زندگيشان فرموده اند خطبه 147 غدا ترون ايامي و يكشف لكم عن سرائري فردا مرا خواهيد شناخت و اسرار من فردا براي شما كشف خواهد شد اين مطلب با عظمت را حتّي مسيحيان ، مخصوصاً دانشمندان معروفشان بيان كرده اند مانند جبران خليل جبران ميكائيل نعيمه جرج جرداق مسيحي.

هر سه از شيفتگان واقعي مولا مي باشند با اينكه مسيحي هستند. جبران خليل : من نمي دانم چه راز و سري است كه افرادي پيش از زمان خودشان به دنيا آمده اند مولي علي (ع) از همان افرادي است كه آن مردم جاهل قدر و منزلتش را ندانستند علي (ع) براي زمان خودش خيلي زياد بود و كلاً در هر زمان علي (ع) براي زمان خودش خيلي زياد است ببينيد مقام مولا را چقدر زياد و خوب بيان نموده است . حقيقت را بهتر است از زبان خود حضرت بشنويم  سلوني قبل ان تفقدوني كه خودش بحث مفصلي دارد ولي آن مرد جاهل اشعث بن قيس كه دشمن قسم خورده اهل بيت عصمت و طهارت بود. گفت يا علي در سر من چقدر تار مو وجود دارد؟ مولا مي فرمايند  . فقط بدان فرزندت قاتل فرزندم در كربلا مي شود  .. نهضت امام مانند بسياري از حوادث جهاني آنچنان كه بايد شناخته شود، هنوز شناخته نشده است الآن شايد كمي فهميده شود كه يزيد كي بود؟ ولي 99 درصد مردم آن برهه از زمان نفهم بودند وقتي متوجه شدند كه ديده شد و امام به شهادت رسيده بود . سپس تكان خوردند و قيام توابين، مختار ، قيام عبدالله بن حنظله (غسيل الملائكه ) شروع شد.

در زمان امام حسين مثلا مي خواهند خليفه به ظاهر مسلمين را ببينند چه خواهند ديد؟ افراد مسن تر كه پيامبر را ديده زمان علي (ع) را درك كرده و سادگي و فروتني آنها را ديده بود حالا در مركز دنياي اسلام آن زمان يعني شام جواني را مي ديدند كه 33 سال سن دارد جواني بسيار قد بلند و خوش سيما و شاعر و خيلي هم زيبا شعر مي گفت ولي اشعارش در وصف مي ، معشوقه ، سگ و ميمونش بود و اگر مي خواستند او را ببينند بايد هفت درب را طي مي كردند تا به جايگاه او برسند و دربانان او را تفتيش مي كردند و بعد شخصي را مي ديدند كه در يك محيط مجلل روي تخت طلا نشسته و اطراف او ترسيمهايي را با پايه هاي طلا و نقره كار گذاشته اند و روي آن شعرا، اعيان و اشراف نشسته اند و بالادست ميهمانان يك ميمون را پهلوي خليفه مي بينند كه لباسهايي فاخر و طلاكوب در تن ميمون كرده اند حال چنين شخصي مي گويد من خليفه پيامبرم و او مي خواهد مجري دستورات الهي باشد حال نماز جمعه هم مي خواند، امام جماعت هم       مي ايستد، مردم را هم موعظه مي كنند براي همين امام حسين براي نهي از منكر قيام مي كند. در آن زمان وسائل ارتباطات جمعي نبود و مردم مدينه نمي دانستند در شام چه مي گذرد؟ چون رفت و آمد خيلي كم بود و افرادي هم كه از مدينه به شام مي رفتند از دستگاه يزيد اطلاعاي نداشتند بعد از قضيه امام حسين (ع) مردم مدينه تعجب نمودند كه عجب، امام را كشتند هيئتي را به سرپرستي عبدالله بن حنظله براي تحقيق به شام مي فرستند پس از بازگشت به مردم مي گويد همينقدر در يك جمله به شما بگويم كه ما مدتي كه آنجا بوديم دائم مي گفتيم خدا نكند از آسمان سنگ ببارد و ما به اين شكل هلاك  شويم عبدالله بن حنظله مي گفت ما از نزد كسي مي آئيم كه علناً شرابخواري مي كرد و سگ بازي و ميمون بازي كارش بود. او زنا مي كرد حتي با محارم خويش .

سپس عبدالله بن حنظله كه 8 فرزند داشت به مردم مدينه گفت قيام كنيد يا نكنيد من قيام خواهم كرد ولو با اين هشت فرزندم او قيام كرد و همگي آنها به شهادت رسيدند.

3ـ قيام حضرت تدائي بود در ميان سكوت نفري در ظلمت، در شرايطي كه خفقان كاملا حكمفرما بود و مردم قدرت حرف زدن را نداشتند و سكوت مطلق و نااميدي كامل حكمفرما بود و امام قيام نمود و سكوت را شكاند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 13:14  توسط رمضان رفيعي  | 

دو چيز در كربلا چشم ابا عبدالله را خيلي روشن نمود:

1ـ تذكر ابوثمامه صائدي براي نماز كه آخرين نماز را در خدمتت بخوانيم و آقا را شاد نمود و حضرت درباره او دعا كرد.

2ـ فدا كاري عجيب سعيد بن عبدالله حنفي كه سپر امام شد تا نماز ظهر با جماعت خوانده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 13:11  توسط رمضان رفيعي  | 
آن حضرت طبق مشهور، سه شنبه ، دوّمين روز از ماه رجب ، سال 212 هجرى قمرى (2)، در قريه اى به نام صُريا سه فرسخى شهر مدينه منوّره ديده به جهان گشود.(3)
نام : علىّ(4) صلوات اللّه و سلامه عليه .
كنيه : ابوالحسن و ابوالحسن الثالث .
لقب : هادى ، ناصح ، متوكّل ، نقىّ، مرتضى ، عالم ، طاهر، طيّب ، عسكرى ، أ مين ، ابن الرّضا و... .
پدر: امام محمّد، جواد الائمّة عليه السلام .
مادر: سمانه - از اهالى مغرب - و معروف به سيّدة بوده است .
نقش انگشتر: ((اللّه رَبّى وَ هُوَ عِصْمَتى مِنْ خَلْقِه )).
دربان : عثمان بن سعيد عمرى .
مدّت عمر: آن حضرت سلام اللّه عليه ، مدّت شش سال و پنج ماه در حيات پدر بزرگوارش ؛ و نيز پس از شهادت وى ، مدّت 33 سال و 9 ماه رهبريّت و امامت جامعه را بر عهده داشت .
جمعا عمر پُر بركت آن حضرت را حدود 41 سال و چند ماه گفته اند، كه مدّت بيست سال و اءندى از آن را در شهر سامراء، تحت نظر حكومت عبّاسى به طور إ جبار إ قامت داشت .
مدّت امامت : بنابر آنچه كه بين گفتار مورّخين و محدّثين مشهور است : آن حضرت ، روز سه شنبه ، پنجم ماه ذى الحجّة ، سال 220 هجرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش به منصب امامت و خلافت نائل آمد و حدود 33 سال و 9 ماه ، امامت و هدايت جامعه اسلامى را عهده دار بود.
آن حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارش ، مرتّب در حصر و تحت اذيّت و آزار دستگاه ظلم و جور خلفاء بنى العبّاس و مخالفين قرار داشت ؛ و بيشتر مدّت امامت خود را يا در زندان و يا تحت نظر جاسوسان و مأ موران حكومتى سپرى نمود.
و اگر هم بر حسب ظاهر آزاد مى شد، غيرمستقيم برخوردهاى حضرت و نيز رفت و آمد افراد را به حضور ايشان ، تحت كنترل شديد قرار مى دادند.
امّا براى آن كه افكار عمومى خدشه دار نگردد، به طور رياكارانه در ظاهر و در موقعيّت هاى معيّن ، حضرت را تكريم و تعظيم مى كردند.
ولى به هر حال كينه و خباثت و سخن چينى افراد كوردل ، امام عليه السلام را به حال خود وا نگذاشت ؛ و سرانجام حضرت را به وسيله زهر مسموم و به شهادت رساندند.
و به همين جهات سياسى و حكومتى ، امام عليه السلام كمتر توانست ، مسائل دين را در امور مختلف مطرح نمايد و يا جلسات درس تشكيل دهد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 22:14  توسط رمضان رفيعي  | 
دیدار کارگردان، هنرمندان و عوامل تولید سریال حضرت یوسف علیه السلام (1388/09/09)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی امروز در دیدار کارگردان، هنرمندان و عوامل تولید سریال حضرت یوسف (ع) ضمن تشکر و قدردانی از این کار هنری برجسته، تأکید کردند: این سریال در واقع شروعی برای کارهای هنری خلاقانه با پردازش داستانی قوی در مجموعه هنر انقلابی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، و همچنین هنرمندان باید در این زمینه بیش از پیش سرمایه گذاری کنند.
ایشان پردازش هنرمندانه قصه در سریال حضرت یوسف (ع) را یکی از ویژگی های بارز این مجموعه تلویزیونی برشمردند و افزودند: در دنیای کنونی هنر و سینما، معمولاً برای جذ ب مخاطب، از برخی مسائل از جمله جاذبه های جنسی استفاده می شود اما در این سریال که بسیار پرمخاطب و مورد رضایت بینندگان در ایران و سایر کشورها هم بود، برخلاف غالب فیلم ها و مجموعه های نمایشی، محور داستان عصمت و پاکدامنی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 23:40  توسط رمضان رفيعي  | 

اسما خداوند متعال